۱۰ پست
۲۵۰ دنبال‌کننده
۱۳,۰۴۵ امتیاز
زن

تصاویر اخیر

و ۱۴ کاربر دیگر بازنشر کرده‌اند.

امیدوارم التیام پیدا کنید
از سختی هایی که در موردش صحبت نمی کنید

دیدگاه غیرفعال شده است.
بازنشر کرده است.
اصلا فلسفه پیدایش شب که
خواب نیست !
شب ها
وقت خلوت کردن است ؛
یا با خودت یا با فکرت ...
دیدگاه غیرفعال شده است.
بازنشر کرده است.
سکوت ظاهرش قشنگه اما باطنش روح آدمو میخوره!
بازنشر کرده است.

اما براى مَن
تو آن هميشه‌اى💫

دیدگاه غیرفعال شده است.
بازنشر کرده است.

من؟
از دور بسیار خشک و جدی
از نزدیک صمیمی و شوخ
و از خیلی نزدیک بسیار غمگینم ....

دیدگاه غیرفعال شده است.
بازنشر کرده است.
.
دیدگاه غیرفعال شده است.
بازنشر کرده است.
آخرش میرسی به جایی که می بینی فقط یه نفرو داری. همونی که خیلی جاها بهش پشت کردی ولی اون همیشه کنارت موند و هواتو داشت. اونی که هر وقت صداش می زدی منتظر نمیشد تا ادامه حرفتو بزنی و کارتو بگی تا اگه به نفعش بود سین کنه، سریع جوابتو می داد و کمکت میکرد. اونی که همیشه بهت گفته هر کی هم بره، باز پیشت می مونه و تنهات نمی ذاره. تو فکر می کردی شعار میده ولی اون روی حرفش وایساد و الان با خوندن این تکست بهش فکر کردی. قدرشو بدون.
همین!
  • صدایت که کردم
    جانم گفتی
    مانده ام با این
    صد سالی که به عمرم اضافه شد
    چه کنم❤️

دیدگاه غیرفعال شده است.
بازنشر کرده است.

اندکی غم داشت چشمان تو، حالا بیشتر
زندگی با عشق اینطور است: پرتشویش‌تر

دیدگاه غیرفعال شده است.
بازنشر کرده است.
سعی نکن متفاوت باشی
"فقط"
خوب بآش
خوب بودن به اندازه کآفی، متفاوت است
دیدگاه غیرفعال شده است.
و ۱ کاربر دیگر بازنشر کرده‌اند.
دست های آدم می تواند در دو سمتِ نا برابر جا بیفتد..
مثلا دستی می تواند همزمان با اشاره به پیش خدمت، قهوه ی فرانسه اش را تجدید کند،
و با دست دیگر همزمان بر روی عکس های سوریه، اظهار ندامت کند.
من هم می توانم همین باشم.
کمی افسوس در دهانم بِپاشم، و همزمان با صدای رگبارِ خاور میانه ای،
درست روی موسیقی کافه، سالسا برقصم.
می توانم شب/ لای پای های خدا/ در اتاقم/ با نور کم،
آخرین رمانِ رسیده از پاریس را باز کنم و کلمبیا را لای انشگتانم دود کنم،
و پس از کمی خواندن / آنگاه که در حالت عمودی،
دارم خستگی هایم را در مَوال خالی می کنم،
به موشکی فکر کنم که دارد از بابانوئل پیشی می گیرد.
مهم تانک ها نیستند.
مهم منم که نگاه می کنم به قسمتی از جهان/ که دارند عروس می شوند،
زیرِ پارچه های سفید و کابینِ کفن..
نه کیفیتِ قهوه ها پایین آمده نه سوراخِ مَوال تنگ تر شده.
فقط من/ کنار کتابم/ بی آنکه یادم باشد گرامافون را خاموش کنم،
در اثباتِ عدالتِ جهان/ تمامِ شب را بدونِ پرش می خوابم.
و گلوله ای که تکلیفِ آخرین خواب مشترک با خدا را مشخص می کند،
تا شاید خیال کودکان را از تقسیم ناعادلانه این دنیا راحت تر بخوابانند
  • َArastu Pouyan

    مهم منم که نگاه می کنم به قسمتی از جهان

  • مهم منم که نگاه می کنم به قسمتی از جهان
    فقط من/ کنار کتابم/ بی آنکه یادم باشد گرامافون را خاموش کنم

دیدگاه غیرفعال شده است.
بازنشر کرده است.
یک‌روز صبح بیدار می‌شوی و می‌فهمی که در سکوت و به اختیار، به فرد دیگری تبدیل شده‌ای.
دیدگاه غیرفعال شده است.
بازنشر کرده است.
دیدگاه غیرفعال شده است.
بازنشر کرده است.
دیدگاه غیرفعال شده است.