شایان

لطفا عضو و هوادار گروه فیسنمایی ها بشید و پستای قشنگتون رو اینجا ب.. بیشتر

شایان
کاربر VIP
۳,۷۷۴ پست
۱۶۶ دنبال‌کننده
مرد، متاهل
فوق ليسانس
ايران، تهران
زندگی با خانواده
سربازی رفته ام
سیگار ميکشم
گرایش سیاسی ندارم
قد ۱۷۸، وزن ۷۶

تصاویر اخیر

بیدار مانده‌ام که تو را مثنوی کنم

آسوده تر بخواب عزیز دلی هنوز

مشاهده ۴ دیدگاه ارسالی ...

اى ظریف ترین درد،

که بر سمت چپ سینه ام نشسته اى

این چنین بى تفاوت نباش!

چیزى که اینجا مى سوزد،

فانوس نیست

دل من ست ...!

غالباً در هر تصادف، می رود چیزی زِ دست

لحظه‌ی برخورد چشمت با نگاهم، دل بِرفت

مشاهده ۵ دیدگاه ارسالی ...

مده ای رفیق پندم که نظر بر او فکندم

تو میان ما ندانی که چه می‌رود نهانی

مشاهده ۴ دیدگاه ارسالی ...
بازنشر کرده است.

حضور هر شب تو

راس ساعت بیست و پنج

مرا تا نهایت عریانی رویا می برد

باور لمس دستانت

وسوسه ی چشیدن طعم لبانت

آه ای محال و ناممکن من

بگذار از صدای خنده هایت جان گیرند

گلبرگ های خشکیده ی خیالم

بگذار با هرم نفس هایت

بهشت را تداعی کنم

بگذار سنگینی تنت...

بگذار شراب چشمانت....

نفس های شعرم بند آمده است

هلاک این ساعتم

ساعت بیست و پنج

زمان سجده بر عشق

این جنووون بی قانون
.

دیدگاه غیرفعال شده است.
بازنشر کرده است.

در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن

شرط اول قدم آن است که مجنون باشی

بازنشر کرده است.

این فیلم را به عقب برگردان
آنقدر که پالتوی پوست پشت ویترین
پلنگی شود که می دود
در دشت های دور
آنقدر که عصاها
پیاده به جنگل برگردند
و پرندگان
دوباره بر زمین
زمین...
نه
به عقب تر برگرد!
بگذار خدا دوباره دست هایش را بشوید
در آینه بنگرد
شاید تصمیم دیگری گرفت.

مشاهده ۴ دیدگاه ارسالی ...
بازنشر کرده است.

چو سلام تو شنیدم ز سلامتی بریدم

صنما هزار آتش،

تو در آن سلام داری.

بازنشر کرده است.

مرا ببخش که هم عاشق است هم شاعر

که مانده است در این راه ِ بی برو برگرد

مرا ببخش که می خواهمت ولی با فقر

مرا ببخش که می بوسمت ولی با درد

مرا ببخش که من یک عقاب در قفسم

پرنده ی خوشبختت پرنده ای عصبی ست

مرا ببخش که اشکم امان برید از من

که خنده ای هم اگر هست خنده ای عصبی ست

زنان ، ستاره ی دنباله دار می خواهند

مرا ببخش که چیزی در آسمانم نیست

مرا ببخش که می خواهی و نمی گویی

مرا ببخش که می خواهم و توانم نیست...

بازنشر کرده است.

این لب برای نبوسیدن است
این دهان برای نخندیدن
این سینه برای آه کشیدن است
این سر برای به دیوار ساییدن
ای آزادی ، آزادی ، آزادی
ای شکل سرافکنده خواب های بالدار بی تعبیر
شالی همیشه سیاه
بر گردن شکسته خود بیاویز
این خانه برای سوختن است
این آسمان برای نباریدن
این شهر برای پوسیدن است
این جاده ها برای نرسیدن

مشاهده ۹ دیدگاه ارسالی ...
بازنشر کرده است.

باد با رقصیدن از پیراهنت رد می شود

آب سرمست است وقتی از تنت رد می شود

من که دورم از تو اما خوش به حال هر نسیم

وقتی از گل های سرخ دامنت رد می شود

بازنشر کرده است.

ناز کنی؛ نظر کنی؛ قهر کنی؛ ستم کنی

گر که جفا، گر که وفا، از تو حذَر نمی کنم

بازنشر کرده است.

از زمزمه دلتنگیم از همهمه بیزاریم

نه طاقت خاموشی نه تاب سخن داریم

بازنشر کرده است.
+ چرا رنجم می‌دهی؟

- چون دوستت دارم.

+ نه دوستم نداری. وقتی کسی را دوست داریم، خوشی اش را می‌خواهیم نه رنجش را...

- وقتی کسی را دوست داریم تنها یک چیز را می‌خواهیم. عشق را، حتی به قیمت رنج!



ایتالو کالوینو / ترجمه: مهدی سحابی
بازنشر کرده است.

یه زن

نمیتونه دوستت داشته باشه ؛

بعد دوستت نداشته باشه ؛

بعد دوباره دوستت داشته باشه!

یه زن فقط میتونه

دوستت داشته باشه ؛

دوستت داشته باشه ؛

دوستت داشته باشه...

و بعد دیگه هیچوقت دوست نداشته باشه...!