تو دوری زمن من بیقرارتم

تو عشقی من عاشقتم

وفای تو چنان بود ک کرد مرا حیران ک چنان باوفا هستی تو ای مهربان

شعر بلد نیستم بیت بلد نیستم هرچه گویم خود ندانم چه گویم

باز میگویم فاش میگویم تو را میگویم گر شوی خوشحال من میشوم

با حال همچو طوطیه رنگین شمال تو آهو باش

من در غربت تو میکشم انتظار چون دوستت دارم هستم بی قرار

بازنشر

موردی برای نمایش وجود ندارد.