.

خودم را سپردم... ب جریانِ بی‌انتهایِ بودن، جایی ک ساحلِ انتظار در افق.. بیشتر

.
کاربر VIP
۱,۶۲۳ پست
۲۰۴ دنبال‌کننده
۲۵,۴۸۸ امتیاز
زن

تصاویر اخیر

و ۳ کاربر دیگر بازنشر کرده‌اند.
خودم را از هرچه هست و نیست آرام کنار می‌کشم،
از شلوغیِ گفتن و سنگینیِ فهمیده نشدن.
می‌مانم و سکوتی که نه سوالی می‌پرسد، نه جوابی می‌خواهد.

و تنها آرامش همین دامن طبیعت است..
درختان، باد و آواز پرندگان، که بی‌قید و شرط، قلبم را سبز می‌کنند.
برگ‌هایی که آرام بر روی زمین می‌ریزند،
و از شاخه‌ها‌ی درختان وداع می‌کنند با نسیم پاییز،
مثل واژه‌های ناگفته‌ی من،
که بی‌صدا سفر می‌کنند و آرامش را به قلب خاک می‌آورند.
در میان شاخه‌ها، سکوت سخن می‌گوید،و زمین زیر پایم نرم است، و آسمان بالای سرم بی‌انتها...
اینجا جایی‌ست که حتی دردهای ناگفته‌ام آرام می‌گیرند،
و می‌فهمم که رهایی،گاهی در ساده‌ترین لحظه‌ها، در تنفسِ طبیعت نهفته است…🍂🍁
  • .

    ؛
    حرف‌هایی‌ست که زبان قاصر از گفتنش است،
    اما سکوت، همه چیز را روایت می‌کند.🍂

  • .

    از کجا شروع شد؟ از کجا در من ریشه دواند؟ این بی‌حسی که حالا مثل سایه‌ای همیشه در کنارم راه میره... یک فاصله‌ی نامرئی که من رو از هر چیزی دور می‌کنه. نه شوقی برای بودن، نه ذوقی برای رفتن... فقط یک سکوت بی‌پایان که همه‌چیز رو در خودش فرو می‌بره. نگاه‌ها بی‌اثر می‌شن، قضاوت‌ها بی‌رحم، و من همچنان در این خلوت سرد، دنبال چیزی می‌گردم که خودم را در آن پیدا کنم. شاید این‌جا، در همین بی‌تفاوتی، چیزی برای یاد گرفتن هست. شاید هنوز در دل این سردی، درسی از زندگی پنهان باشه.
    و من، دیگر نیازی نمی‌بینم مرا چگونه می‌نگرند.
    نگاه‌ها برایم رنگ باخته‌اند، قضاوت‌ها بی‌اثر شده‌اند.
    در این سکوت، تنها صدای خودم برایم کافیست.
    چرا که در عمق این بی‌حسی، تنها چیزی که باقی مانده، خودِ حقیقی‌ام است.🌱🕊

دیدگاه غیرفعال شده است.
...!
اگر زخمی در وجودت مانده... لطفاً این‌بار خودت را ب جرمِ کردن، داشتن یا اشتباه کردن ب پای نکشان.

بعضی نیامده‌اند تا تو را بشکنند.. آمده‌اند تا چشمانت را ب باز کنند ک با قلبِ بی‌ دیده نمی‌شد.

با آن‌گونه رفتار کن ک همیشه آرزو داشتی با تو رفتار کنند. نه با ... نه با ... بلکه با آغوشی ک هیچ در آن نیست.

خودت را از بساز... نه برای آن‌کِ دوباره بکشی، برای آن‌کِ دیگر هیچ‌کس نتواند تو را از یادت ببرد.

آدمی ک از زخم‌هایش آگاهی می‌سازد، دیگر از گذشته نمی‌کند... از همان چراغِ راهِ آینده‌اش را می‌کند.
🌱🕊
  • .

    ؛
    + بزرگ‌ترین دگرگونیِ انسان در روزی می‌دهد ک دیگر از گذشته‌اش نیست...آن را برمی‌دارد، می‌بوسد و بی‌آنکه بر دوشش حملش کند، در قلبش ب تبدیل می‌کند.

    ++ آدمی دوباره نمی‌شود...
    روزی فقط یاد می‌گیرد را از همان شکافی عبور دهد ک روزی از آن وارد شده بود.

