کاش می شد بی خبر، یک حلقه بر در می زدی
بر خیالاتِ محالم، رنگِ باور می زدی

بی تو این دنیا جهنم، من اسیر دوزخم
کاش می شد شعبه، در صحرای محشر می زدی

ساحل دریای چشمم، شد اسیرِ موجِ خون
یادِ ایامی که در چشمم، تو لنگر می زدی


 
 

بازنشر