چون برگی از شاخه‌ها آزاد، چون گیسویی در آغوش باد، چون ابری در دل آسمان، میخواهم رها باشم، بدوم تا بی‌نهایت آزادی، و قدم بزنم در دشت‌های آرامش. از چشمه‌های مهربانی آب بنوشم، و با عطر گل‌های نرگس و آلاله مست باشم. میخواهم رها باشم از بن‌بست‌ها، از سقف‌ها، از دیوارها. شبیه کودکی بیخیال و سر به هوا، روی بلندای کوهی در مسیر باد بایستم، چشم‌هایم را ببندم، و غرق در رويای پرنده شدن، اوج بگیرم. بدور از تمام غم‌ها و رنج‌ها ...

بازنشر

موردی برای نمایش وجود ندارد.