    +++ تقدیم ب تمام انسان‌هایی ک یاد گرفتند، ب جای جنگیدن با زخم‌هایشان، از آن‌ها بسازند..🦋🍃

دیدگاه غیرفعال شده است.
بازنشر کرده است.

همه‌چیز از دست رفتنی‌ست...
جز ردِ آدم‌هایی ک روزی با تمامِ جان داشتیم.

، شاخه‌ها را خالی می‌کند
اما ریشه‌ی بعضی ‌ها
در هیچ فصلی نمی‌شود....

گاهی زیباترین اعترافِ یک است...🌱🕊


🎵🎶

لینک
  • .

    +++ قرار نیست همیشه باشد...
    گاهی باید میانِ شاخه‌های خالی ایستاد
    ب باد سلام کرد...
    و پذیرفت ک بعضی زیبایی‌ها
    در نیستند
    در دوامِ ریشه‌هایی‌اند ک هنوز مانده‌اند...🦋🍃

دیدگاه غیرفعال شده است.
بازنشر کرده است.
همیشه برایم سؤال بوده... چطور می‌شود ساعت‌ها محوِ صورتِ آدم‌ها ماند، اما حتی یک‌بار جرئت نکرد ب درونشان سفر کرد؟
پرسر‌وصداترین بخشِ یک انسان ست و ، همیشه آرام حرف می‌زند.

من آدم‌ها را از جنسِ ب خاطر می‌سپارم... از مهربانی‌ای ک بی‌تماشاگر خرج می‌کنند، از زخمی ک با لبخند پنهانش می‌کنند، از ک هیچ آینه‌ای توانِ نشان دادنش را ندارد.
شاید برای همین زیبایی هیچ‌وقت مرا متوقف نکرد... فقط نگاه را می‌رباید اما ، آدم را وادار می‌کند بماند.
من هیچ‌وقت اهلِ خرید از آدم‌ها نبوده‌ام. همیشه پشتِ پنجره‌ی چهره درِ بسته‌ی را جست‌وجو کرده‌ام...
چون آنچه می‌ماند نه رنگِ چشم ست و نه تقارنِ صورت...

آنچه می‌ماند کیفیتِ یک انسان در انسانِ دیگر است..🌱🕊
دیدگاه غیرفعال شده است.
گاهی از عمقِ جان تنها یک آرزو برمی‌خیزد...

این‌کِ اگر روزی نامی از ما در خاطرِ ماند پیش از هر چیز
یادآورِ آرامش باشد.

اگر حضوری بود خستگیِ دلی باشد..
اگر سخنی بر زبان آمد اندکی در جانِ کسی بیفشاند..
و اگر ردی از ما بر این جهان ماند تنها عطرِ از آن ب یادگار بماند.
سال‌ها ب من آموخته‌اند ک ارزشِ یک انسان ب آنچه اندوخته نیست...
ب نوری‌ست ک در دیگران روشن کرده
ب زخمی ک کرده
و ب ک با حضورش از جانِ برداشته است....

چه نیک‌بخت ست آن‌کِ
پس از رفتنش نه ب خاطرِ شکوهِ زندگی‌اش ک ب خاطرِ ک بی‌هیچ چشمداشتی
ب ‌ها بخشیده ب آورده شود.🌱🕊
دیدگاه غیرفعال شده است.
بازنشر کرده است.
پرواز را از آسمان نیاموخت...
از دلِ همان پیله‌ای آموخت ک روزی تمامِ بود.

برای او پایان نبود...تنها بهایی بود ک باید برای دیدنِ وسعتِ می‌پرداخت.

شاید زندگی نیز همین رازِ ساده را بارها می‌کند..
آنچه امروز قفس می‌پنداریم، فردا آغازِ بال‌هایی خواهد بود ک هنوز از وجودشان بی‌خبریم.
همیشه از دلِ آسودگی جوانه نمی‌زند...
گاه درست از عمیق‌ترین ترک‌های جان، ‌ای متولد می‌شود ک تمامِ معنایِ پرواز را دوباره ب بازمی‌گرداند..🌱🕊
دیدگاه غیرفعال شده است.
بازنشر کرده است.
بعضی ‌ها هرگز ب بوسه نرسیدند... نه دستی در دستی گره خورد، نه آغوشی میانشان ‌ها را شکست.

