علیرام
۱۱ پست
۴۲ دنبال‌کننده
۷,۸۴۳ امتیاز
مرد
۱۳۶۸/۰۷/۱۷

تصاویر اخیر

موردی برای نمایش وجود ندارد.
اگر در زنده بودنم نیامدی،برای مردنم هم اشک نریز..: )
دیدگاه غیرفعال شده است.
چرا باهاش قهری !؟
- سرم‌ داد کشید ..
خب قبل این‌ که سرت داد بزنه اخلاقش باهات چطور بود !؟
- واسم می مرد ..
به همین‌ سادگی ‌.. : )
دیدگاه غیرفعال شده است.
بازنشر کرده است.
کجا دردِ تو از تنم بیرون میره...!
دیدگاه غیرفعال شده است.
بازنشر کرده است.
چقد نیاز دارم یکی از سکوتم بفهمه
چه مرگمه و فقط بغلم کنه...
مشاهده ۵ دیدگاه ارسالی ...
  • Mohsen

    من خودم خیلی وقت ها از سکوت بقیه فهمیدم ولی تجربه برام ثابت کرده بقیه حرفی نمی زنن در حالی که دوست دارن

  • علیرام

    هرکسی که زیاد سکوت میکنه یا حرفی واسه گفتن نداره بخاطر اینه که مدت زیادی با خودش توی سرش حرف زده

دیدگاه غیرفعال شده است.
اگه بگم تاحالا 5بار ال سی دی گوشیمو عوض کردم ولی گوشیمو عوض نکردم کسی باورش نمیشه. هر وقتیم که تعمیرش میکنم میگم به به چقدر نو شده مثل روز اول! میخوام بگم من هیچوقت آدمِ عوض کردن نیستم. تا جایی که بتونم دارایی مو حفظ میکنم. اون خری که باید بفهمه اینو نمی فهمه.. : )
دیدگاه غیرفعال شده است.
خوشحالم از این که تو می خندی
از غصه ی من دیگه دل کندی...
دیدگاه غیرفعال شده است.
بازنشر کرده است.
جنــ ــگی ست تمـــــــــام نشدنی ؛
بین « من غمگین » و « منی که تلاش می کند غمگین نباشد »
و بدنــی که عاجــــز از پنـــــــــهان کــردن آسیب است..
دیدگاه غیرفعال شده است.
زندگی یه داستانه . همه چیزش نوبتی سراغت میاد. نوبت به نوبت.. حتی یدونه آهنگ..
دیدگاه غیرفعال شده است.
یادمه بچه که بودم سر هرچیزی گریه میکردم. خواه از سر کتک خوردن خواه از سر دادن زدن به سرم یا لج کردن سر خواستن چیزی.. انقدر گریه کردم که فکر میکنم گریه هام تو همون بچگی تموم شد تا جایی که یادم نمیاد آخرین بار کی گریه کردم. حتی وقتی مادربزرگم فوت شد فقط بغض کردم و نتونستم گریه کنم..
می پرسی چرا کم حرف شدی ، چرا دیگه کمتر لبخند میزنی و و و... باید بگم فکر میکنم اونم تموم شده. آخرین حرفا، آخرین لبخندا، آخرین انرژی، آخرین امید، آخرین ذوقام و و و.. همه شو دادم به کسی و تموم شد.
دیدگاه غیرفعال شده است.
بازنشر کرده است.
وقتی با کسی خشت به خشت ،دیواری رو بنا میکنی، به وقتِ ناراحتی یه آجر از دیوار بردار. اگه به اون دیوار لگد بزنی،سقف روی سر هر دو خراب میشه و هردو زیر آوار می مونین.جدای از این که معرفت رو لگد مال کردی.
از پس ِاین همه سالی که ازم گذشت با خودم فکر میکنم اگر برای کسی همیشه همراه، پشتیبان، پناه، گوش شنوا، آدم امن و امثالهم بودم، اگه روزی چشمم رو به این دنیا ببندم، اون شخص آخرین نفری خواهد بود که مطلع میشه.وقتی همیشه سعی میکنی برای کسی صد باشی دیگه هیچوقت حق نداری 99 باشی. چون اگه روزی به مشکلی بخوری قطعا مقصرش تویی.

برایش نوشتم : کسی رو تنها گذاشتی که هیچوقت نذاشت تنها بمونی..
های به خواب رفته
دیدگاه غیرفعال شده است.
مرا یک شبی دوری از دلبر، می کشد آخر..
دل به این مردن کی شود راضی..!
بدان زندم روی تو بینم، با تو بنشینم..
تا غمم را از دل رها سازی...
دیدگاه غیرفعال شده است.