سربازان سید خراسانی

دوست دارد پارسا باشد و نیست روزها به دنبال تاریکی و شبها به دنبا.. بیشتر

سربازان سید خراسانی
۹۲۳ پست
۳۸۵ دنبال‌کننده
مرد
زير ديپلم
شاگردی

تصاویر اخیر

بازنشر کرده است.
(!)»ادمهای تنها مشخصشون چیه؟
{؟}:دورشون خیلی شلوغه
فکرکن یک لیوان پارچ دورش هزارتا لیوان خالی ونیمه خالی و..باشه!!
سهم خودش چیه
سهم بقیه هم تقریبا هیچیه
amirparsa.1400

19m
+باور میکنی عشق حادثه هست؟
_برای زنها نه ظاهرا حادثست
برای مردها اتفاقه!!
+چرا؟
-زنها خودشون حادثه میشن تا
مرد زندگیشون
اتفاق بیفته
ولی مصدوم میشن.......تا
طبیب شه ولی
پرستار میشن
مکث
عشق مقدرراته و دوست داشتن مقررات
عاشق از مقررات میگریزد ومعشوق مقررات می اموزد
تا عاشق اسیر مقدرات شود
_عشق برای مردها حادثه ست
برای زنها ماجراست
+زنها خودشون حادثه میشن تا
مرد ارزوهاشون اتفاق بیفته!!
*:چی ازم میخای؟
#:خودتو!
*:خودمو برای خودم جذاب کن اگر میتونی
رفت....
برگشت...
*:چی ازم میخای؟
#:خودمو!!
*:مگه خودت دست خودت نیستی!!؟
#:نه خودم تویی جا گذاشتم خودمو......
(!):شرحم بده ؟
{؟}:رفتارات مث یک سوال یک خطیه که جوابش سه صفحه پشت روست
(!):خب کلام ساده مو نفهمیدی باید ضجرت بدم!
{؟}:من خودمو به نفهمی میزنم تا تو راحت باشی
چون نداشتن یک غم وداشتن هزار غمه!!
(!):من خودمم غمم داشته باش منو
-(!):من تنهام!
{؟}:باخودت تنهایی یا با کسی تنها شدی
-(؟):فرقی داره؟!
(؟):
تو اونقدر باخودت تنها گشتی که دونفر شدی
مرد درونت زن برونت
خخخ یک کسی که با درونش حرف میزنه
یکی کسی که برون اون فرده!
مجنون شدن برای شیرین اینطوریه
شیرین میزنه وقتی
با خودش تنهاست
وقتی بخاطرکسی تنها میشه مجنون میشه!!
(!):ازتنهایی میتونی درم بیاری؟
{؟}:نه میتونم تنها ترت کنم
{؟}:من ترا میخام بشناسم!
(!):نمیتونی ..مردها نمیتونن زنها رو بشناسن
ما زنها به شکلی که مرد میخاد درمیاییم مث اب تو فقط قالب لیوانی پارچی و...
اگر مردی این عکس رو برام تفسیر کن
یعنی چیزی که در دلش پنهان داره رو بگو نه چیزی که میبینی!؟بعد من مال تو میشم!!
(!):بزار من مال تو بشم
(!):باید بتونی بدون اتیش شمع را طوری روشن کنی که خودش شعله ور بشه
این مرده دقیقا داره
خودش اتش یک کبریت ده ثانیه ای هست
میخاد دنیاش بوسیله یک شمع دوساعته روشن بشه!!
زنها اینو میدونن واسه همین زن زندگی هستند!!و
مرده براش میمیره .......تا زنده بشه
اتیششو میده تا اون شعله روی سرش باشه........زن هم سفیدی دامنشو
میده تا دود دراسمون بشه چون روحش را بهتر از تنش میشناسه
(!):دور کجاست؟!
{؟}:میدونی ادمها تلسکوپ دستشونه دوردست رو میبینن واز نزدیک غافلند
(!):پس دورت بگردم
دورم به ظاهر ولی
تو مرکز منی!!
تنتم ولی تو روح منی
(؟):چرا با اینهمه حس وعشق ازش دور میشی؟
{!}:نیاز نبود که مارو بهم نزدیک کرد!
نخاستم مانند دیگران باشم
درحالیکه در دیگران نزدیکی(اره همون) هست که نیازست وادمها رو بهم نزدیک میکنه
عشق اصن ساده /زود/دردسترس
نیست
اگر زود ودر دسترس و اسون بود
شک نکن عشق نیست
چیزی کم داره که در تو جستجو میکند
بظاهر کامل شد دور میشه تا
ترا ایندفعه کامل سازد با تلخی دوری وسختی
تا ترازو متعادل شود
خیر وشر تاریکی ونور باهم تکمیل شود
عششق مشکل است اسانش تویی
اینچنین تراز و متعادل شویم
به عشق تو
از هرچه بگزرم رواست
غیر خودت
به گدایان درگهت نظر نداری اقا؟!!
ترا سخی یافتم همچو پدرت باش حلقه برگوشم ساز دورت بگردم..........
(حوا گفت :چی شده هوای ما نمیکنی دگر؟
گفتم هوای نفس را کنترل میکنم هردم چون هوای نفسم یار نازنینی گشته است زین پس)
چطوری میشه گذشت؟
آهان
مقصدت مشخص نیست داداش گلم
دنبال مقصدی!!
یا در بیراهه ای یا راه نداری یا گم شدی
همین والسلام
وقتي به دورر و برت نگاه ميكني
قدرت پول را ميفهمي
راحت ميتوني عروسك بخري!!
باهاش فقط بازي كني...
امضا زدن بلدي!؟
_نه
مهر چي!؟
_نه
انگشت!؟
مهر ساده امضا ساده
ولي انگشت پيچيدست اثرش!!
مث ادمهاي خاص!!