اما مگر عظمت ب لمس کردن است؟
گاهی تمام شکوه یک ، در همان هایی‌ست ک هرگز گفته نشد، در نگاه‌هایی ک از ترسِ شکستن حرمتِ زود دزدیده شدند، در نامه‌هایی ک هرگز فرستاده نشدند، و در دلتنگی‌هایی ک تا پایان ، بی‌صدا نفس کشیدند.
‌های ناب بی‌صدا می‌آیند، بی‌ می‌مانند، و بی‌ تا ابد در قلب انسان می‌کنند.

شاید راز ‌شان همین باشد... آن‌ها چیزی را تصاحب نکردند پس چیزی را هم از دست ندادند.
بعضی احساس‌ها برای نیستند برای شدن‌اند.
و چه عاشقانه‌ای باشکوه‌تر از عشقی ک در شکفت در نجابت بالید و در نرسیدن، ب رسید...🌱🕊

  • .

    +++ فکر می‌کنم زیباترین ‌های دنیا، همان‌هایی بودند ک هیچ‌وقت ب نیامدند.
    احساس‌هایی ک کسی برای اثباتشان نجنگید، کسی آن‌ها را ب نگذاشت، و هیچ خاطره‌ای از یا نساختند...اما سال‌ها بعد، هنوز در گوشه‌ای از ، نفس می‌کشند.
    اگر حقیقت داشته باشد، محتاج نیست..
    حضورش را از می‌توان فهمید. از دلتنگی‌های بی‌دلیل، از لبخندی ک با شنیدن یک روی لب می‌نشیند، و از ک حتی گذر زمان هم نمی‌تواند از میان ببرد.
    بعضی آدم‌ها سهمِ ما نمی‌شوند..سهمِ ما می‌شوند. برای همین هرگز از نمی‌روند..

    شاید بزرگ‌ترین ، همان عشقی باشد ک چیزی از ما نخواست چیزی را از ما نگرفت، و با این حال تا آخرین تپش ، بی‌صدا در وجودمان ماند...🦋🍃

دیدگاه غیرفعال شده است.
بازنشر کرده است.
شاید در تمام این جهان تنها یک را ملاقات می‌کنیم..
روحِ ، ک در هزاران و هزاران روبه‌رویمان می‌ایستد.
هر انسان از وجود ماست..
گاهی آیینه‌ی روشنایی‌هایمان، گاهی پژواکِ تاریکی‌هایی ک از خود پنهان کرده‌ایم.
هیچ اتفاقی نیست هر آمدن، پرده‌ای از نادیده‌ترین بخش وجودمان را کنار می‌زند و هر رفتن، ما را یک گام ب حقیقتِ خویش نزدیک‌تر می‌کند
آدم‌ها برای ماندن نمی‌آیند برای آشکار کردن می‌آیند.
یکی را از دلِ رنج بیرون می‌کشد، دیگری را می‌شکند، یکی را معنا می‌کند و دیگری مرزهای ب خویشتن را....
آن‌گاه می‌فهمی جهان، میدانِ ملاقاتِ ‌ها نیست...سرزمینِ شناختِ است.
و هرچه آگاه‌تر می‌شوی، درمی‌یابی ک تمام این مسیر سفری بوده از ب ...
سفری ک پایانش، نه یافتن انسانی ، بلکه بیدار شدنِ روحی ست ک همیشه در انتظار بوده است.🌱🕊

  • .

    +++ فکر می‌کنم تمام راهی ک آمده‌ام برای شناخت دیگران نبود...
    برای رسیدن ب خویشتن بود.
    هر ، هر ، هر و هر ، تکه‌ای از روحم را ب من بازگرداند.
    دیگر در پیِ یافتن انسان‌های بی‌نقص نیستم.. تنها می‌خواهم آن‌قدر با خویشتن صادق بمانم ک هیچ آینه‌ای نتواند وجودم را از من کند.
    اگر قرار ست کسی در مسیرم بماند، بماند تا روشنایی روح م را وسعت ببخشد، نه آنکه خاموشش کند.
    و اگر قرار ست برود، بگذار برود...زیرا بعضی آدم‌ها برای ماندن نمی‌آیند، می‌آیند تا آخرین پرده‌ی ناآگاهی را از چشمانمان کنار بزنند و ما را ب خودِ ‌مان نزدیک‌تر کنند....🦋🍃

