_-_-_---♥️ ♥️ ♥️---_-_-_
ما ز هر صاحب دلی یک رشته فن آموختیم
عشق از لیلی و صبر از کوه کن آموختیم
گریه از مرغ سحر، خودسوزی از پروانه ها
صد سرا ویرانه شد، تا ساختن آموختیم!!!
_-_-_---♥️ ♥️ ♥️---_-_-_
_-_-_---♥️ ♥️ ♥️---_-_-_
چشمهساری در دل و
آبشاری در کف،
آفتابی در نگاه و
فرشتهای در پیراهن،
از انسانی که تویی
قصهها میتوانم کرد …
_-_-_---♥️ ♥️ ♥️---_-_-_
کنار آشنایی تو آشیانه می کنم
فضای آشیانه را پُر از ترانه می کنم
کسی سوال می کند ، به خاطر چه زنده ای؟
و من برای زندگی تو را بهانه می کنم
♥♥♥♥♥
دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت
دائما یکسان نباشد حال دوران غم مخور
مرا از شروع شب این زمانه
کشاندی به اوج ستاره، ترانه
تو ای زندگی را بهانه، تو ای نور
تو اویی و یا یک نشانه؟!
همین دانم این نظم از توست
تو موزیک موزون رشد جوانه
تو در انتهای غزل روشن و گرم
وجودم به سویت روانه
تو وزنی برای غزلها
غزلهای ناب،
عاشقانه!
کسی را که امیدوار است هیچگاه نا امید نکن ،
شاید امید تنها دارائی او باشد . . .
پیری آن نیست که بر سر زند موی سفید
هر جوانی که به دل عشق ندارد پیر است
کاش می شد عشق را آغاز کرد
با هزاران گل یاس آن را ناز کرد
کاش می شد شیشه غم را شکست
دل به دست آورد نه این که دل شکست
نشود فاش کسی آنچه میان من و توست
تا اشارات نظر نامه رسان من و توست
گوش کن با لب خاموش سخن می گویم
پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست
روزگاری شد و کس مرد ره عشق ندید
حالیا چشم جهانی نگران من و توست
گرچه در خلوت راز دل ما کس نرسید
همه جا زمزمه ی عشق نهان من و توست