Delnawazan

فضایی جهت آرامش بیشتر

Delnawazan
گوناگون
۳۸۸ پست
۲۱ مشترک
۱۰ پسند
عمومی

رتبه گروه

مبنای تعداد کاربر رتبه ۳۴
مبنای تعداد هوادار رتبه ۵۵
مبنای تعداد ارسال رتبه ۳۶

گروه امروز فاقد فعالیت بوده است.

کاربر فعال ماه مشخص نمی‌باشد.

تبلیغات

عشق باد آورده

ما همیشه
یک نفر را پشت صورتمان داریم
که بریده از دنیا
می خواهد برود
فرار کند اما
لباسش هر بار گیر می کند به پوست و لبمان
طوری که آدم ها خیال می کنند
داریم می خندیم

خواستم شاعری کنم عاشقت شدم
بی انکه حتی تورا به آغوش بگیرم
مگر مجال میدهد این یادها
بوی فنجانی قهوه ای تلخ تلخ
رقص خیال در مهتاب
دستانی که درتاریکی تنهایی
در سیاهی برهوت دست گیرم شد
خواستم شاعری کنم عاشقت شدم

نزدیکم نیا همان دورتر بمان
براین جسم جای زخم خوردن حادثه ای دیگرنمانده
آدمهای ویران شده را همان بهتر
ازدور تماشاکرد
سال ها گذشت
و هی گفتیم فردا روز دیگریست
روزهایمان گذشت
و هیچ کس، هیچ کس را نفهمید !
اگر كلافگى هاى يك زن را ديدى
بدان خوب است
فقط دارد حافظه اش را پاك مى كند
به چيزهاى بهترى فكر كند... .
ترسم اخر زغم عشق تو دیوانه شوم
بیخود از خود شوم و راهی میخانه شوم
آنقدر باده بنوشم که شوم مست و خراب
نه دگر دوست شناسم و جام شراب
بازنشر کرده است.
بدترین سرمشقی که به جامعه می‌توان داد
این است که
قانون بنهند اما رعایتش نکنند
و بدتر از آن این است که
خودِ قانونگذار , قانون را بشکند.