دیدگاه غیرفعال شده است.
هرچه بیشتر جهان را می‌شناسد..کمتر در پیِ تصاحب آن است.
می‌آموزد ک همه‌چیز قرار نیست ماندگار باشد.. نه فصل‌ها، نه آدم‌ها، نه حتی آن تصویری ک روزی از خود در ذهن داشته است شاید همین باشد...
پذیرفتنِ ناپایداری، بی‌آنکه زیباییِ زندگی را از یاد ببری.
از گوشه‌ای ک ایستاده‌ام، دنیا نه کوچک‌تر شده و نه بزرگ‌تر..
فقط روشن‌تر دیده می‌شود. گاهی دور شدن، فاصله گرفتن نیست زاویه‌ای تازه برای دیدن ست.
و چه در این فهم نهفته ست ک جهان، هیچ بدهی‌ای ب خواسته‌های ما ندارد..
اما هنوز می‌توان در میان همه‌ی ناتمامی‌ها، با خود آشتی کرد
.🌱🕊

🎶🎵 آشیونه
  • .

    +++ شاید آرامش پیروز شدنِ روشنایی بر تاریکی نباشد..
    شاید آرامش پذیرفتنِ هر دوی آن‌ها در یک باشد.
    من دیگر از سایه‌ها نمی‌گریزم.. آموخته‌ام ک گاهی ، درست از همان‌جا زاده می‌شود.🦋🍃

دیدگاه غیرفعال شده است.
همه‌ی درها را نمی‌بندد تا تو را ناامید کند..
بعضی درها را می‌بندد تا چشم‌هایت از آدم‌های برداشته شود.
درست همان لحظه ک از تکرارِ دل‌شکستن‌ها خسته‌ای و گمان می‌کنی سهمت از دنیا فقط انتظار ست دستی از جنس آدمی را وارد زندگی‌ات می‌کند ک حضورش سکونِ ست نه آشفتگیِ .
آن‌وقت آرام در دلت می‌گوید:
این همان هدیه‌ای ست ک برای زمانِ درست نگه داشته بودم...
چیزی ک ارزش کردنت را داشت...🌱🕊
  • .

    +++ گاهی تأخیرِ زیباترین شکلِ اجابت ست...
    زیرا بهترین هدیه‌ها درست در زمانی می‌رسند ک معنای واقعیِ قدر دانستن را آموخته است...🦋🍃

دیدگاه غیرفعال شده است.
بازنشر کرده است.
آن چیزی نیست ک تغییرش می‌دهد...
چهره روزی عوض می‌شود ک ، دیگر نشانیِ خانه‌ات را فراموش کند.
از آن روز نگاه ب جایِ انتظار، را زندگی می‌کند.
گاهی یافتن، فقط شبیه عوض شدنِ است...🌱🕊
  • .

    +++ از بعضی مرزها ک بگذری، دیگر هیچ‌کس نمی‌تواند تو را ب نسخه‌ی دیروزت بازگرداند...🦋🍃

دیدگاه غیرفعال شده است.
بازنشر کرده است.

آوای نازنین م...!
در این روز آرزو نمی‌کنم فقط سالی دیگر ب زندگی‌ات افزوده شود..
آرزو می‌کنم جهان هر روز، اندکی بیشتر قدرِ نوری را بداند ک بی‌ادعا در دلِ دیگران روشن می‌کنی.
دعا می‌کنم خداوند خستگی را از دلت، نگرانی را از راهت و اندوه را از روزگارت دور کند..
و هر خیری ک بی‌صدا بخشیده‌ای، در زمانی ک انتظارش را نداری ب زیباترین شکل ب تو بازگرداند.

عزیزم
و زندگی همواره هم‌نامِ آرامشِ دلت باشد...🕊🦋🌱

Aᥫ᭡A
مشاهده ۸ دیدگاه ارسالی ...
  • Aᥫ᭡A

    دل‌های مهربان بی‌دلیل ب هم نمی‌رسند هر آشناییِ زیبایی حکمتی از جانب خداست.💚☘
    از مهرِ کلامت بسیار سپاسگزارم عزیزم..
    زیبا بمان و زیبا زندگی کن ک قلبِ سخاوتمندت شایسته‌ی روزهایی سرشار از ، و .
    دعا می‌کنم خداوند دلت را همیشه ، لبخندت را و قدم‌هات را در مسیرِ ، و استوار نگه دارد... 🤍🍃


    نازنینم با تمام قلبم سپاسگذارم، چنان پرمهری که کلامی در پاسخ جز سپاس نمیمونه🙏
    سرای قلبت روشن به مهر جانم💕

  • .

