ســــــوگــندِ عـــشق

معرفت به ذاتِ آدماست.نه پیشینه، نه جایگاه و نه نسبت!معرفت یه چیزی شبی.. بیشتر

ســــــوگــندِ عـــشق
گوناگون
۱,۲۵۸ پست
۵۴ مشترک
۳۲ پسند
عمومی

رتبه گروه

مبنای تعداد کاربر رتبه ۳۶
مبنای تعداد هوادار رتبه ۲۹
مبنای تعداد ارسال رتبه ۳۴

تبلیغات



حالا که رفته‌ای،
پرنده‌ای آمده است
در حوالیِ همین باغِ روبه‌رو

هیچ نمی‌خواهد،
فقط می‌گوید:
کو کو...
/
( محمدرضا عبدالملکیان )
/



... !/
بازنشر کرده است.
زياد كسي نباش
ك تو را به كم ديگران بفروشد!!!


‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌
دیدگاه غیرفعال شده است.
بازنشر کرده است.
کجاست عشق که تا قید آبرو بزنیم...

نیستی کم! نه از آینه نه حتی از ماه
که ز دیدار تو دیوانه ترم تا از ماه
من محال است به دیدار تو قانع باشم
کی پلنگی شده راضی به تماشا از ماه

خرم آنروز که از این قفس تن بِرَهَم
به هوای سر کویت بزنم بال و پری

در هوای تو به بی پا و سری شهره شدم
یافتم در سر کوی تو عجب پا و سری !

آنچه خود داشتم اندر سر سودای تو رفت
حالیا بر سر راهت منم و چشمِ تری

سالها حلقه زدم بر در میخانه‌ی عشق
تا بروی دلم از غیب گشودند، دری

هرکه در مزرع دل تخم محبت نفشاند
جز ندامت نبوَد عاقبت او را ثمری
/
( وحدت کرمانشاهی )
/



... !/

خبر اهل خرابات مپرسید از من
زانکه امروز من از خویش ندارم خبری
بازنشر کرده است.
و در خواب
به فتح گلهای یاس فکر می کنم..
می دانی ملکه من،
تنها سرزمینی
که لایق سلطنت توست،
قلب یاسهاست...

من در شور عشقم

محبوب من !

چه نعمت بزرگی است

اینکه صبحگاهان چشم باز کنی

و کسی را ببینی که صدایش می کنی

محبوب من !

چقدر خوب است که قهوه را در دستهای تو بنوشم

و شب را در باغی معطربگذرانم

چه نعمت بزرگیست

اینکه زن انسانی را بشناسد !

که کلید عیب را به او هدیه می کند و حامی اوست

من به همه ی زبانها ی دنیا دوستت دارم

آیا تو نام دیگری

به غیر از «محبوب من» داری؟

بازنشر کرده است.
حرفهای تو لبخند و
سکوت من، شعر
چه رسیدنی بهتر از این...

بازنشر کرده است.

ز همنشینی اهل زمان گریزانم
به آن که میکشدم دل در این زمانه ، تویی

به هر کجا که دهد دست خلوتی با دل
نظر چو بازگشاییم در میانه تویی

چه جای شِکوِه ز دوری؟ چنین که می بینم
درون خانه تو و در برونِ خانه تویی

امید سبز شدن در دلم نمی میرد
که نخلِ خشکِ وجود مرا، جوانه تویی
/
( محمد قهرمان )
/



... !/

عبادت سحرم غیر ذکر خیر تو نیست
یگانه ای که بُوَد بهتر از دوگانه، تویی !
بازنشر کرده است.
.

ظاهرا ..
برای تسخیر تو..!
شعر کافی نیست..
باید موهایم را باز کنم ...!!

شب دنج ترین گوشه

برای خیالِ توست ؛

میبافمت هنوز و

میبوسمت زیاد ،،،

بازنشر کرده است.
کنج اسمان قلب من
شعرهای ممنوعه ای پرواز می کند
که از ابر احساس
به وقت باریدن
تو را اشتیاق بوسیدن دارد
من در معرض دوست داشتنم
تو کجا جهان ایستاده ای ؟

ارزو کاظمی
مشاهده ۴ دیدگاه ارسالی ...


خلوت اندیشه، حیرت‌خانهٔ دیدار توست
ای‌کلید دل، درِ امید ما بگشا بیا ...

عرض‌تخصیص ازفضولیهای آداب‌وفاست
چون نگه در دیده یا چون روح دراعضا بیا

فرصت هستی ندارد دستگاه انتظار
مفت امروزیم پس ای وعدۀ فردا بیا
/
( بیدل دهلوی )
/



... !/

بیش ازاین نتوان حریف دا‌غ حِرمان زیستن
یا مرا با خود ببر آنجا که هستی، یا بیا ...

چنان به گردِ کدورت
حیات می‌گذرد ...

که طولِ عمر،
به راهِ نرفته می‌ماند !
/



... !/
بازنشر کرده است.
هنوز آخرین جمله خدا توی گوشم زنگ می‌زند:

" از قلب کوچک تو تا من یک راه مستقیم است،

اگر گم شدی از این راه بیا.

بلند شو.

از دلت شروع کن.

شاید دوباره همدیگر را پیدا کنیم"



| عرفان‌ نظر آهاری |