کتاب: گفتارها
نویسنده: نیکولو ماکیاولی

اینستاگرام لینک
خیلی سخته یکیو دوست داشته باشی اونم تو فضایه مجازی... فضایی که به هیچی اعتبار نیست... خیلی سخته به خاطر دوست داشتنت روش غیرتی بشیو اون فکر کنه بهش بی اعتمادی.... سخته وقتی جلوت بایکی دیگه حرف بزنه.... بایکی دیگه شوخی کنه... توهم نتونی کاری کنی فقط خودتو خوش حال نشون میدی .. تا نفهمه داری داغون میشی... غرورتو نگه میداری... اما ... اما سخت تر از اون اینکه عشقت دیگه نخوادت و دلش پیشه یکی دیگه گیر کنه.... توی این دنیای مجازی پشته این اسم ها ...یه ادمه زنده دل داره وابسته میشه عاشق میشه... وقتی خواستید دلی رو بشکونید نگید دنیا مجازیه گوره باباش.... بدونه پشته این دنیای مجازی یه قلب تو یه سینه داره واست میزنه... خیلی سخته.... ولی همین که خوشحالیشو میبینی واست بسه... پس بزار تو حاله خودش باشه ... باهرکی میخواد باشه ... فقط خوش حال باشه...
چقدر سخته که دلت پر از درد باشه و جرات نداشته باشی به کسی بگی چون می دونی سرزنشت می کنه
دیدی چی شد دلبر؟
دیدی همه آرزوهامون قبل از خودمون به گور رفتن؟
دیدی یه شبه تو اوج جوونی پیر شدیم؟
دیدی قولامون قبل از این‌که موعدش برسه تاریخ انقضاش تموم شد؟
دیشب خوابتو دیدم.
راستش هرشب میبینم!
هرشب چشام که گرم خواب میشن عسلِ چشات خوابمو شیرین میکنه.
از خواب که بیدار میشم هنوز گیج چشاتم؛ تا به خودم میام میبینم ای دل غافل، دیگه ندارمت که با ذوق خوابمو برات تعریف کنم.
هر روز صبح گیجی که از سرم می پره و یادم میاد ندارمت میشینم یه گوشه و حل میشم تو خاطره هامون...
بی هوا یه قطره اشک جاخوش میکنه رو گونم...
میشینم گریه میکنم برای همه ی اون کافه هایی که باهم نرفتیم،
همه اون ولیعصرا و انقلابایی که باهم قدم نزدیم،
همه اون پیرهن گلدارایی که برات نپوشیدم،
همه اون پیرهن چهارخونه هایی که برات نخریدم!
برای همه اون شربت بهار نارنجایی که تو اوجِ گرمایِ تابستون برات درست نکردم،
همه اون شبایی که نشد به قول داریوش"با هم بشینیم و سحر پاشیم"
برای همه اون بحثایی که سر رنگ اتاق بچمون نکردیم،
همه اون شبایی که نشد از گریه های بچمون تا صبح بیدار بمونیم،
برای همه اون غذاهایی که باهم درست نکردیم،
همه اون سالای
به هم قول داده بودیم عکس های پروفایلمون همیشه ست باشه...
همیشه عکس های عاشقونه واسم میفرستاد و میگفت این عکس رو بزاریم پروفایلمون...
یه روز دیدم عکسش رو عوض کرد و عکس سلفی خودش رو گذاشت...
منم سر قولی که داده بودم عکسش رو گذاشتم رو پروفایلم...
دیدم بعد نیم ساعت پیام داد دیوونه من حواسم نبود عکس خودم رو گذاشتم رو پروفایلم تو دیگه چرا گذاشتی...
گفتم آخه قول دادیم همیشه ست باشیم
گفت بردار الان فامیلاتون مسخرت میکنن...
روزی که ازم جدا شد
عکس سیاه گذاشت رو پروفایلش
منم عکس سیاه گذاشتم
بعد چند دقیقه دیدم یه عکس گذاشت که نوشته بود "دیگر نمیخواهمت یادم تو را فراموش"
پیام داد مثل همیشه ست کن،پای قولی که دادی بمون این عکسی که گذاشتم رو بزار تموم شه،دیگه نمیخوامت...
تمام صفحه گوشی پر اشک شد تا دلم اومد و اون عکس رو گذاشتم
پیام داد : آها حالا شد
بعد چند دقیقه یه عکس جدید گذاشتم که نوشته بودم"دیگر نمیخواهمت ولی دروغ میگویم تو باور نکن"
منتظر بودم اونم عکسش رو با من ست کنه
اما...
به نام کسی که جدایی رو آفرید تا قدر باهم بودنو بدونیم
منو ندید چه ساده باهام بدشد ازدستم ناراحت شد من خواستم بمونه نشد
اون ندید که چشامه خیس و رفت الان نیستش بدون تو همیشه پائیزه
بازم به من نگاه نکرد و رفت یه غریبه دستاشو گرفتو خوشحال بود...چی شد حرفامون ..چشای غریبه هولش کردواون رفت و زیرقولش زد دلــــــــــــــــم بازم تنهاموند...ندیدندیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد.....
چشات بیرحمه شایداونجوری که میخواست نبودم
اون میدونست که من خیلی حسودم
عاشق یکی بودکه من نبودممممممممممممممممممممممممممممم
اون ندید که چشامه خیسه و رفت الان نیستش بدون همیشه پائیزه
ساسی مانکن....
نه... حالا دیدی تنهام
گذاشت رفت
تو میدونی که
بی تو نمیتونم
پس نگو باید تنها بمونم
نه به خدا دیگه نمیتونم
دیدی اونم دلمو شکست
به روم در رو بست
به غریبه داد دستاش
اون میخواست که
من بیفتم به زانوش
گفتم بهش دوستت دارم
تو خواب و مرگ و بیداری