PURYA
۲,۶۰۷ پست
۱۸۳ دنبال‌کننده
مرد
۱۴۰۲/۰۱/۲۵
فوق ليسانس
کارمند
دین اسلام
ايران، اصفهان، شاغل
زندگی با خانواده
سربازی معاف
سیگار نميکشم
گرایش سیاسی ندارم
شعر موسیقی اصیل
S 9
۲۰۶
قد ۱۸۲، وزن ۷۷

تصاویر اخیر

بازنشر کرده است.
روسری وا میکنی خورشید عینک می زند !
دسته گل غش میکند پروانه پشتک می زند !

کفش در می آوری، قالی علامت می دهد
جامه از تن می کَنی آیینه چشمک می زند !

هر کسی از ظّن خود در خانه یارت می شود
گاز آتش می خورد ! یخچال برفک می زند

میوه ها با پای خود تا پیش دستی می دوند
آن طرف کتری به پای خویش فندک می زند !

روبرویم می نشینی جشن بر پا می شود
صندلی دف می نوازد میز تنبک می زند !

درد دلها از لبت تا گوش من صف میکشند
پیشِ از آن چشمت به چشم من پیامک می زند !

عشق من این روزها با اینکه در گیر توام
باز هم قلبم برای قبلها لک میزند !

زندگی گرچه برای پر زدن می سازدش
عاقبت نخ را به پای بادبادک میزند

عشق گاهی با پر قو صخره را می پرورد
گاه سنگین می شود چکش به میخک می زند

باز هم با بوسه ای راه تو را می بندم و
حرف آخر را همین لبهای کوچک می زند
 
ارد ❤❤❤❤❤❤❤
من نگاهش میڪنم
اوهم نگاهم میڪند

او براے دل بریدن
من براے دلبری...

عشق یعنی
تار موهاے تنت مے ایستند.

هر زمان ڪہ اسم او را
روے لب مے آوری

مشیری



یک آغوش دبش می‌خواهم
با بوسه‌های لب سوزِ لب دوز
کمی هم باران
تو را هم می‌خواهم...
و موسیقی ملایم چشم‌های تو را
که در هوای دوستت دارم
خیسِ خیس است...
بہ غیر از چشم هایت در جهان چیزے نمیبینم

بہ غیر از چشم هایت این جهان چیزے مگر دارد
بازنشر کرده است.
خسته ام،ميروم ازقلبِ تو با پاى خودم
تا كـه تنهـا بشوم بـا غمِ دنيـاى خودم

ليـلىِ قصـه نبـودى كـه شوم مجنونت
تن سپردم به بيابان و به صحراۍخودم

دلِ دريـايىِ طـوفـان زده ، ارزانىِ خـود
می روم تـا كـه شوم قايقِ درياى خودم

بعدِ تـو خاک از آيينـه ى دل می گيرم
تا كـمى هم بنشينم بـه تماشاى خودم

ما كـه رفتيم تو باش و همهٔ خاطره ها
ميروم تا برسم بى تـو بـه فرداى خودم

دل اگـر بعـدِ تـو لـرزيد، حرامش باشد
پايبـنـدم بـه خدا، بر سرِ فتواى خـودم
گوش کن حرفِ دلِ خسته، به اقرارِ غزل
صبر کن، خسته نشو از من و تکرارِ غزل

علتِ بودنم اینجا به اهورا سوگند
هیچ چیزی نَبُوَد جز غم و اصرارِ غزل

عذرخواهم من اگر، گشته پریشان حالت
از شکایاتِ من و نحوه ی گفتارِ غزل

سالیانی ست که صد رازِ مگو مانده به دل
شده آویخته حالا، همه بر دارِ غزل

بی وفا بودی دل از سرِ اجبار و جنون
متوسل شده بر دامنِ گلدارِ غزل

رررفتی و بعدِ تو در دخمه ی تنهاییِ خود
شده ام پرده نشین، همسفر و یارِ غزل ...
نگاهت را نمی خوانم نه با مایی نه بی مایی
ز کارت حیرتی دارم نه با جمعی نه تنهایی

