Amir Pasha

پس از هر سقوط خودم را مانند پازلی از نو‌چیدم! این‌من‌،‌تنها‌به‌من‌مع.. بیشتر

Amir Pasha
۶۴ پست
مرد، مجرد

تصاویر اخیر

و ۴ کاربر دیگر بازنشر کرده‌اند.
و عشق؛
خنده‌های کودکی به روی تاب است،
که با زخمِ زمین خوردن
تمام می‌شود.
دیدگاه غیرفعال شده است.
بازنشر کرده است.
و چه اندوهِ غلیظی‌ست
جهانی
که در آن
عشق فریب است ...
دیدگاه غیرفعال شده است.
بازنشر کرده است.
گیریم خنجرِ حرفِ تو
بر پهلوی باورها نشست
نوش دارویی
شرابی
شیونی
شعری، به کارش می‌کنیم
دل که چرکین شد، چه کارش می‌کنیم ...
  
دیدگاه غیرفعال شده است.
بازنشر کرده است.
من از بیداریِ کابوس‌وارم سخت می‌ترسم.
کسی را می‌شناسی این حوالی خواب  بفروشد؟
دیدگاه غیرفعال شده است.
بازنشر کرده است.

بعضی وقت‌ها بهتره چیزی نگی
فقط یادت نره که چی شنیدی
همین کافیه ...

دیدگاه غیرفعال شده است.
بازنشر کرده است.
واژه‌ی "صبر" رو نمی‌تونم توضیح بدم،
چون از فهم من بزرگتره!
اما "عجله" رو چرا!
عجله آدم رو بی‌وقار می‌کنه.
آرزو رو دست نیافتنی
رفیق رو طرد
عشق رو کلافه و خانواده رو مضطرب…
اصلاً عجله، آدم رو از اصل خودش دور می‌کنه.
و فکر می‌ کنم "صبر"، نقطه‌ی مقابل "عجله‌"ست.
دیدگاه غیرفعال شده است.
بازنشر کرده است.
گاهی در ژرفای وجودم صدایی می‌لرزد؛
صدایی که از جایی دور می‌آید،
از جایی که مدت‌هاست ساکت‌شده،
اما انگار هنوز ردِ گرمایش روی دلم مانده است.
یکی مرا به شوقِ دوباره‌زیستن می‌کشانَد،
و دیگری میان احتیاط و یادهای کهنه نگه‌م می‌دارد.
میان این‌کشمکش،
می‌فهمم آدمیزاد چطور می‌تواند از چیزی عبور کند
و با این حال،سایه‌اش را هنوز با خود داشته باشد.
شایدزیباییِ ما همین باشد؛
که‌حتی بعد از تمام فصل‌هایی که پشت سر گذاشته‌ایم،
هنوز در جایی از درون‌مان نیرویی هست که‌می‌خواهد باور کند،
بخواهد،
و آرام از نو جان بگیرد…

۰۴/۰۹/۱۵
دیدگاه غیرفعال شده است.
بازنشر کرده است.
تو جاده‌اى كه:
فكر مى‌كردم …
اشتباهى پيچيده‌ام …
منظره‌اى ديدم كه …
مسير اصلى ازم دريغ كرده بود …
و فهميدم گاهى گم شدن …
يعنی پيدا كردن چيزهاى تازه ...

۰۴/۰۹/۱۳
دیدگاه غیرفعال شده است.
بازنشر کرده است.
جان شما در جان ماست
و این عجیب‌ترین شکلِ دلدادگی‌ست؛
نه در کلمه می‌گنجد،
نه در فاصله کم می‌شود،
مثل نوری که از دور هم گرما می‌دهد
و تا عمق خستگی‌های پنهان‌مان فرومی‌رود
و به آرامی می‌ریزد در دل‌هایی که چیزی کم دارند…

۰۴/۰۹/۱۲
دیدگاه غیرفعال شده است.
بازنشر کرده است.
تو از فرد «خودشیفته‌» هرگز حقیقت رو نخواهی شنید ...
اون‌ها توی داستان‌هایی که تعریف می‌کنن خودشون همیشه یا قهرمانند یا قربانی !!
بقیه‌ی آدم‌های قصه رو هم یا بدجنس نشون میدن یا بی‌عرضه ...
دیدگاه غیرفعال شده است.
بازنشر کرده است.
از چشم افتادن یه مسئله جدا از دوست داشتنه؛
یه وقتایی آدمایی از چشمت میوفتن که تمام زندگیت بودن و هستن!
یه آدمایی که کل زندگیت هول محور اونا میچرخیده!
آدمایی که تا سر حد مرگ دوستشون داری؛
اما دیگه به چشمت نمیان!
انگار قیافشون، رفتاراشون،حتی محبتاشون برات سیاه و تاریکه!
بنظرم کسی که دوست نداری رو یه روز میتونی دوست داشته باشی،
اما کسی که از چشمت افتاده دیگه هیچوقت برات مثل قبل نمیشه...
دیدگاه غیرفعال شده است.
بازنشر کرده است.
بعضیا تو دعوا، ذاتشون لو می‌ره
آدمای بی‌اصل، تو اختلاف، تبدیل می‌شن به کارآگاه، قاضی، قاضی‌نما و تهش هم بدترین نسخه‌ی خودشون
ولی اون‌که ریشه داره، حتی وقتی ناراحته، بزرگوار می‌مونه
نه فحش می‌ده، نه تهدید می‌کنه، نه بی‌مرام می‌شه

چون دارنده‌ی اصل و نسب، حتی تو دشمنی هم بزرگوار می‌مونه ...

دوبار بخون
دیدگاه غیرفعال شده است.
بازنشر کرده است.
هیچکس بهتر از کسی که بهت آسیب زده،
نقش قربانی رو بازی نمی‌کنه…
دیدگاه غیرفعال شده است.
بازنشر کرده است.
میگویند:
زمان، آدمها را عوض می‌کند،
اشتباه نکن!
زمان، حقیقت آدم‌ها را روشن می‌سازد،
زمان، قیمت رفاقت‌ها را معلوم می‌کند،
زمان،" عشق "را از " هوس "جدا می‌سازد،
و راستی را از دروغ
اشتباه نکن!
زمان هرگز آدمها را عوض نمی‌کند...
دیدگاه غیرفعال شده است.
بازنشر کرده است.

من خسته بودم از آن رو که زندگی واقعی بود .

دیدگاه غیرفعال شده است.
بازنشر کرده است.

بر روح و تنم لایه‌ای از دود نشسته
مدیون توام این همه تهران شدنم را ...

دیدگاه غیرفعال شده است.