سهند

سعی میکنم از هر کجا که عبور میکنم رد خوبی از خودم بجا بزارم کاش یگی .. بیشتر

سهند
۸۴۰ پست
۱۶۴ دنبال‌کننده
مرد، متاهل
ديپلم
زندگی با همسر و فرزند
طبیعت و حفاظت از طبیعت
جیپ K M

تصاویر اخیر

بی‌آزاری و سودمندی گزین

که اینست فرهنگ آیین و دین
  • سهند

    ظهر تابستان است
    سایه ها می دانند که چه تابستانی است
    سایه هایی بی لک
    گوشه ای روشن و پاک
    کودکان احساس! جای بازی اینجاست
    زندگی خالی نیست
    مهربانی هست ،
    سیب هست ،
    ایمان هست…
    سهراب سپهری

بازنشر کرده است.
آسمان فرصت پرواز بلندي است. قصه اين است چه اندازه کبوتر باشي!
بازنشر کرده است.
گاهی با دویدن برای رسیدن به کسی، دیگر نفسی برای ماندن در کنار او باقی نخواهد
ماند!
گفت: چند سال داری؟

گفتم: روزهای تکراری زندگیم را که خط بزنم، کودکی چند ساله‌ام!
...
آن یار که عهدِ دوستاری بشکست

می‌رفت و منش گرفته دامان در دست

می‌گفت «دگر باره به خوابم بینی»

پنداشت که بعد از آن مرا خوابی هست
بازنشر کرده است.
به نقل از دوست ارزشمندم افشین سر خوش
در سال 1973، رئیس جمهور زئیر در آن زمان، ژنرال «موبوتو سسه سکو»، سفری سه روزه به مور یتانی داشت. موریتانی در آن زمان یکی از فقیرترین کشورهای آفریقا بود و اقتصادش بر ماهیگیری، کشاورزی و دامداری استوار بود.
در طول دیدار، موبوتو متوجه شد که میزبانش، رئیس جمهور موریتانی «المختار ولد داداه» – که نخستین رئیس جمهور این کشور پس از استقلال از استعمار فرا نسه بود – در تمام این سه روز یک دست لباس بیشتر نپوشیده است. موبوتو دریافت که او توان خرید لباس های گران قیمت و شیک را ندارد.
هنگام خداحافظی در فرودگاه نواکشوط، موبوتو برای آن که میزبانش شرمنده نشود، چکی به مبلغ 5 میلیون دلار به دبیر مخصوص رئیس جمهور داد و همراه آن فهرستی از نشانی خیاطان مشهور پاریس که خود لباس هایش را آنجا سفارش می داد، تا رئیس جمهور موریتانی هم بتواند لباس های رسمی تهیه کند.
بعد از رفتن موبوتو، دبیر مخصوص چک را به رئیس جمهور تحویل داد و گفت: «این هدیه موبوتو است برای شما تا لباس و وسایل آن را از پاریس بخرید.» اما «ولد داداه» بلافاصله چک را به وزیر دارایی داد تا به حساب دولت واریز کند.
بازنشر کرده است.
به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل

وگر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم
  • سهند

    هزار جَهد بکردم که سِرِّ عشق بپوشم

    نبود بر سر آتش مُیَسَرم که نجوشم

    بِهوش بودم از اول که دل به کس نسپارم

    شَمایِل تو بدیدم نه صبر ماند و نه هوشم

    حکایتی ز دهانت به گوشِ جان من آمد

    دگر نصیحتِ مردم حکایت است به گوشم

    مگر تو روی بپوشی و فتنه بازنشانی

    که من قرار ندارم که دیده از تو بپوشم

    من رَمیده‌دل آن به که در سَماع نیایم

    که گر به پای درآیم به در برند به دوشم

    بیا به صلح من امروز در کنار من امشب

    که دیده خواب نکرده‌ست از انتظار تو دوشم

    مرا به هیچ بدادی و من هنوز بر آنم

    که از وجود تو مویی به عالمی نفروشم

    به زخم‌خورده حکایت کنم ز دست جراحت

    که تندرست، ملامت کند چو من بخروشم

    مرا مگوی که سعدی طریقِ عشق رها کن

    سخن چه فایده گفتن چو پند می‌نَنیوشم؟

    به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل

    وگر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم

بازنشر کرده است.
هر رفتنی رسیدن نیست ولی برای رسیدن راهی جز رفتن نیست
زمان مثل آچار فرانسه میمونه شاید همه پیچهارو باز نکنه ولی شلشون میکنه
BlackSwan✔ تولدت مبارک
هدف اصلی ما در زندگی کمک به دیگران است. اگر نمی توانید دیگران را یاری کنید، حداقل آزارشان ندهید. / دالایی لاما
اگر ما نتوانیم همچو مردان و زنانِ آزاد زندگی کنیم باید از مُردن خود شادمان باشیم./ ماهاتما گاندی
شما تنها زمانی به قدرت نیاز دارید که قصد انجام کار مضری را داشته باشید

در غیر این صورت عشق برای انجام هر کاری کافی ست. / چارلی چاپلین