گهی از خنده گلریزی مگر ای غنچه گلزاری ؟
گهی از گریه لبریزی مگر ای ماه دریایی ؟

چه می کوشی به طنازی که بر ابرو گره بندی
به هر حالت که بنشینی میان جمع زیبایی

درون پیرهن داری تنی از آرزو خوشتر
چرا پنهان کنی ای جان بهشت آرزوهایی؟

گهی با من هم آغوشی گهی از ما گریزانی
بدین افسونگری در خاطرم چون نقش رویایی

لبت گر بی سخن باشد نگاهت صد زبان دارد
بدین مستانه دیدن ها نه خاموشی نه گویایی

گهی از دیده پنهانی پریزادی پریرویی
گهی در جان هویدایی فرح بخشی فریبایی

به رخ گیسو فروریزی که دل ها را برانگیزی
از این بازیگری بگذر به هر صورت دلارایی

چرا زلف سیاهت را حجاب چهره می سازی؟
تو ماهی در دل شب ها نه پنهانی که پیدایی

زبانت را نمی دانم نه بی شوقی نه مشتاقی
نگاهت را نمی خوانم نه با مایی نه بی مایی ...
آمــدم ! تـا بنشینـی و ، بجـوشـم  با تو
تشنه‌هستم نفسـی عشق ، بنوشـم با تو

پیرهن! در خور زیبایی تو هرگـز نیست
باش تـا پیرهـن از شعــر ، بپـوشـم با تو

شهر خالی شده از عاشق‌ و من آمده ام
مست‌شعر و غزل امشب بخروشم با تو

پیش تو می‌گذرم، از همه بنشین و ببین
لحظـه ای را به جهـانی نفـروشـم ، با تو

آسمـان ! بـار امـانــت، نتـوانسـت ، ولـی
کـوه را می‌کـشم امروز ، به دوشـم با تو

از تو امروز  قناری !  غـزلی می خواهم
غـزلی زمزمـه کـن من همه گوشم ، با تو

بعدِ عمـری که رسیدم به توبنشین نفسم
هرچه در بـزم نصیبم شده ، نوشـم با تو
شده‌ام در  قفسِ چشمِ تو ، من  زندانی

دیده‌ام خیس‌ و قلم ابری و دل بارانی

از غمِ بی‌کسی و حسرت و بی‌هم نفسی

سخت بیمارم و محتاج  به لب درمانی...
"روند استفاده از قانون جذب"
به طور کلی روند قانون جذب از سه مر حله تشکیل می شود.

تجسم:براي تجسم انسان باید از ذهن خود استفاده کند.مجسم کردن خواسته، که الان از آن اوست و با آن کاري انجام میدهد و از داشتن آن لذت می برد، انگار همین حالا خواسته اش را دریافت کرده است.

احساس: همراه با تجسم انسان باید احساس فوق العاده اي در مورد خواسته اش داشته باشد، یک نوع احساس شور و شوق همراه با لذت(عشق)که تمام اینها توسط ذهن انسان امکان پذیر است.بدین ترتیب انسان فرکانس ارتعاشی ایجاد می کند که خواسته خود را مانند آهنربا جذب می نماید.

دریافت:بدین ترتیب قانون جذب از طریق نیرویی طبیعی، مرئی و نامرئی کار می کند تا انسان را از طریق شرایط و رویداد ها به خواسته اش برساند.

❤️ "تو قوی ترین آهنربا در این دنیا هستی. تو یک قدرت مغناطیسی درونی داري که از هر چیز دیگري در این دنیا (دنیاي جسمانی) قوي تر است و این نیروي بی انتهاي مغناطیسی از افکار تو منتشر می شود."

چگونه خواسته هایمان را جذب کنیم
Beautiful face age ,
Perfect body will change ,
But beautiful soul will allways be beautiful soul
یک صورت زیبا پیر میشه
یک اندام زیبا تغییر میکنه
اما یک ذات زیبا همیشه زیبا میمونه
یکبار از زنی موفق خواستم تا راز خود را با من در میان بگذارد. لبخندی زد و گفت:
موفقیت من زمانی آغاز شد که نبردهای کوچک را به جنگجویان کوچک واگذار کردم.
دست از جنگیدن با کسانی که غیبتم را می کردند برداشتم.
دست از جنگیدن با خانواده همسرم کشیدم.

