Boghzsard

بعضی وقت ها باید سکوت کرد باید تلاطم دریا را درون خود تحمل کرد باید ح.. بیشتر

Boghzsard
گوناگون
۷۶۱ پست
۱۶۲ مشترک
۵۱ پسند
عمومی

رتبه گروه

مبنای تعداد کاربر رتبه ۲۶
مبنای تعداد هوادار رتبه ۳۱
مبنای تعداد ارسال رتبه ۶۴

گروه امروز فاقد فعالیت بوده است.

بازنشر کرده است.
چه اسارت بى‌افتخاريست
در بند حرف اين و آن بودن...

مشاهده ۵ دیدگاه ارسالی ...
  • Banoo

    عااااالی گلم..👏🏻👏🏻👏🏻

    درود سالیا جانم
    نگاهت زیباست عزیزم

  • Banoo

    دوست گرام 🌴سـ🌻ـلام
    🍱 روزتون سرشار از مهر و نیکی
    لینک


    سلام آقا آرش
    شبتون زیبا

بازنشر کرده است.
🍃💜🍃
هر دردی درسی میدهد📓
و هر درسی آدمی را تغییر می دهد
بازنشر کرده است.
من تو را می‌نوشتم
وقتی‌که همه فکر می‌کردند
شعر می‌نویسم...

‌سلام بر تو
و به شهری که تو جزئی از آن هستی
مشاهده ۷ دیدگاه ارسالی ...
بازنشر کرده است.
پرسید: دلتان چرا نمی‌تپد با باد؟
گفتم: ما عادت‌کرده‌ایم
به نسیمی که
گه‌گاه،
از ترکِ دیوار می‌گذرد...
بازنشر کرده است.

و دستانمان ریشه‌ی دو درختند
اگر
انگشتانمان را به هم گره کنیم...

بازنشر کرده است.

تو را چه ‌غم که شب ما دراز می‌گذرد؟
که روزگار تو در خواب ناز می‌گذرد

بازنشر کرده است.
برات معجزه میکنہ✨
خدایـے که صبوری‌هاتو دیدھ🥺♥️!
بازنشر کرده است.
به کوه بودن خود اتکا مکن ای مرد!

تو آدمی‌زادی، تکیه‌گاه می‌خواهی!

مشاهده ۵ دیدگاه ارسالی ...
بازنشر کرده است.

فرهاد را چو بر رخ شیرین نظر فتاد

دودش به سر درآمد و از پای درفتاد

مجنون ز جام طلعت لیلی چو مست شد

فارغ ز مادر و پدر و سیم و زر فتاد

رامین چو اختیار غم عشق ویس کرد

یک‌بارگی جدا ز کلاه و کمر فتاد

وامق چو کارش از غم عَـذرا به جان رسید

کارش مدام با غم و آه سحر فتاد

زین گونه صدهزار کس از پیر و از جوان

مست از شراب عشق چو من، بی‌خبر فتاد

هیچکس را به اندازه تو ...از دور بغل نکردم ..

من از اینام که :
کاشکی تو بری بالا ...تا من پوزتو بدم ...
کاشکی تو برنده شی .. تا من شیرینی شو بدم ...
کاشکی تو بخندی ... تا من کیفشو ببرم ....

مشاهده ۵ دیدگاه ارسالی ...
  • سرو

    بزرگواريد جناب 🙏🏻
    ارادت سرو ..زنده باشی

  • شهریار

    اینجور آدما را باید قدر دانست
    کاش حداقل یکیشون در زندگی همه ما باشه


    سپاس علیرضای عزیز
    حتما در زندگیت داری یا خواهی داشت
    چون سزاوارشی

بازنشر کرده است.

عاشقت باشم و پنهان کنم و پیر شوم

این خودش فلسفه ی عشق درونی من است

هی نگاهت بکنم ، گم بشوم در چشمت

گم شدن در شب چشمان تو پیدا شدن است

بازنشر کرده است.
خواب روی چشم‌هایم
چیزهایی را بنا می‌کرد.
یک فضای باز، شن‌های ترنم،
جای پای دوست.

بازنشر کرده است.

توي تنهايي يك دشت بزرگ
كه مثل غربت شب بي انتهاست
يه درخت تن سياه سربلند
آخرين درخت سبز سرپاست

قهقهه را از آخر بخوانی

میشود هِق هِق...

به همین سادگی!

حالا دیدی که فرق زیادی نیست ‌میان روزهای بود و نبودت؟!