#معتاد بود.
به صدا، به آغوش
به طعم شراب لبهای خوش رنگ
و به کلمات
معتاد بود به کسی که عاشقانهترین
کلمات رو تو قلبش میساخت.
طاقت خماری نداشت.
برای همین صبح تا شب و شب تا صبح
صداش رو تزریق میکرد.
رویا میساخت.
وقتی نبود درد میکشید و صبوری میکرد.
گفته بودم نذار بفهمه معتادش شدی.
نذار بفهمه نباشه،
خواب و خوراک تو از بین میره.
نذار بفهمه کمرنگ شدنش
از پا درت میاره.
گفته بود باشه ولی معتاد بود.
به چشمها
به موهای لخت بلند
به بوی تن بعد هم آغوشی
و به کلمات
معتاد کسی بود
که بهش اعتیاد نداشت . .
#حسین_حائریان
Ⓐⓢⓐⓛ
لینک
دکلمش کردم
el ηιno
میدونی چرا آدمای #شجاع قابل ستایشن؟
چون صادق و یڪرنگن یه رو دارن چیزی رو مخفی نمیڪنن
اگه معتاد ڪسی بشن میگن
واگه ڪسی بگه معتادشونِ تا پای مرگ پاش ایستادن تنهاش نمیزارن
چون خودشون درد #خماری رو ڪشیدن
میدونن چه زجری داره
خیلی قشنگ بود ، بخوشی پیر شی : ))
Ⓐⓢⓐⓛ
مرسی نیماجان متنای توام قشنگن
el ηιno
سلام چطوری
اون سال یادته حالم خوب نبود؟
Ⓐⓢⓐⓛ
سلام اره
el ηιno
سلام
خمار مورفین بیمارستان بودم : ))
Ⓐⓢⓐⓛ
چیشده
Ⓐⓢⓐⓛ
لینک
Ⓐⓢⓐⓛ
چتروم سایت کلیک هستم خواستی بیا حرف میزنیم
el ηιno
من از چتروم اینحا متنفرم
Ⓐⓢⓐⓛ
بعد میبرمت جای دیگه
el ηιno
مرغ من یه پا داره
Ⓐⓢⓐⓛ