تو بی برنامه ترین
غمگین ترین
خسته ترین
روزا دارم زندگی میکنم
منی ک هر چیم میشد برنامه هام مرتب بود باشگام و کلاسام و همه چی روال
الان فقط میخوابم بیدار میشم و حس هیچی و ندارم
خدایا میشه بزنی رو دور تند
برسه روزایی ک حال همه خوب باشه …
اینجای زندگی اصن قشنگ نیس…
ولی ما برای زندگی تو این برهه از تاریخ زیادی حیف بودیم …
برا زندگی تو این برهه یا باید نمیفهمیدیم یا پوستمون زیاد کلفت می بود
اینجوری داغون شدن برا ما که با افتادن برگ گلی هم دلمون میگیره زیادی حیف بود …
تاریخ و زمان بهترین
معلم و قاضی ان …
و این معلم و قاضی و حقیقت همیشه ۴۰-۵۰ سال بعد عریان میکنه همه چیو…
تو به اونی ک کباب نخورده نمیتونی طعم کباب رو توضیح بدی
تو به اونی که از اول اسیر بوده نمیتونی بگی ازادی یعنی چی
تو به اونی که همیشه نگران فرداش بوده نمیتونی بگی خیال راحت و ارامش واقعی یعنی چی
تو به اونی که همیشه از همه چی گذشته نمیتونی بگی رسیدن بعنی چی
تو به اونی ک یه ماشین خراب سوار شده نمیتونی لذت سوار شدن بنز و و لندکروز و ب ام دبیلیو یعنی چی …
تو به اونی که هیچ وقت چیزای قشنگ رو تجربه نکرده نمیتونی از داشتنشون حررف بزنی و قانعش کنی که این چیزایی ک الان داری هیچی ان …
همونجوری ک به یه برده نمیتونی بقبولونی تو یه برده نیستی … که اگه بپذیره دیگه برده نمیمونه ….
به ادمها یاد دادن قانع باشن و دعا بکنن
تا از خواستن و رسیدن و باور خودشون دور بمونن
اینجوری راحت میشه استسمارشون کرد و همه چیو تقصیر تقدیر و خدا انداخت..
Nafasim
مرا اینگونه به یاد آور به هر آنچه میخواست می رسید..