    بسیار عزیزی بر جان زیبای من 💞

دیدگاه غیرفعال شده است.
آدمی ک در حالِ گریختن از خویش است
حتی اگر کنارت بماند
حضوری نخواهد داشت..

کسی ک راهِ خانه‌ی خود را گم کرده
راهی ب دیگری نمی‌شناسد...🌱🕊
دیدگاه غیرفعال شده است.
آخرین نام را نه در کتاب‌ها ک در لرزش خاموش روح م یافتم... جایی ک هیچ واژه‌ای توان رسیدن ب آن را نداشت.
سال‌ها گمان می‌کردم در جست‌وجوی تو هستم اما هر قدمی ک برمی‌داشتم تنها لایه‌ای از خودم فرو می‌ریخت.
نامم، گذشته‌ام، رؤیاهایی ک ب آن‌ها دل بسته بودم یکی‌یکی از تنم جدا شدند..
تا آنجا ک دیگر چیزی برای پنهان کردن باقی نماند.
آن‌گاه فهمیدم آنچه در تمام این سال‌ها دنبالش می‌گشتم نه انسانی بیرون از من، بلکه حقیقتی بود ک در قلبم نفس می‌کشید.
وقتی بوی خانه‌اش را ب یاد بیاورد دیگر در هیچ سرزمینی آرام نمی‌گیرد.
جهان با فاصله زمان با فراموشی و تاریکی با هراس می‌کوشند میان دو شعله جدایی بیندازند...
اما نور هرگز از تاریکی شکست نمی‌خورد. تاریکی تنها تا لحظه‌ای فرمانروایی می‌کند ک حقیقت از راه برسد.
آن‌گاه تمام دیوارهایی ک از وهم و ترس ساخته شده‌اند بی‌صدا فرو می‌ریزند.
اگر روزی همه چیز از میان برود...اگر نام‌ها عوض شوند خاطره‌ها خاموش شوند و هزاران زندگی میان دو روح فاصله بیندازند باز چیزی در ژرفای هستی راه بازگشت را ب یاد خواهد داشت.
  • .

    زیرا آمدن انتخاب دل است.. اما بازگشت سرشت روح.
    همان‌گونه ک رود بی‌آنکه کسی صدایش کند، سرانجام دریا را پیدا می‌کند روح نیز راه خانه‌اش را فراموش نمی‌کند.
    اگر هزار بار از نو آغاز شوم اگر هزار نام دیگر بر من بگذارند و هزار جهان میان ما بنا کنند باز نخستین نسیمی ک از سرزمین حقیقت بوزد مرا ب سوی همان روشنایی خواهد برد. زیرا عشق وابستگی نیست است نوری ست ک پیش از آفرینش جهان در جان هستی افروخته شد و هنوز در ژرف‌ترین نقطه ی وجود ما خاموش نشده است.🌱🕊

    .
    .
    +++ شاید تمام زندگی تنها سفر دو شعله باشد ک گمان می‌کنند از هم دور افتاده‌اند.. در حالی ک از آغاز از یک آتش برخاسته‌اند و سرانجام نیز ب همان یگانگی بازخواهند گشت.
    آن روز دیگر نه نامی باقی می‌ماند نه فاصله‌ای نه ترسی و نه زمانی...
    تنها حقیقت می‌ماند و عشقی ک هرگز از میان نرفته بود بلکه در تمام این سال‌ها آرام و خاموش راه بازگشت ما را روشن نگه داشته بود.🦋🍃

دیدگاه غیرفعال شده است.
بعضی وداع‌ها از جنسِ پایان نیستند از جنسِ دگردیسی‌اند. آدمی گاهی کسی را از زندگی‌اش بدرقه می‌کند، اما هرگز از روشنایی‌ای ک حضورش در جان آفریده ست نمی‌کند. اگر حقیقتی زنده باشد خود را با اصرار اثبات نمی‌کند...
با نجابتی شناخته می‌شود ک حتی در لحظه‌ی از دست دادن نیز حرمتِ دیگری را از حرمتِ خویش جدا نمی‌بیند.
دل‌های بزرگ پیش از آنکه بیاموزند چگونه عاشق شوند آموخته‌اند چگونه نشکنند...
حتی وقتی ناچارند چیزی را ک تمامِ جهانشان بوده، ب دستِ باد بسپارند.

