امید آخرین شمع است؛ تا روشن باشد، با گذر زمان، دیگر شمعها هم شعله میگیرند. اما وقتی تهماندهی امید هم خاموش شود، تاریکی همهجا را فرا میگیرد.
چیزی که توانایی زنده نگه داشتنت رو داره، همزمان میتونه به کشتنت هم توانا باشه.
۹۹ درصد از بخش وجودمو استرس و اضطراب تشکیل میده، اون یه درصد باقی مونده تلاش میکنه صبور باشه، خونسرد باشه، منطقی فکر کنه و امید بده.
یه حسی هست!
شاید شما هم گاهی وقتا بهتون دست داده باشه
احساسی که انگار زندگی داره از لای انگشتات لیز میخوره و میره...
انگار آینده ای که منتظرشی گذشته
جوری که انگار آینده ی مورد انتظارت سال های قبل بودن..
چه کسی جز خودمان درک خواهد کرد که ما چه وحشتی را زندگی کردیم؟
اینجا جوینده نه تنها یابنده نبود بلکه خودش رو هم گم کرد...
افکار با امید کلنجار میروند ، برای بقا.
من هر روز میجنگم،
ما هر روز میجنگیم . در جنگ زندگی میکنیم، در جنگ میرقصیم، در جنگ میدویم، میخندیم، تلاش میکنیم برای شجاع بودن که قبل از مردن، نمیریم.اما تا کجا میشود جنگید؟
یک نفر، یک قلب، چند بار میتپد.
ولی عادی رفتار کردن وقتی میدونی هیچچیز عادی نیست، هیچچیز سر جای خودش نیست، هیچچیز همونجوری که باید باشه نیست، از همهچیز سختتره.
آدم وقتی از درون ناامنه، آینده رو یا بیش از حد آرمانی میبینه یا بیش از حد فاجعهآمیز. واقعیت معمولاً جایی بین این دو دیدگاه قرار داره.
❀
لایک به حضورت 💖
noshin nami
خواهش میکنم