از یه جایی به بعد دیگه مهم نیست کی میاد کی میره چون اونی که نباید میرفت رفته
شب داستانش فرق میکند؛ همه چیز یکدفعه ساکت و خاموش میشود، زمان دیر میگذرد، خیابان تاریک میشود، آدم ها سکوت میکنند، در آخر تو میمانی با اندوه و خاطرات و دلتنگی و شبی که شاید هرگز به صبح نرسد.
رنج ها بردیم و آسایش نبود اندر جهان ...
تمام عمر دنبال جایی میگردیم که آرام بگیریم؛ در آخر میفهمیم آرامش، جغرافیا نبود، آدمِ دیگری هم نبود، چیزی بود که در خودمان گم کرده بودیم.
گذشته بر نمی گردَد
اما می تواند تا همیشه گوشه ای
از قلبمان زندگی کند ....
فقط یڪ چیز از خداحافظے بدتره
فرصت خداحافظے پیدا نکردن!
این زخم همیشه تازه میمونه و هرچه نگفته اے و نکرده اے تا ابد عذابت مے ده
در هر چهره بیگانه او رو میبینے در هر لحظه ے بعد او به خودت میگے اگر آن آخرین بار آن کار را کرده بودم اگر این یا آن کلمه را گفته بودم
در نهایت مے فهمے فقط یڪ کلمه بود که میخواستے بگے دوستت دارم
این اون نگفته ے از دست رفته و دیگر فرصتے براے هیچکدوم این ها نخواهد بود دنیا یڪ لحظه بود و سالها میفهمے تو آن لحظه را باختے
که شاید بعد از اینهمه، رفتنِ ما دوا باشد ...
غمانگیز است ،
اما زندگی پر از خداحافظی های ناگهانی ست
و شاید تقدیرش چنین بود که
لحظه ای از عمرش را با تو همدل باشد .
سعی کردم فراموش کنم
اما نمی شد
همه جا بود
هر جایی را که نگاه می کردم
هرچی بیشتر میگذره بیشتر دلم میخواد ؛
ساکت باشم و در مورد هیچی با هیچکس حرف نزنم.
حس نومیدی از اینجا نشأت میگیرد ، که آدم نمیداند چرا میجنگد و حتی نمیداند اصلا باید بجنگد یا نه ...
هرچقدم قوی باشی و بتونی خودتو آروم کنی آخرش یجایی کم میاری
به یاد داشته باش؛
"آنکه تو را دوست بدارد،
هیچگاه به تماشای رنجت نخواهد نشست."
بزرگترین خستگیِ زندگی
از کار زیاد نمیاد،
از فکر کردن به چیزیه
که میدونی باید رهاش کنی
ولی هنوز دلت کوتاه نمیاد...
رنج، همیشه فریاد نمیزند
همهی آدمهای غمگین گریه نمیکنند.
بعضیها خیلی مرتب لباس میپوشند،
خیلی مؤدب جواب میدهند،
خیلی عادی میخندند
و خیلی آرام از کنارِ زندگی رد میشوند.
رنج، همیشه با سر و صدا همراه نیست.
گاهی درست در ساکتترین نقطهی یک آدم زندگی میکند.
جایی که نه کسی میبیند،
نه کسی میپرسد،
نه حتی خودِ آن آدم بلد است توضیحش بدهد.
بعضی زخمها
نه خون دارند،
نه بانداژ میخواهند؛
فقط یک نفر را میخواهند
که بلد باشد بماند.
๑۩۩๑Khatereh๑۩۩๑
و تو؛
هرگز نخواهی دانست
که من,
چه روزها مانده بودم
کنار تویی که رفته بود.