علی
۱۵۰ پست
۱۲۸ دنبال‌کننده
۵۲۱ امتیاز
مرد
۱۳۶۱/۰۹/۲۹
فوق ليسانس
دین اسلام
ايران، اردبيل

تصاویر اخیر

بازنشر کرده است.
فهمیده ام که نفرت هم مانند دیگر احساسات
مانند عشق قیمت دارد!
تنفر را هم نباید خرج هر شخصی کرد
مشاهده ۴ دیدگاه ارسالی ...
  • ❤آریـAriaــــــــا❤

    الهـــــے
    شادیاتون زیاد...
    غم هاتون کم...
    وزندگیتون پراز عشـــــق❤️
    بهترین نگاه الهی بدرقه راهتان✨♥️

    💟♥️🍃ه
    ♥️💟♥️🍃ه
    💟♥️💟♥️🍃ه
    ♥️ لایـــــــڪ♥️🍃ه
    ♥️💟♥️💟♥️🍃ه
    💟♥️💟♥️🍃ه
    ♥️💟♥️🍃ه
    💟♥️🍃ه

    شبتون بخیر 🌺

  • علی

    ممنون آقا آریا .عزیز دل اید.غم نبینی ایشالله❤❤💐💐

در راهم سبز شو
تا فقط دوباره ببینمت!
همان گونه که ناخودآگاه
در قلبم سبز شدی و
تو را در وجودم دیدم!
بازنشر کرده است.
درد بی درمان شنیدی؟

حال من یعنی همین!

بی تو بودن، درد دارد!

می زند من را زمین

می زند بی تو مرا،

این خاطراتت روز و شب

درد پیگیر من است،

صعب العلاج یعنی همین!
بازنشر کرده است.
یه چیزی میگم که بغضمون اشک بشه...
ای تویی که در قلبم هستی در کنارم نه
تو پنهانی ترین دلتنگی منی
مشاهده ۴ دیدگاه ارسالی ...
يکي را دوست دارم
ولي افسوس او هرگز نميداند
نگاهش ميکنم شايد
بخواند از نگاه من
که او را دوست مي دارم
ولي افسوس او هرگز نميداند
به برگ گل نوشتم من
تو را دوست مي دارم
ولي افسوس او گل را
به زلف کودکي آويخت تا او را بخنداند
به مهتاب گفتم اي مهتاب
سر راهت به کوي او
سلام من رسان و گو
تو را من دوست مي دارم
ولي افسوس چون مهتاب به روي بسترش لغزيد
يکي ابر سيه آمد که روي ماه تابان را بپوشانيد
صبا را ديدم و گفتم صبا دستم به دامانت
بگو از من به دلدارم تو را من دوست مي دارم
ولي افسوس و صد افسوس
زابر تيره برقي جست
که قاصد را ميان ره بسوزانيد
کنون وامانده از هر جا
دگر با خود کنم نجوا
يکي را دوست مي دارم
ولي افسوس او هرگز نميداند
shiva
لحظه ای در گذر از خاطره ها
ناخود آگاه دلم یاد تو کرد
خنده آمد به لبم شاد شدم
گویی از قید غم آزاد شدم
هر کجا هستی دوست، دست حق همراهت…
مشاهده ۴ دیدگاه ارسالی ...
بازنشر کرده است.
چه گناهی کرده ام

که در خوابم هستی
در بیداریم نه

در قلبم هستی
در چشمم نه

در سرم هستی و در آغوشم نه
بازنشر کرده است.
قلبم بی تابانه بهانه ی کسی را میکند که بار سفر بسته و رفته است.
بازنشر کرده است.
آویزون نباش...
وقتی پیامتو خوند و جواب نداد،خودت برو...!
وقتی آنلاین بود و سراغی ازت نگرفت،یعنی برو...!
وقتی باید ازش بپرسی دوسم داری...
تا بگه آره،خودت برو...
همیشه که آدما نمیگن برو!
گاهی وقت ها با کاراشون میفهمونن که نمیخوانت!
همیشه که آدما نمیرن
گاهی وقتا کاری میکنن که خودت بری...!
بازنشر کرده است.
چه تلخ است علاقه ای که عادت شود...
عادتی که باور شود...
باوری که خاطر شود...
و خاطره ای که درد شود...
بازنشر کرده است.
|□هستی اما .......کمرنگ
|◇حرف میزنی اما ......تلخ
|♡محبت میکنی اما ....سرد
|^چه اجباریست در دوست داشتن من ؟!
بازنشر کرده است.
روغن به روی آب ندارد فضیلتی
با ما به جای چرب زبانی ‌زلال باش
‌گیرم که خلق را به طریقی فریفتی
‌با دست انتقام روزگار چه میکنی ؟
بازنشر کرده است.
کاش میشد قلبمو واسه تموم دردایی که داره تحمل میکنه بغل کنم😔😔
بازنشر کرده است.
به درد هم اگر خوردیم قشنگ است
به شانه بار هم بردیم قشنگ است

در این دنیا که پایانش به مرگ است
برای هم اگر مردیم قشنگ است
بازنشر کرده است.
تو عاشق نبودی که درد دل عاشقا رو بفهمی
تو بارون نموندی که دلگیریه این هوارو بفهمی
تو گریه نکردی برای کسی تا بدونی چی میگم
دلت تنگ نبوده میخندی تا از حس دلتنگی میگم
تو تنها نموندی که حال دل بیقرارو بفهمی
عزیزت نرفته که تشویش رفتتش را بفهمی
تو از دست ندادی بفهمی چیه ترس از دست دادن
جای من نبودی بدونی چیه فرق بین تو و من
تو هیچوقت نرفتی لب جاده تا انتظارو بفهمی
پریشون نبودی که نگذشتن لحظه هارو بفهمی...
پس نگو درکت میکنم
پس نگو میفهممت