قصدِ ورود دارید ؟!

  جستجو بین پست‌ها و کاربران
فقط مطالب و عکس های هاشقانه

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 4
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 5
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 4

کاربران فعال امروز

26 پست
10 پست
1 پست
1 پست

کاربران گروه

نمایش همه

مدیران گروه

آخرين بازديدکنندگان

(81 بازديد)

فصل عاشقی

گروه عمومی · · 38 کاربر · 2465 پست
امیر محمد
امیر محمد

امیر محمد
امیر محمد

امیر محمد
امیر محمد
انگار که از دماغ فیل افتاده است

یا از شکم کروکودیل افتاده است

اما ورم قوزک پایش گوید

از روی درخت نارگیل افتاده است

https://setare.com/files/fa/news/1396/6/19/89472_412.jpg

امیر محمد
امیر محمد

افسوس که عمر جاودان رفت از کف

سرمایه شادی جهان رفت از کف

دردا که جوانی ام چه بیهوده گذشت

در دادن قسط و صف نان رفت از کف !
امیر محمد
امیر محمد

میخوام عید را بهت تبریک بگم
اما چجور آخه؟

فـــَران ^ _ ^
فـــَران ^ _ ^
[وقتی از چشم تو افتادم دل مستم شکست
عهد و پیمانی که روزی با دلت بستم شکست

ناگهان- دریا! -تو را دیدم حواسم پرت شد
کوزه ام بی اختیار افتاد از دستم شکست

در دلم فریاد زد فرهـــاد و کوهستان شنید
هی صدا در کوه، هی “من عاشقت هستم” شکست

بعد ِ تو آیینه های شعر، سنگم می زدند
دل به هر آیینه، هر آیینه ای بستم شکست

عشق زانو زد غرور گام هایم خرد شد
قامتم وقتی به اندوه تو پیوستم شکست

وقتی از چشم تو افتادم نمی دانم چه شد
پیش رویت آنچه را یک عمر نشکستم شکست...]

: )
فـــَران ^ _ ^
فـــَران ^ _ ^
[   #من و مثل دو تا رود بودیم 
من که شدم ، کاش تو بشوی
 ....]
: )
فـــَران ^ _ ^
فـــَران ^ _ ^
دلم خون است تا حدی که وقتی از تو می گویم
فقط یک روح سرشارم که این تن را نمی فهمد
برای خویش دنیایی شبیه آرزو دارم
کسی من را نمی فهمد... کسی من را نمی فهمد...]
: )
فـــَران ^ _ ^
فـــَران ^ _ ^
شبیه قطره بارانی که آهن را نمی فهمد
دلم فرق رفیق و فرق دشمن را نمی فهمد
نگاهی شیشه ای دارم به سنگ مردمک هایت
الفبای دلت معنای «نشکن!» را نمی فهمد
.
.
.
فـــَران ^ _ ^
فـــَران ^ _ ^
نشود فاش کسی آنچه میان من و توست

تا اشارات نظر نامه رسان من توست...
.
‌.
.
فـــَران ^ _ ^
فـــَران ^ _ ^
تو نیستی و این در و دیوار هیچ‌وقت...
غیر از تو، من به هیچ کس انگار هیچ‌وقت...

اینجا دلم برای تو هی شور می‌زند
از خود مواظبت کن و نگذار هیچ‌وقت

.

‌.

‌.

فـــَران ^ _ ^
فـــَران ^ _ ^

با من برقص حال و هوایت عوض شود

طوری که عاشقانه فضایت عوض شود

اسم مرا بگو، که به معنای تازه ای است

هر دفعه ای که لحن صدایت عوض شود

.

‌.

‌.

فـــَران ^ _ ^
فـــَران ^ _ ^
[چرا بی‌قراری؟ چرا درهمی؟
چرا داغ‌داری؟ خرابی؟ بمی؟!
مگر سرنوشت منی این‌قدَر
غم‌انگیز و پیچیده و مبهمی؟
مرا دوست داری ولی تا کجا؟
مرا تا کجا «دوستت دارم»ی؟
نه با تو دلم خوش، نه بی تو دلم...جهنم-بهشتی، نه! شادی-غمی
تو هم مثل باران که نفرین شده‌ست
بیایی زیادی، نیایی کمی!
جهان ابر خاموش و بی‌حاصلی‌ست
بگو باز باران! بگو نم‌‌نمی ... ]
: )
فـــَران ^ _ ^
فـــَران ^ _ ^
[ ]
‌.
.
.
مریم
مریم

وقتی گریبان عدم با دست خلقت می درید

وقتی ابد چشم تو را پیش از ازل می آفرید

وقتی زمین ناز تو را در آسمانها می کشید

وقتی عطش طعم تو را با اشکهایم می چشید

 

من عاشق چشمت شدم ، نه عقل بود و نه دلی

چیزی نمیدانم از این دیوانگی و عاقلی

یک آن شد این عاشق شدن دنیا همان یک لحظه بود

آندم که چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود

 

وقتی که من عاشق شدم شیطان به نامم سجده کرد

آدم زمینی تر شد و عالم به آدم سجده کرد

من بودم و چشمان تو ، نه آتشی و نه گِلی

چیزی نمیدانم از این دیوانگی و عاقلی

 

من عاشق چشمت شدم شاید کمی هم بیشتر

چیزی از آن سوی یقین شاید کمی هم پیش تر

آغاز و ختم ماجرا لمس تماشای تو بود

دیگر فقط تصویر من در مردمکهای تو بود

صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15

کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلیکی ها هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد