zahra
۲۷۱ پست
۲۱ دنبال‌کننده
۲,۴۷۱ امتیاز
زن، مجرد
۱۳۶۱/۰۶/۲۰
آروم و عادی
ديپلم
دین اسلام
ايران، تهران

تبلیغات

تصاویر اخیر

بازنشر کرده است.

بـــاور کن

آن قدر ها هم سخت نیست

فهمیدن اینکه

بعضی ها می آیند که

نماننــد

نباشند

نبیـننـد

و تــو

اگر تمامی ِدنیا را هم حتی به پایشان بریزی

آنها تمامی ِبهانه های دنیا را جمع می کنند

تا از بین آنها

بهانه ای پیدا کنند

که بــــروند

دور شـــوند

که نـــمانند اصلا

پس به دلت بسپار

وقتی از خستگی هایِ روزگار

پناه بردی به هر کسی

لااقل

خوب فکر کن ببین

از سر علاقه آمده

یا از سر عادت …

تا دنیایت پر نشود

از دوست داشتن هایِ پر بغض

که دمار از روزگارت درآورد !


چه شبایی با چه حالی؛ قولتو دادم به قلبم!
جای تو خالی؛ چه روزایی جایی تنهایی نرفتم…
بی خیالی کار هر روزمه؛ عادت کرده قلبم!
تو بخندی دلت خوش باشه؛ من هیچی نمیخوام…
دل ببندی به هر کی؛ من که خوشبختیتو میخوام!
من همینم… گلم بد باشیم؛ خوبیتو میخوام
عزیزم! هنوزم پاره ی تن منی تو…
من بمیرم؛ نبینم رو به راه نیس زندگیتو
من که خستم؛ نباشی زندگیم تمومه بی تو!
عاشق بشی؛ کوری! بد میشی مجبوری…
عشق اما نه زوری نمیشه هیچ جوری!
رفتی ولی عشقت پهلومه…
با اینکه بغضت تو گلومه؛ خوشبختی تو آرزومه
تو بخندی دلت خوش باشه؛ من هیچی نمیخوام…

.


می دانی
یک وقت هایی باید
روی یک تکه کاغذ بنویسی
تـعطیــل است
و بچسبانی پشت شیشه ی افـکارت
باید به خودت استراحت بدهی
دراز بکشی
دست هایت را زیر سرت بگذاری
به آسمان خیره شوی
و بی خیال ســوت بزنی
در دلـت بخنــدی به تمام افـکاری که
پشت شیشه ی ذهنت صف کشیده اند
آن وقت با خودت بگویـی
بگذار منتـظـر بمانند !!!


لنگه های چوبی درب حیاطمان گرچه کهنه اند و جیرجیر می کنند
ولی خوش به حالشان که لنگه ی همند…
حسین پناهی


بازی
ما تماشا چیانی هستیم
که پشت درهای بسته مانده ایم!
دیر امدیم!
خیلی دیر...
پس به ناچار
حدس می‌زنیم،
شرط میبندیم،
شک میکنیم ...
و آن سوتر
در صحنه
بازی به گونه ای دیگر در جریان است.


جاودانگی عشق
به آتش نگاهش
اعتماد نکن !
لمس نکن !
به جهتی بگریز که بادها خالی از عطر اویند،
به سرزمینی بی رنگ !
بی بو و ساکت
آری،
 بگریز و پشت ابدیت مرگ پنهان شو !
اگر خواستار جاودانگی عشقی

 چه مهمانان بی دردسری هستند مردگان
نه به دستی ظرفی را چرك می كنند
نه به حرفی دلی را آلوده
تنها به شمعی قانعند
و اندكی سكوت...

بازنشر کرده است.

@zahra61

زهرا بانوی گرامی ! صمیمانه سالروز تبلورتان را شادباش عرض کرده و آرزو می کنم تا سالیان سال چنین روز فرخنده ای را در کنار عزیزان خود جشن بگیرید !
بازنشر کرده است.

zahra

سلام 
تولدتون مبارک
بهترینها رو براتون ارزومندم
بازنشر کرده است.

 تابستانے ڪہ 
..
روز شهریور ماهش
از آن توست...❤  تولدت مبارڪ ماهے جانم

.


دلم گرفته برادر هوای تازه بیاور

برای حنجره هامان صدای تازه بیاور

تو چشماش یه دنیای رنگی رو داره؛ دل من به جز اون که دردی نداره!
نه هستش و حتی نمیاد سراغم…
نباشه نمیخوام که بارون بباره!
یه لیلای بی عشق و احساسی بوده؛ هنوزم برای نبودش که زوده…
خیالش یه سردرده، که تو سرم هست!
نباشه نفس نیست؛ توی سینه دوده!
تلخی رو تو خوب بلدی، شیرین بودن کاره تو نیست…
روزای خوبت با منه؛ که دیگه قسمت تو نیست!
تلخی رو تو خوب بلدی، شیرین بودن کاره تو نیست
روزای خوبت با منه؛ که دیگه قسمت تو نیست!
منِ دیوونه رو تو دیوونه کردی؛ قبلنا درمون الانا دردی
دورا دور بدون دلم هواتو داره؛ منمو قلبی که بی کس و کاره…
روبرو چشامه هنوز جای خالیش؛ بعدِ تو خونه رو میزنم آتیش!
تلخی رو تو خوب بلدی، شیرین بودن کاره تو نیست…
روزای خوبت با منه؛ که دیگه قسمت تو نیست!
تلخی رو تو خوب بلدی، شیرین بودن کاره تو نیست…
روزای خوبت با منه؛ که دیگه قسمت تو نیست!