کردن خاموش کردنِ آتش نیست سپردنِ آن ب افقی‌ست ک دیگر در مشتِ هیچ‌کس نمی‌گنجد.
بعضی ‌ها برای ماندن در کنارِ ما آفریده نشده‌اند..برای آن آمده‌اند ک وسعتِ قلبمان را ب خودمان نشان دهند.
و چه باشکوه ست آن لحظه ک انسان درمی‌یابد ارزشِ یک احساس را نه با دوامِ حضور، بلکه با عمقی می‌توان سنجید ک پس از رفتن نیز از تپش بازنمی‌ایستد.
آن‌گاه دیگر خاطره‌ی یک انسان نیست...خصلتی از ست ک تا همیشه در ادامه پیدا می‌کند.🌱🕊

  • .

    در باورِ من دوست داشتن از شریف‌ترین توانایی‌های روح است... نوری ک اگر حقیقت داشته باشد برای درخشیدن ب تصاحب نیازی ندارد.
    هنگامی ب کمال می‌رسد ک از خواهشِ مالکیت عبور کند و ب حرمتِ برسد.
    بعضی حقیقت‌ها را نمی‌توان در آغوش گرفت..تنها می‌توان با تمامِ جان، ب حضورشان ایمان آورد. شاید رازِ ماندگاریِ نیز همین باشد..آنجا ک از مرزِ خواستن می‌گذرد و ب وسعتِ بخشیدن، و کردن می‌رسد.
    از نگاهِ من ارزشِ دوست داشتن هرگز ب سرانجامش وابسته نیست...ب پاکیِ وابسته ست ک توانسته بی‌ صدا، بماند.

    +++ اگر حقیقت باشد از مرزِ داشتن عبور می‌کند.
    بعضی ‌ها برای ماندن نمی‌آیند برای آن می‌آیند ک ب روح بیاموزند چگونه بی‌هیاهو، و بی‌#چشمداشت بتپد.
    و شاید جاودانه‌ترین ، همان باشد ک هرگز چیزی را تصاحب نکرد اما تا همیشه در روشناییِ ماند...🦋🍃

دیدگاه غیرفعال شده است.
زیباییِ واقعی شبیه شدن نیست
شجاعتِ خودِ ماندن است.
بعضی آدم‌ها با ‌شان دیده می‌شوند،
اما بعضی دیگر با در خاطر می‌مانند.
بزرگ‌ترین فاصله میان انسان و دیگری نیست..میان حقیقتِ وجود او و تصویری است ک برای پذیرفته شدن از خود می‌سازد. چه بسیار کسانی ک تمام عمر، در تقلید از دیگران سپری می‌شوند بی‌آنکه فرصتی برای شناختِ خویشتن پیدا کنند.
حال آنکه ارزشِ یک انسان، هرگز در شباهت او ب دیگری معنا نمی‌یابد..
همان وقارِ خاموشی ست ک بی‌نیاز از نمایش می‌آفریند.
زمان بی‌تردید از طراوتِ می‌کاهد.. اما هرگز نمی‌تواند از شکوهِ ک بر پایه‌ی صداقت، نجابت و وقار بنا شده است چیزی کم کند.
آنچه در ذهن‌ها کمرنگ می‌شود تصویرِ صورت‌هاست..اما آنچه در دل‌ها ماندگار می‌ماند کیفیتِ انسان‌هاست. بعضی آدم‌ها از قابِ چشم‌ها می‌کنند و می‌شوند اما بعضی دیگر بی‌ صدا در حافظه‌ی جاودانه می‌مانند.
شاید ارزشمندترین دستاوردِ زندگی تحسین شدن نباشد..
رسیدن ب آرامشی باشد ک انسان بی‌هیچ تلاشی برای شبیه بودن بتواند با خویشتن آشتی کند.
  • .

    زیرا زیباترین جلوه‌ی هر انسان نه در چهره‌ای بی‌نقص بلکه در شجاعتی نهفته ست ک به
    او اجازه می‌دهد، در جهانی سرشار از تقلید، همچنان واقعی‌اش باقی بماند.🌱🕊

    +++برخی تنها ردی بر چشم می‌گذارند و می‌گذرند... اما برخی امضای حضورشان را برای همیشه بر دل حک می‌کنند.🍃🦋

دیدگاه غیرفعال شده است.