موسیقی عجیبی ست مرگ.
بلند می شوی
و چنان آرام و نرم می رقصی
که دیگر هیچکس تو را نمی بیند ...✍️
امیدوارم روزی که رنج مان به پایان رسید ،
ما هنوز ادامه داشته باشیم ...✍️
میوه هامان را می چیدند که بارمان را سبک کنند،
اما چشمشان روی سنگی که کمرمان را خم کرده بود
می بندند ...✍️
اگه زخمت رو درمان نکنی
به کسایی زخم خواهی زد
که نقشی تو زخمی کردنت نداشتند ...✍️
خوشحال نباش بابت گرون شدن ماشینت، توو کوچه بغلی یه بابایی داره واسه گرون شدن قرص بچش گریه میکنه ..✍️
اونا رو می بینی آقای رنگو ؟
اونا دوستها و همسایه هام هستن . زندگی اینجا سخته ، خیلی سخت
می دونی اونا چه جوری تا الان دووم آوردن ؟
اونا باور دارن ! باور دارن که اوضاع بالاخره بهتر میشه ، اونا باور دارن که برخلاف همه ی شواهد و قرائن فردا بهتر از امروز میشه ؛...✍️
به ما می گفتند پپسی نخورید گناه دارد
وقتی به تهران آمدم اولین کاری که کردم از یک دست فروش پپسی خریدم و خوردم
شیرین بود، و آن وقت فهمیدم گناه شیرین است ...✍️
حسین پناهی
زیبایی
در هیچ چیز ابدی نیست ،
بجز یک ذات زیبا ،که تا ابد زیباست ...✍️
از میان دو واژه انسان و انسانیت،
اولی در میان کوچهها
و دومی در لابلای کتابها سرگردان است ...✍️
آن کلمهء دردناک را گفت
ساکت شدم
از اتاق بیرون رفتم
سه سال بعد
برگشتم
مهمانها رفته بودند،
کلمه
آنجا بود ...✍️
ما رو به آسمان دعا می کردیم
از آسمان بمب میبارید...✍️
همه شهر تو را میخواند، و من از تو می نویسم ...✍️
در کنار ساحل قدم میزدم و میخواستم
به جایی دیگر بروم که درخشش چیزی
از فاصله دور توجهم را به خود جلب کرد.
جلوتر رفتم تا به شی درخشان رسیدم.
نگاه کردم دیدم یه قوطی نوشابه است،
با خودم فکر کردم در زندگی چند بار چیزهای بیارزش من را فریب داده
و من را از مسیر اصلی خودم غافل کرده است
و وقتی به آن رسیدم دیدم
که چقدر بیهوده بوده است.
ولی آیا اگر به سمت آن شی بیارزش نمیرفتم واقعا میفهمیدم که بیارزش است یا سالها حسرت آن را میخوردم...؟ ✍️
من
چمدانت را گرفته بودم
موج ها را گرفته بودم
هفت و ده دقیقه ی غروب را گرفته بودم
تو اما
از درون راه افتادی ...✍️
پريچهر
زنده باشی🌹🌹
کیوان