broken_man1361@
۴۸ پست
۱۶۵ دنبال‌کننده
۱۷,۲۴۶ امتیاز
مرد، مجرد
۱۳۶۱/۰۳/۱۶
زير ديپلم
دین اسلام
ايران، مازندران
زندگی با خانواده
سربازی فراري

تصاویر اخیر

موردی برای نمایش وجود ندارد.
بازنشر کرده است.
خیال می کنم
کودکیِ من هنوز
در پشت میزهای مدرسه
تنها مانده است
و من بیهوده سرک می کشم
تا عبارت خوشبختی را
از روی تخته سیاه
بخوانم .


👤 رضا آل علی
بازنشر کرده است.
دیگر توان ماندن در سبزی چمن نیست
قدم خمیده گشت و برگی به روی تن نیست
ای باغبان فرتوت پیرایشم مکن تو
امید سبز گشتن در ساقهء کهن نیست


👤 مهدی فخرابادی
بیچاره من
که در باغ چشمهایت
تمام شاخه های آرزویم
میان فصل سرد دستانی بود
که زیر تگرگ نامهربانی ها شکست


👤 دانیال رحمانیان(جهرم)
دیدگاه غیرفعال شده است.
من این حرفهای خفته در گلویم را
اگر نگفتم، چون گوشی ماندنی نیست
باشد که گاه گاهی کسی از نگاه زهر آلوده ام
چند خطی را از سر هوس روخوانی کند ...


👤 میثم رحمانی ( تیکه سنگ)
دیدگاه غیرفعال شده است.
بازنشر کرده است.
نه به دین و نه با دنیا ساخته ایم
آمده ایم سرکی به زندگی بکشیم
گاهی بازیچه شویم
گهی بازی کنیم
در خفای خلوتی سر به خاک بسپاریم ...


👤 میثم رحمانی ( تیکه سنگ)
دیدگاه غیرفعال شده است.
روز و شب افسوس
نیمه شب کابوس.
آری این سان است
سوزش ققنوس


👤 مهدی فتوحی
دیدگاه غیرفعال شده است.
دیر زمانیست از یاد خودم رفته ام
به تاریکی ها
چه سود اگر چشمانم باز باشد یا بسته
بی درخشش فانوس ...


👤 میثم رحمانی ( تیکه سنگ)
دیدگاه غیرفعال شده است.
دنیا فقط یه قصه ست
یه قصه ء قدیمی
قصه ای که پر شده
از دوری و غریبی

دنیا فقط بهونه ست
بهونه ء نرفتن
بهونه ء چیزی و
دونستن و نگفتن

دنیا فقط خیاله
یه جور خیال مبهم
خیالی که پر شده
از غصه ها و ماتم

دنیا فقط یه راهه
راهی برای رفتن
راهی برای ماندن
راهی برای مردن

دنیا فقط یه حسه
یه حسه پوچ و خالی
قشنگه اما بی روح
مثل گلای قالی .


👤 مهدی تاجیک
دیدگاه غیرفعال شده است.
من در تاریکی ام
چشم ، چشم را نمی بیند
انگار آدمها هر یک در تکاپویی غریب در حرکتند
سرگشته و سرگردان
چشم انتظار
و من نیز...


👤 سیاوش رودکلی
دیدگاه غیرفعال شده است.
سیاهپوش ابری
ایستاده بر نعش آفتاب!
آنجا که دل را،
با هورا هورا
دار می زنند
بی هیچ پرسشی .
و من
دریا می بارم
بر سپیده ی صبح تاریک خویش
و باز تکرار تکرار تکرار.


👤 علی خدادادی
دیدگاه غیرفعال شده است.
روحی سرگردان و مشوشم
در انتظار کابوس مرگ
پایم را به این زمین گرم می فشارم
که این گرمترین آغوش تنهائی من است.


👤 علی غلامی
دیدگاه غیرفعال شده است.
تو اگر خاموشی
من اگر خاموشم
گله ای نیست
تقدیر زمین همین است
که بیاییم و سکوت کنیم
و در سکوت برویم ...


👤 میثم رحمانی ( تیکه سنگ)
دیدگاه غیرفعال شده است.
اَسبی لجام گسیخته
به سرعت
هوش آدمیان را
در می نوردد.


👤 مهدی فتوحی
دیدگاه غیرفعال شده است.
پرنده ی کوچک
کنار جوی روان
نشسته
آب را بدرقه می کند
و لحظه ی عمر را


👤 مهدی فتوحی
دیدگاه غیرفعال شده است.
هنوز ساکتم
پیمانه چون به سر رسد
شبیه دیگی به جوشدان
برای گفتن نا گفته ها
شعله ور می شوم


👤 جواد شریفیان
دیدگاه غیرفعال شده است.