zahra
۳۷۵ پست
۴۶ دنبال‌کننده
۴,۵۹۵ امتیاز
زن، مجرد
۱۳۶۱/۰۶/۲۰
آروم و عادی
ديپلم
دین اسلام
ايران، تهران

تبلیغات

تصاویر اخیر

بازنشر کرده است.

بـــاور کن

آن قدر ها هم سخت نیست

فهمیدن اینکه

بعضی ها می آیند که

نماننــد

نباشند

نبیـننـد

و تــو

اگر تمامی ِدنیا را هم حتی به پایشان بریزی

آنها تمامی ِبهانه های دنیا را جمع می کنند

تا از بین آنها

بهانه ای پیدا کنند

که بــــروند

دور شـــوند

که نـــمانند اصلا

پس به دلت بسپار

وقتی از خستگی هایِ روزگار

پناه بردی به هر کسی

لااقل

خوب فکر کن ببین

از سر علاقه آمده

یا از سر عادت …

تا دنیایت پر نشود

از دوست داشتن هایِ پر بغض

که دمار از روزگارت درآورد !

مشاهده ۱۱ دیدگاه ارسالی ...
بازنشر کرده است.
اگرکسی را نداشتی که به او بیندیشی؛

به آسمان بیندیش!

زیرا در آسمان کسی هست که به تو می اندیشد…
مشاهده ۳ دیدگاه ارسالی ...
چه سخت است ؛

دلتنگ قاصدک بودن …

در جاده اي که در آن ؛

هیچ بادی نمی وزد … !
هم دعا کن گره از کار تو بگشاید عشق …

هم دعا کن گره تازه نیفزاید عشق …!
طفلک زندگی !!!

هنگامیکه همه ی چیز به کاممان است

تک است و تعریف که،

نمیدانی چقدر زندگی زیباست !

شیرین است …!

وای به روزی که کمی سختمان شود

کاسه کوزه هاست که بر سرش شکسته میشوند

و سرزنش پشت سرزنش که،

عجب اجباریست این زندگی …

وه ! که چه منطقی دارد این اشرف مخلوقات …
همه ي ما
فقط حسرت بی پایان یک
اتفاق ساده ایم
که جهان را بی جهت ؛
یک جور عجیبی جدی گرفته ایم … !
همیشه جایی در حوالی دلتنگی من جاری می شوی…

جاری می شوی در ابریِ چشمانم…

و می باری آنقدر … تا زلال شوم…

تا آسمانی شود هوایِ دلم…

آنقدر که با همه روحم حس کنم…

داشتن تو …

می ارزد…

به تمام نداشته های دنیا…
خدایا! من دلم قرصه! کسی غیر از تو با من نیست

خیالت از زمین آسان که حتی روز، روشن نیست

کسی این جا نمی بینه که دنیا زیر چشماته

یه عمر یادمون رفته که زمین دار مکافاته

فراموشم شده گاهی که این پایین چه ها کردم

که روزی باید از اینجا پیش تو برگردم

خدایا وقت برگشتن یه کم با من مدارا کن

شنیدم آغوشت گرمه اگه میشه منم جا کن…
ما تماشاچیانی هستیم،
که پشت درهای بسته مانده ایم!
دیر آمدیم؛
خیلی دیر…
پس به ناچار
حدس میزنیم،
شرط می بندیم
شک میکنیم…
و آن سوتر
در صحنه زندگی
بازی به گونه اي دیگر در جریان است!
*اینجا در دنیای من گرگ ها هم افسردگی مفرط گرفته اند
دیگر گوسفند نمی درند
به نی چوپان دل می سپارند و گریه می کنند...
همیشه هر چیزی را که دوست داریم به دست نمی آوریم،

پس بیاییم آنچه را که به دست می آوریم دوست بداریم.

 
خوشبختی و آرامش هایم رابا عجله در سرنوشتم نوشته بودند

بد خط بود

روزگار نتوانست آنها را بخواند
كاش خوشبختی و آرامش هم

مانند مرگ

حق هر انسان بود
هیچ انسانی دوست نداره بمیره !
اما همه آرزو میکنن برن به بهشت.
اما، یادمون میره که برای رفتن به بهشت اول باید مرد …

*****