پارسا

دوست دارد پارسا باشد و نیست روزها به دنبال تاریکی و شبها به دنبا.. بیشتر

پارسا
۷۵۴ پست
۳۷۳ دنبال‌کننده
مرد

تصاویر اخیر

بازنشر کرده است.
گفت جه سودي دارع اين ترازو شدن!؟
..يا حساس تر ميشي مث ترازوي زرگري
يا سرسخت تر ميشي مث باسكول هاي چند تني!!
بازنشر کرده است.
زمانهايي كه براي شناخت دور وبرت ميزاري
دراصل داري خودتو با همونها ميسنجي
توزين ميكني خودتو با ترازويي كه خودتي ولي
دست ديگران ميدي!!!!
تنهايي تا زماني قابل تحمل است كه
جسمانيست!!!
نه روحاني....
براي بسياري برعكس ش ضجراورست!!
سکسکه که میکنی!
آب میخوری تا پر بشی وخالی بشی از هوی
رابطه های سکسکه ای همینند
یکجایی قطع میشند
یا اب خوردی یا میفهمی هوی برت داشته
وقتی زخمهای جسمی دارید
با وقتی که زخمهای روحی(فکری /دلی و..)دارید
تفاوتی هست
وقت جسمی: لاشخوران وکفتاران وشیران و روبهان وگرگان را میشناسی و
وقت روحی :جبیب وطبیب و رفیق وپرستاران
(!):چگونه بشناسم؟!
{؟}:جسمت را ازدست میدهی یا ازدست جسمت رها می شوی!!
اما در باره روح
یا جانان می شوی یا بیجان می شوی
(!):تو چکار میکنی با زخمهایت؟!
{؟}:
ولی تو زخمهای روحی وجسمی را بی خیال شو!!
من اینها زخمها را بی خیال شده ام
زخمش شو یا بگزار زخمت شود!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
با همین ها گل میکنم یا گلم میسازد
(!):راه سعادت را نمی یابم؟!
{؟}:راه جهالت را چه؟!
وقتی راه سعادت و نور را دانستی
به تاریکی شدیدی میخوری
انوقت که فکر میکنی خودت نور گشته ای!!
اکنون راه جهالت را یافته ای...........
لینک
هر دلی
فضایی برای میعان
همه آه های درونش میخواهد
شاید دل کسی براو ببارد
آن بار زیباست که بارهای منفی دگر بردارد
بارانش باش
(!):در من نقطه ضعفهای بدی هست!!
{؟}:چون باید یکی با اونها ترا قوی کنه تا
تو خودت نقطه ضعف اون آدم قوی بشی!!!!!!!!!!!!
ادمی خود راهست
تا چیزی در برونش گم نشود
دست وپایش
دلش
قلبش
روحش را گم نخواهد کرد
آنوقت میفهمید خودش مهمترست تا راهها!!
کوچه هایی در درون هرکسی هست که
هیچوقت هیچکس پایش بدانجا نرسیده
حتی خود صاحبش!!
باید یاری باشد تا ان کوچه هایش را کشف کند!!
عکس را قاب میگیرند تا حفظ بشه
چون اصلش کمیابه
ادمها هم چهرشون را نقاب میزنند
تا ظاهرشون حفظ بشه
ولی خراب میشه باطن و درونشون!!
بازنشر کرده است.
ضريح را از ين رو ميبوسند كه
واقفند آن لعل است و اين لبي خاكي بيش نيست!
اگه باش هيچكس خاك سيه را نخواهد
مگر در ان سيمي و زري باشد تا
در كيسه اي ديبا به دور گردن مي اندازند
لینک
بازنشر کرده است.
لب بوسيدن چه سود
گر احساس ش نباشد
لاشخوران كفتارات حتي شيران و گرگان
لاشه خوارند وقتي جاني در آن نباشد
لايق همانند كه مشغول تني باشند كه
دران نه احساس نه جاني نباشد
لینک
بازنشر کرده است.
چرا شراب نميخوري!؟
كيف كني شاد باشي
گفت من جام شراب نميشم!
من خود شرابم و جام به دنبالم
من دربند تن نيستم من سراسر حسم
چيزي كه مرا به سمتي ميكشاند
يا حس و روحم هست يا حس و روحش هست
چون اگر خوش ميتوانست باشد با تنش خوش ميبود وبدنبال حسي بهتر نبود
لینک