sabamo
۸۹۷ پست
۵۲۲ دنبال‌کننده
۲,۸۹۰ امتیاز
زن، مجرد
مهربون
ليسانس
دین اسلام
ايران، خوزستان، ماهشهر

تصاویر اخیر

بازنشر کرده است.
حلاج را که می بردند پای چوبه دار،به خواهرش گفتند بیاید برای وداع
او هم آمد اما بدون سربند و روسری..

مردها همه بانگش زدند که پس حجابت کو؟
و پاسخ داد:
من جز منصور مرد دیگری نمی بینم...
بازنشر کرده است.
عجيب است که مردم چقدر برای مبارزه با شیطان تلاش می‌ کنند. اگر همین انرژی را صرف عشق ورزیدن به هم نوعان خود کنند ...
شیطان در تنهاییِ خود خواهد مرد!

هلن کلر
بازنشر کرده است.
بياموز كه دوباره

چون كودكان بخندي.

آگاهانه و از ته دل بخند ..

كوچكترين فرصت خنديدن را

از دست نده

كه خنديدن عبادت است....
بازنشر کرده است.
متنی که جزء 10 متن برتر از نگاه مجله معتبر فوربس است، این متن سه مرتبه در این جدول در مقام اول قرار گرفته است:

یک پسر و دختر کوچک سرگرم بازی با یکدیگر بودند، پسر کوچولو یه سری تیله و دختر چند تا شیرینی داشت، پسر گفت: من همه تیله هامو به تو میدم و تو نیز همه شیرینی هاتو به من بده، دختر قبول کرد...
پسر بزرگترین و زیباترین تیله رو یواشکی برداشت و بقیه را به دختر داد، اما دختر کوچولو همانطور که قول داده بود تمام شیرینی ها رو به پسرک داد.
اون شب دختر کوچولو خوابید و تمام شب خواب بازی با تیله های رنگارنگ رو دید... اما پسر کوچولو تمام شب نخوابید به این فکر میکرد که حتما دخترک نیز یه خورده از شیرینی هاشو برداشته و همه رو به او نداده...
عذاب مال فردی است که صادق نخواهد بود... و آرامش از آن افرادی است که صادقند...
لذت دنیا مال فردیی نخواهد بود که با افراد صادق زندگی میکند، از آن افرادی است که با وجدان صادق زندگی میکنند...
بازنشر کرده است.
«بگذارید هرکس به آئین خود باشد
و به زبان خود سخن بگوید،
فرودستان را دریابید.
زیرا که آدمی در مقام خود، به انسانیت می رسد»

کوروش بزرگ
بازنشر کرده است.
سلطان به وزیر گفت ۳ سوال میکنم فردا اگر جواب دادی هستی وگرنه عزل میشوی.
سوال اول: خدا چه میخورد؟
سوال دوم: خدا چه میپوشد؟
سوال سوم: خدا چه کار میکند؟
وزیر از اینکه جواب سوالها را نمیدانست ناراحت بود.
غلامی دانا و زیرک داشت.
وزیر به غلام گفت سلطان ۳ سوال کرده اگر جواب ندهم برکنار میشوم.
اینکه :خدا چه میخورد؟ چه میپوشد؟ چه کار میکند؟
غلام گفت: هر سه را میدانم اما دو جواب را الان میگویم و سومی را فردا...!
اما خدا چه میخورد؟ خداغم بنده هایش را میخورد.
اینکه چه میپوشد؟ خدا عیبهای بنده های خود را می پوشد.
اما پاسخ سوم را اجازه بدهید فردا بگویم.
فردا وزیر و غلام نزد سلطان رفتند.
وزیر به دو سوال جواب داد، سلطان گفت درست است ولی بگو جوابها را خودت گفتی یا از کسی پرسیدی؟
وزیر گفت این غلام من انسان فهمیده ایست. جوابها را او داد.
گفت پس لباس وزارت را در بیاور و به این غلام بده، غلام هم لباس نوکری را درآورد و به وزیر داد.
بعد وزیر به غلام گفت جواب سوال سوم چه شد؟ غلام گفت: آیا هنوز نفهمیدی خدا چکار میکند؟! خدا در یک لحظه غلام را وزیر میکند و وزیر را غلام میکند.
قانون زندگی، قانون باورهاست
بازنشر کرده است.
گناهکاری را نزد حاکم بردند. حاکم گفت:
یکی از این سه مجازات را انتخاب کن:
«یا یک من پیاز بخور یا ۱۰۰ سکه بده یا ۵۰ چوب بخور!»
مرد با خودش گفت: «وقتی می‌شود پیاز خورد کدام عاقلی چوب می‌خورد یا پول می‌دهد؟»

برایش پیاز آوردند. دو پیاز که خورد، دهانش سوخت. گفت: «درد چوب از پیاز کمتر است. چوب بزنید!» هنوز ده چوب نزده بودند که اشکش درآمد
و با خودش فکر کرد: «آدم عاقل تا پول دارد چرا چوب بخورد؟»

۱۰۰ سکه داد و آزاد شد.
حاکم گفت: «کار آخر را اگر اول انجام می‌دادی لازم نبود هم چوب را بخوری هم پیاز را و در آخر سکه هم بدهی!»
بازنشر کرده است.
عكاسى از چند خانم در مناطق ایران عكس می‌گيرد، بعد به آنها می‌گويد :
«شما بسيار زيبا هستی.» و بلافاصله دوباره عكس می‌گيرد.

نتيجه را ببينيد
بازنشر کرده است.
مادرم پای تنور گفت : پسر جان بشنو شیخ میگفت خدا دوزخ ِ سوزان دارد

گفتم ای مادر من دوزخ ِ ما دنیایی‌ست
ک همان شیخ
در آن خانه و دکّان دارد
بازنشر کرده است.
اگر انسانها در طول عمر خویش، فعالیت

مغزشان به اندازه یک میلیونیوم معده شان

بود، اکنون کره زمین تعریف دیگری داشت...

آلبرت انیشتین
بازنشر کرده است.
درصد کمی از انسان ها نود سال عمر می کنند؛
و مابقی؛
یک سال را نود بار تکرار می کنند...

چارلی چاپلین
بازنشر کرده است.
اگر جرات زدن حرف حق را نداری ،
لااقل برای کسانی که حرف ناحق
می زنند ، دست نزن !!!
ماهاتما گاندی
بازنشر کرده است.
هیچکس برتر نیست
هیچکس پست تر نیست ،
اما هیچکس برابر هم نیست!
انسانها منحصر به فرد هستند ،
غیر قابل مقایسه
تو، تو هستی
من، من هستم

اشو
بازنشر کرده است.
مردی از کسی چیزی بخواست، او را دشنام داد .
گفت مرا که چیزی ندهی، چرا به دشنام رانی؟!
گفت خوش ندارم که تهی دست روانت کنم!

عبید زاکانی
تنها از طریق بدجنسی می توان به دفع حمله پرداخت؛
از این روست که مردم برای اینکه خود محاکمه نشوند در محاکمه کردن شتاب می کنند...

آلبر کامو