Թ♏ɿՐ ɧԹԲ3Հ
۲,۴۲۸ پست
۳,۸۳۴ دنبال‌کننده
۸۳,۴۲۵ امتیاز
مرد
مهربون
زير ديپلم

تصاویر اخیر

و ۶ کاربر دیگر بازنشر کرده‌اند.
در خیابان های شهر راه می روم و
به چهره ها،
به حالت مردم،
به اندامشان،
به حرکات و
به نگاه های بی رمق شان می‌نگرم.

هرچه بیشتر نگاه می کنم بیشتر از خودم
می پرسم چه بر سر نوع بشر آمده است؟

در واقع به جای نوع بشر
همه جا نقاب می بینم،
نقاب اندوه،
نقاب کینه و بغض،
و نقاب پریشانی...

گاهی اوقات به نظرم می رسد
که طلسمی شوم و خبیث
بر سر ِ شهر سایه افکنده است.
وقتی همه خوابیده بودند
جادوگری قدرتمند لبخند را از روی لبان
مردم زدوده و به جای آن اندوه و کدورت
بر چهره ها پاشیده است،

فقط بغض و کینه و تهاجم و زورگویی
برای انسان ها باقی گذاشته است!
مشاهده ۱۴ دیدگاه ارسالی ...
و ۵ کاربر دیگر بازنشر کرده‌اند.
🌱 واقعیت این است که زندگی همیشه
مطابق خواسته‌ها و تصورات ما پیش نرفت.

غم، نگرانی و دلتنگی
سهم بزرگی از زندگی مان شده است
شاید دنیا به ساز ما نرقصیده…
اما از ما رقصندگانی ساخته
که یاد گرفته‌اند حتی میان ناهماهنگی،
تعادلشان را حفظ کنند.
ما می‌توانیم بهترین رقص‌مان را
همین حالا آغاز کنیم؛
نه از سرِ شادی،
بلکه از دلِ آگاهی و صبوری.
همین حالا…
با همین ساز ناهماهنگ…
با همین ریتمِ عجیب و سختِ دنیا.
و همین کافی‌ست:
ایستادگی کنیم،
انسان بمانیم،
و امید را — هرچند آرام — زمین نگذاریم. 🌱
مشاهده ۳ دیدگاه ارسالی ...
و ۱۰ کاربر دیگر بازنشر کرده‌اند.

بارها اَز دور
ساعَت‌ها تَماشا کَردَمَت ...!

مشاهده ۶ دیدگاه ارسالی ...
و ۹ کاربر دیگر بازنشر کرده‌اند.

لحظه‌ ای با تو نشستن،
به جهان می‌‌ارزد!

و ۷ کاربر دیگر بازنشر کرده‌اند.

شعر را در روز نتوان آنچنان زیبا نوشت
شاعران شب ها قلم هاشان قیامت میکند

بازنشر کرده است.


؛ ایستاده، حتی زیر سنگین‌ترین آسمون‌ها ... ❄️💙
Tehran, Standing — Even Under a Restless Sky

دیدگاه غیرفعال شده است.
بازنشر کرده است.

کاش میشد یکم بزنیم جلوتر؛
ببینیم اصلاً ارزش داره ادامه شو زندگی کنیم یا نه ... ❄️💙

بازنشر کرده است.
با من گوش بده.🌱
دیدگاه غیرفعال شده است.
بازنشر کرده است.


زمان، بی‌رحم‌ترین دزدی‌ است که می‌شناسم... ❄️💙

و ۱۰ کاربر دیگر بازنشر کرده‌اند.
ای همه گل‌های از سرما کبود
خنده‌هاتان را كه از لب‌ها ربود؟
مشاهده ۶۳ دیدگاه ارسالی ...
بازنشر کرده است.

ماه کجاست؟
پشتِ پلک‌هایِ بسته‌یِ من،
آنجا که خوابِ تو را می‌بینم...! ❄️💙

و ۴ کاربر دیگر بازنشر کرده‌اند.
سلطان!!!
خودتو که هیچ، دیگه تخمتم نمی‌تونیم بخوریم!

😑😑😑😑
با مرغ بودما...
بازنشر کرده است.

‏توی فیلم "پری" یه سکانسی هست که خسرو شکیبایی، بی‌اختیار تو تاکسی میزنه زیر گریه و بقیه مسافرها و راننده بدون اینکه علت رو بدونن، باهاش شروع میکنن به گریه کردن!
انگار همه‌ی ما مسافرای اون تاکسی هستیم... ❄️💙

بازنشر کرده است.

آدمیزاد تو یه سنی، یه قبر می‌کَنه، آرزوهاشو می‌ریزه توش و می‌شینه به نگاه کردن. باور کنید حال سوگواری‌ام نداره. بهت‌زده به مرگ آرزوهاش زل می‌زنه. گیج و منگ. می‌دونه هم که دیگه نمی‌شه. به قول فروغ؛ «چه می‌شود کرد؟ مگر می‌شود دنیا را پاره کرد و از تویش خوشبختی درآورد؟ همین است که هست». ❄️💙

بازنشر کرده است.
برای تو و قلب صبورت، خوبِ من؛
اگر این لحظه‌ی ماندگار سنگین است و راه گاهی در مه فرو می‌رود، یادت باشد تو از جنسِ عبور کردنی، نه برای ماندن در درد ساخته شده‌ای و نه برای کم آوردن.
دلِ صبور تو بارها ثابت کرده که می‌تواند از دلِ آشوب آرامش بسازد و از دلِ خستگی دوباره برخیزد.. هر نفسی که می‌کشی نشانه‌ی امیدی‌ست که هنوز زنده است و هنوز بیدار.
باور کن هیچ شبِ بلندی بی‌سپیده نمانده و هیچ دلی که صادقانه صبر کرده بی‌پاداش عبور نکرده است.
اگر افتادی این پایان نیست، زمین فقط خواسته به تو یاد بدهد چگونه محکم‌تر برخیزی و اگر اشک ریختی بدان اشک‌ها زبانِ روح‌اند نه نشانه‌ی ضعف.
تو ادامه بده، حتی آرام و حتی لرزان، اما رو به نور...دنیا هنوز جاهایی برای لبخندِ تو کنار گذاشته و فردا بیش از آن‌چه فکرش را بکنی منتظرِ شجاعتِ توست.🕊🌱
  • .

    ؛
    و در پایان، فقط این را بدان:
    من به صبرِ دلت ایمان دارم..به نوری که حتی در خاموش‌ترین لحظه‌ها درونت زنده می‌ماند.
    هر جا خسته شدی، مکث کن، نفس بکش و دوباره ادامه بده… تو برای رسیدن ساخته شده‌ای، نه برای جا ماندن.🦋🍃

دیدگاه غیرفعال شده است.