و
۶ کاربر دیگر
بازنشر کردهاند.
... و عشق؛
خندههای کودکی به روی تاب است،
که با زخمِ زمین خوردن
تمام میشود.
وقتی زمان کوتاه است و سایه پایان روی سر جهان افتاده
دیگر جای محافظهکاری نیست ؛ تنها پناهگاه امن ، آغوش یک انسان دیگر است .
تنها پناهگاه
همدیگر را در آغوش بگیرید ......... گناهش ، گردن من
جهان عجیب بوی مرگ میدهد .
🖤 موقت
تنهایی باارزشترین خلوتی است که آدم برای حفظ آرامش و اصالتش میسازد؛ سنگری است در برابر آشفتگیها و روابط نیمبند.
وقتی یاد میگیریم با خودمان در صلح باشیم، انتظاراتمان از رابطه دگرگون میشود. دیگر برای فرار از بیکسی یا پر کردن خلاهای لحظهای، به هر حضوری تن نمیدهیم.
حضور کسی که از تنهایی باشکوه تر باشد، نه آرامش خلوتت را برهم میزند و نه مجبورت میکند برای پذیرفته شدن خودت نباشی؛ بلکه خودش بخشی از همان آرامش و پناهگاه میشود.
با کسی که باهات بازی میکنه ؛
بازی کن ، نجنگ !
آدمی که غیرتِ قشنگ دارد، دنبال محدود کردنت نیست؛ دنبال این است که امنیتت را بسازد. میخواهد بدانی توی این دنیای شلوغ، یک نفر هست که حواسش شش دانگ به توست، که مثل کوه پشتت ایستاده و حرمتت برایش از هر چیزی مهمتر است.
عشق واقعی فقط حرفهای قشنگ زدن نیست؛ عشق یعنی احساسِ امنیت توی آغوشِ توجهِ یک نفر...
فضای مجازی، ویترین زندگیست، نه خود زندگی. اینجا میشه عشق رو زیباتر از واقعیت نوشت و از ترکهای دیوار چیزی نگفت. اما حقیقت آدمها در قاب عکسها نیست؛ در روزهاییه که هیچکس نمیبینه. حتی سالها هم بگذره، باز نمیشه فهمید دو نفر پشت درهای بسته واقعاً با هم چندچندند.
موقت
دست کشیدن از کسی که دوستش داری، همیشه به معنی بیوفایی نیست؛ گاهی به معنای پذیرش یک واقعیت تلخ است: اینکه احساسات، جای خالیِ عدم تناسب را پر نمیکنند. ماندن در جایی که اندازهات نیست، فقط قامت خودت را خمیده میکند، نه آن محیط را بزرگتر.
گاهی باید دستهایت را باز کنی و اجازه دهی آنچه سهم تو نیست برود، حتی اگر رفتنش تکهای از وجودت را با خود ببرد؛ چرا که ماندنش تمامِ تو را از بین خواهد برد.
موقت
از آدمهایی که زیاد قسم میخورن دوری کنید؛ آدمی که حرفش اعتبار داشته باشه، برای باورپذیر شدنش به قسم احتیاج نداره. از آدمهایی که دربارهی همهچیز زیاد حرف میزنن هم فاصله بگیرید. گاهی سکوت، قشنگترین شکل حضوره. آدمهای بالغتر، معمولاً ساکتترن.
زندگیت را شگفت انگیز بساز
هیچکس به تو قول نداده که صد سال فرصت زندگی داری
هیچکس حتی قول نداده که فردایی در راهه
تو همچنان چشم به راه یک لحظه بینقصی
انگار زمان چیزیه که میتونی به تعویقش بیندازی
روزامونو با یک روزی و شاید سپری میکنیم
چیزهای خوب رو برای سالهای بهتر نگه میداریم
اما سالها از ما نمیپرسند که آمادهایم یا نه
آنها فقط میگذرند چه آماده باشیم ، چه نباشیم
زندگیت را شگفت انگیز بساز
نه یک روزی ، همین امروز
چون زمان زیادی در این دنیا نداریم.
آدمها استاد ساختن نسخهی بینقص از خودشان در فضای مجازیاند؛ در حالی که پشت این نقاب، از روبهرو شدن با تاریکیهای درون خودشان فرار میکنند.
و چه تراژیک است وقتی آدم آنقدر در ساختن این نقاب غرق میشود که سرانجام، به همان چیزی بدل میشود که تمام این مدت وانمود میکرد از آن بیزار است.
موقت
موقت
یه وقتایی همهچی خوب پیش میره، یه وقتایی هم نمیفهمی دقیقاً کجای این داستانی و فقط داری سعی میکنی کم نیاری.
یه روز کلی امید داری، یه روز حتی حوصلهی خودتم نداری.
زمین میخوری، خسته میشی، حرص میخوری، دلت میشکنه…
ولی باز یه جایی از خودت میگی: «خب، بریم ببینیم بعدش چی میشه.»
شاید زندگی همین باشه؛
همین بالا و پایین شدنها،
همین جنگیدن با روزایی که اصلاً باهامون راه نمیان.
ما همیشه قوی نیستیم،
فقط خیلی وقتا چارهای جز ادامه دادن نداریم.
و شاید قشنگترین قسمت ماجرا همینه؛
اینکه با وجود همهی سختیها،
باز ی جوری بلند می شیم و ادامه میدیم ...
وقتی رابطهای به هیچ چالشی برخورد نمیکنه ، احتمالا یکی از طرفین از رابطه خارج شده ولی اعلام نکرده ....!
موقت
خواستن كه راحت است. همه مان به سنى رسیده ایم كه خواستن را بلدیم. اما گاهى مهم یاد گرفتنِ نخواستن است. كه بلد باشیم كه و چه را نخواهیم. كه بلد باشیم چه كسانى و چه چیزهایى آنِ ما نیستند. كه بلد باشیم هستند، اما نه براى آنكه ما آنها را داشته باشیم. هستند كه آن و مالِ دیگران باشند و همهء حرمت و زیباییشان براى ما به نداشتن آنهاست. زورِ بی جا زدن است تلاش براى داشتنشان. حتى اگر خواستنشان زمان زیادى از روزگارمان را در اختیار گرفته باشد، زمان بیشترى را باید براى یادگیرىِ نخواستنشان صرف كنیم.
صرفِ هنرِ نخواستن. نخواستنِ هرآنچه و آنكه از جنس داشتن نیست. حداقل براى ما...
براي تشخيص مرده يا زنده بودن يك انسان شرف او را چك كنيد نه نبضش را ...