من و تو
از آن
تبار مُنقرِضیم
که نگاهش به چشم تو رسیده
و
بغضش به گلوی من
👤 حسین منزوی
زندگی چون ساعت شماطهدار کهنهای
از توقفها و رفتنهای یکسان پر شده است
👤 فاضل نظری
شادیهای بزرگ تَرکَم کردهاند.
👤 گروس عبدالملکیان
اتفاق تازه ای
در من نمی افتد هنوز
می پرم هر سال
از تُنگی به تُنگ دیگری
👤 متین شریفی
پشت و روی نامه ی ما ،
هر دو یک مضمون بُوَد
روز ما را دیدی از ،
شبهای تار ما مپرس
👤 صائب تبریزی
لوسیل: زندون برات جهنم بود مارو؛ این بار حبس ابد میگیری.
مارو: جهنم اینه که هر روز از خواب بیدار بشی و حتی ندونی چرا زندهای.
🎥 Sin City | 2005
به ساعت ها بگویید بخوابند،
بیهوده زیستن را،
نیازی به شمارش نیست...!
👤 احمد شاملو
و گریستم
به یاد تمام رویاهایی که تا میخواستیم نوازششان کنیم
پژمردند...
👤 جان اشتاین بک
یک دقیقه فکر میکنم خوبم، یک دقیقه بعد احساس میکنم دارم میمیرم.
مرا مسلمان بمیران و مرا به نیکان ملحق بفرما ❤️🕊✨