#بیانِ_دل؛
+ بزرگترین دگرگونیِ انسان در روزی #رخ میدهد ک دیگر از گذشتهاش #شرمنده نیست...آن را برمیدارد، میبوسد و بیآنکه بر دوشش حملش کند، در قلبش ب #دانایی تبدیل میکند.
++ آدمی دوباره #متولد نمیشود...
روزی فقط یاد میگیرد #نور را از همان شکافی عبور دهد ک روزی #درد از آن وارد شده بود.
+++ تقدیم ب تمام انسانهایی ک یاد گرفتند، ب جای جنگیدن با زخمهایشان، از آنها #بال بسازند..🦋🍃
+++ فکر میکنم زیباترین #عشقهای دنیا، همانهایی بودند ک هیچوقت ب #زبان نیامدند.
احساسهایی ک کسی برای اثباتشان نجنگید، کسی آنها را ب #نمایش نگذاشت، و هیچ خاطرهای از #بوسه یا #آغوش نساختند...اما سالها بعد، هنوز در گوشهای از #قلب، نفس میکشند.
#عشق اگر حقیقت داشته باشد، محتاج #لمس نیست..
حضورش را از #سکوت میتوان فهمید. از دلتنگیهای بیدلیل، از لبخندی ک با شنیدن یک #نام روی لب مینشیند، و از #احترامی ک حتی گذر زمان هم نمیتواند از میان ببرد.
بعضی آدمها سهمِ #زندگی ما نمیشوند..سهمِ #روح ما میشوند. برای همین هرگز از #یاد نمیروند..
شاید بزرگترین #عشق، همان عشقی باشد ک چیزی از ما نخواست چیزی را از ما نگرفت، و با این حال تا آخرین تپش #قلب، بیصدا در وجودمان ماند...🦋🍃
+++ فکر میکنم تمام راهی ک آمدهام برای شناخت دیگران نبود...
برای رسیدن ب خویشتن بود.
هر #لبخند، هر #زخم، هر #دلتنگی و هر #خداحافظی، تکهای از روحم را ب من بازگرداند.
دیگر در پیِ یافتن انسانهای بینقص نیستم.. تنها میخواهم آنقدر با خویشتن صادق بمانم ک هیچ آینهای نتواند #حقیقت وجودم را از من #پنهان کند.
اگر قرار ست کسی در مسیرم بماند، بماند تا روشنایی روح م را وسعت ببخشد، نه آنکه خاموشش کند.
و اگر قرار ست برود، بگذار برود...زیرا بعضی آدمها برای ماندن نمیآیند، میآیند تا آخرین پردهی ناآگاهی را از چشمانمان کنار بزنند و ما را ب خودِ #حقیقیمان نزدیکتر کنند....🦋🍃
دلهای مهربان بیدلیل ب هم نمیرسند هر آشناییِ زیبایی حکمتی از جانب خداست.💚☘
از مهرِ کلامت بسیار سپاسگزارم عزیزم..
زیبا بمان و زیبا زندگی کن ک قلبِ سخاوتمندت شایستهی روزهایی سرشار از #آرامش، #لبخند و #امیدست.
دعا میکنم خداوند دلت را همیشه #روشن، لبخندت را #ماندگار و قدمهات را در مسیرِ #خیر، #مهر و #برکت استوار نگه دارد... 🤍🍃
نازنینم با تمام قلبم سپاسگذارم، چنان پرمهری که کلامی در پاسخ جز سپاس نمیمونه🙏
سرای قلبت روشن به مهر جانم💕
زیرا آمدن انتخاب دل است.. اما بازگشت سرشت روح.
همانگونه ک رود بیآنکه کسی صدایش کند، سرانجام دریا را پیدا میکند روح نیز راه خانهاش را فراموش نمیکند.
اگر هزار بار از نو آغاز شوم اگر هزار نام دیگر بر من بگذارند و هزار جهان میان ما بنا کنند باز نخستین نسیمی ک از سرزمین حقیقت بوزد مرا ب سوی همان روشنایی خواهد برد. زیرا عشق وابستگی نیست #شناخت است نوری ست ک پیش از آفرینش جهان در جان هستی افروخته شد و هنوز در ژرفترین نقطه ی وجود ما خاموش نشده است.🌱🕊
.
.
+++ شاید تمام زندگی تنها سفر دو شعله باشد ک گمان میکنند از هم دور افتادهاند.. در حالی ک از آغاز از یک آتش برخاستهاند و سرانجام نیز ب همان یگانگی بازخواهند گشت.
آن روز دیگر نه نامی باقی میماند نه فاصلهای نه ترسی و نه زمانی...
تنها حقیقت میماند و عشقی ک هرگز از میان نرفته بود بلکه در تمام این سالها آرام و خاموش راه بازگشت ما را روشن نگه داشته بود.🦋🍃
در باورِ من دوست داشتن از شریفترین تواناییهای روح است... نوری ک اگر حقیقت داشته باشد برای درخشیدن ب تصاحب نیازی ندارد.
#عشق هنگامی ب کمال میرسد ک از خواهشِ مالکیت عبور کند و ب حرمتِ #احساس برسد.
بعضی حقیقتها را نمیتوان در آغوش گرفت..تنها میتوان با تمامِ جان، ب حضورشان ایمان آورد. شاید رازِ ماندگاریِ #عشق نیز همین باشد..آنجا ک از مرزِ خواستن میگذرد و ب وسعتِ بخشیدن، #فهمیدن و #رها کردن میرسد.
از نگاهِ من ارزشِ دوست داشتن هرگز ب سرانجامش وابسته نیست...ب پاکیِ #قلبی وابسته ست ک توانسته بی صدا، #عاشق بماند.
+++ #دوست_داشتن اگر حقیقت باشد از مرزِ داشتن عبور میکند.
بعضی #عشقها برای ماندن نمیآیند برای آن میآیند ک ب روح بیاموزند چگونه بیهیاهو، #پاک و بی#چشمداشت بتپد.
و شاید جاودانهترین #عشق، همان باشد ک هرگز چیزی را تصاحب نکرد اما تا همیشه در روشناییِ #جان ماند...🦋🍃
.
#بیانِ_دل؛
حرفهاییست که زبان قاصر از گفتنش است،
اما سکوت، همه چیز را روایت میکند.🍂
.
از کجا شروع شد؟ از کجا در من ریشه دواند؟ این بیحسی که حالا مثل سایهای همیشه در کنارم راه میره... یک فاصلهی نامرئی که من رو از هر چیزی دور میکنه. نه شوقی برای بودن، نه ذوقی برای رفتن... فقط یک سکوت بیپایان که همهچیز رو در خودش فرو میبره. نگاهها بیاثر میشن، قضاوتها بیرحم، و من همچنان در این خلوت سرد، دنبال چیزی میگردم که خودم را در آن پیدا کنم. شاید اینجا، در همین بیتفاوتی، چیزی برای یاد گرفتن هست. شاید هنوز در دل این سردی، درسی از زندگی پنهان باشه.
و من، دیگر نیازی نمیبینم مرا چگونه مینگرند.
نگاهها برایم رنگ باختهاند، قضاوتها بیاثر شدهاند.
در این سکوت، تنها صدای خودم برایم کافیست.
چرا که در عمق این بیحسی، تنها چیزی که باقی مانده، خودِ حقیقیام است.🌱🕊