دیگر به دنبال جنگیدن برای جلب توجه نبودم،
سعی نکردم انتظارات دیگران را برآورده کنم و همه را شاد و راضی نگه دارم.
دیگر سعی نکردم کسی را راضی کنم که درباره من اشتباه می کند.

آنگاه شروع کردم به جنگیدن برای:
اهدافم
رویاهایم
ایده هایم و
سرنوشتم

روزی که جنگ های کوچک را متوقف کردم
روزی بود که مسیر موفقیتم آغاز شد.
هر نبردی ارزش زمان و روزهای زندگی ما را ندارد. نبردهایمان را عاقلانه انتخاب کنیم.
روانشناسی میگه :
یکی از حس‌هایی که موقع عاشقی تجربه میکنید
وقتیه که صداشو می‌شنوید یا بهش فکر میکنید؛

میگید "یهو هوری دلم ریخت"

از نظر علمی اسمش PVC هست که یعنی قلبتون یه ضربان قلبی رو جا میندازه و تو ضربان بعدی جبران می‌کنه که این حس رو میده...
اگه به خودت سی روز وقت بدی که خونه‌‌ت رو تمیز کنی، دقیقا سی روز طول میکشه. اما اگه سه ساعت وقت تعیین کنی برای تمیز کردن اتاقت، همون سه ساعت زمان می‌بره. دقیقا همین روند درمورد اهداف، آرزو، استعداد و توانایی‌هات هم صدق میکنه!
‏۱۶ سال رفتیم مدرسه و‌ دانشگاه؛
از تولید مثل جلبک تا حساب کردن سطح زیر منحنی با فلان انتگرال و بهمان خوندیم ولی یکی بهمون یاد نداد:
چطوری با سختیا کنار بیایم؟
چطوری آرامش داشته باشیم؟
چطوری خودمونو دوست داشته باشیم؟
چطوری مهربون باشیم و بقیه رو دوست داشته باشیم؟
چطوری حالمون‌ خوب باشه؟
می توانید تصور کنید که تمام ثروت دنیا به زور یا با رضایت ، بصورت مساوی بین تمام مردم این سیاره تقسیم شده است
اکنون همه به یک اندازه ثروتمند هستند

به نظر شما چه اتفاقی خواهد افتاد ؟ همه چیز در صلح و صفا خواهد بود ؟ 💑

🔹قطعا نه . به زودی فقرا دو باره فقیر خواهند شد و ثروتمندان ثروت خود را باز پس خواهند گرفت
چرا که فقیر برای فقر برنامه ریزی شده است و ثروتمند برای ثروت

🔸مشکلات مالی یک فقیر با پول حل نمی شود . چه بسا بیشتر هم می شود

پول آدمها را خوب یا بد نمی کند . پول فقط آنچنان را آنچنان تر می کند (اشاره به شعر مولانا)

اگر شخصی زمینه و تمایل نهفته به انواع انحرافات را داشته باشد و قتی پول بیشتری در جیبش رفت آن را صرف تمایلات منفی خود خواهد کرد

پول به خودی خود مشکلات را حل نمی کند . باید نوعی از آگاهی و هوش نیز همراه آن باشد . در غیر اینصورت مشکلات بیشتری به زندگی شخص وارد خواهد شد
دو چیز انسان را نابود می کند:
☝️- مشغول بودن به گذشته.
✌️- مشغول شدن به دیگران.
هر کس در گذشته بماند آینده را از دست می دهد و هر کس نگهبان رفتار دیگران باشد نصفی از آسایش و راحتی خود را از دست می دهد.
بهترین انتقام در زندگی این است که به راه خودادامه دهید و اتفاقات بد را فراموش کنید. 💪
شاد بودن را سرمشق زندگی خود قرار دهید و مسیر زندگیتان را به زیبایی ترسیم کنید.🌺

ایام به کام