گوشیم زنگ خورد
از این تماس های تبلیغاتی از پیش ضبط شده بود
اولش گفت سلام
منم گفتم سلام
تا اینجاش مشکلی نیس پیش میاد
ولی فقط اونجاش ک داشت تبلیغ میکرد من بهش گفتم نه مرسی
چرا ؟
دلم مى خواست جا بزنم ..
مى خواستم یه روز صبح از خواب بيدار شم و هيچ مسئوليتى نداشته باشم .. هيچ رؤيایی ، هيچ انتظاری ، هيچ دلبستگی اى.
فقط یه آدمی باشم كه گوشه اى از این دنیا نفس مى كشه و ديگه چیزی ازش خواسته نمى شه. اما زندگی اين فرصت رو به آدم نمى ده.
زندگی حتى وقتى خسته اى ، تورا به پيش مى رونه.
حتى وقتى ايستاده ای ، زمان از كنارت عبور مى كنه.
حتى وقتى ديگه اميدى ندارى ، خورشيد صبح روز بعد بازم طلوع مى كنه .. بدون اینکه از درد تو چیزی بدونه. اونوقته که مى فهمى دنیا براى رنج هاى تو توقف نمى كنه .
اينكه دل تو میشکنه و توی همون لحظه ، یه جای ديگه یه بچه داره میخنده ، یه گنجشک داره آواز مى خونه و مردم به زندگی عادیشون ادامه مى دن .. اونوقته كه مى فهمى درد ، شخصى ترين دارايى آدمه !
و هیچکس
تاکید میکنم هیچکس اونو به اندازه خودت حس نمى كنه ..
مهران
shamim
امتحان پایان ترمه