| "عبادت" چیست؟
فرمود:
عبادت "خدمت" کردن به "خلق" است...
پرسیدند: چگونه؟!
گفت: اگر هر پیشه ای که به آن اشتغال
داری، "رضای خدا" و "مردم" را در نظر
داشته باشی؛
"این نامش عبادت است."
پرسیدند:
پس "نماز و روزه و خمس..."
این ها چه هستند؟؟؟
گفت: اینها "اطاعت" هستند که باید
بنده برای "نزدیک شدن" به "خدا" انجام
دهد تا "انوار حق" بگیرد..
آوای باران
بیست مرداد که میرسه، انگار آسمون هم میدونه باید بارونِ لطیفش رو بفرسته تا تولدِ تو رو جشن بگیره. تو همنامِ بارونی؛ همونقدر زلال، همونقدر بخشنده
ده ساله که میشناسمت. ده ساله که شاهد ایستادگی تمامقد یه زن هستم؛ زنی که تنهایی، بیهیچ تکیهگاهی، کوه شد برای دخترش. تو نهتنها مادر یه فرشتهای، بلکه خود فرشتهای هستی که بالهاشو پهن کرده تا یه نفر زیر سایهشون قد بکشه. این ایستادگی، این عشق بیقیدوشرط، این صبوری بیصدات... قابل ستایش
و اما امسال، تولدت یه رنگ دیگه داره. #ددی_گیان عزیز برگشته. میدونم چقدر دلتنگش بودی، چقدر چشمبهراه بودی و نگران ، حالا یه تیکه از قلبت که گم شده بود، برگشته سر جاش. این برگشت، هدیهی خدا بود برای تولدت
آوای باران ، تو لایق تمام بارونهای رحمتی. لایق آفتاب بعد از بارونی
از ته دل و احترامی که برات قائلم:
تولدت مبارک، دختر باران
بیست مردادت مبارک
گاهی فکر میکنم که ما، آدمها، مثل کتابهایی هستیم که هیچکس جلدشان را نمیبیند.
صفحاتِ پنهان، پر از یادداشتها، خطخوردگیها، و جملاتیاند که فقط دل خودمان میخواند.
اما همین صفحات مخفیاند که معنا میدهند؛ که ما را از ساده بودن درمیآورند و خاص میکنند.
میخواهم تو بدانی، حتی وقتی در خودت شک داری،وقتی ترکهایت را میبینی و میترسی ناپیدا باشند،همانها هستند که تو را از دیگران متمایز میکنند.
و همین که تو اینجا هستی، با تمام زیباییها و شکستگیهایت،دنیا کمی روشنتر است، کمی صادقتر، کمی… خودِ توست.
گاهی فقط کافیست کسی کنار تو باشد،نه برای پر کردن خلأها، نه برای ترمیمِ ترکها،فقط برای اینکه بگوید:
" میبینمت، و همین که هستی، کافیست "
نادیده گرفتن آدما ، معادل خرد کردن آدماست ...
دقت کردین ما همیشه توسط آدمایی
نادیده گرفته میشیم
که تو کل زندگیمون دلمون نیومد
نادیدهشون بگیریم...؟!
🌲دکتر شکوری🌲
من غم انگیزترین
شاعرِ دنیا شده ام....
هرکسی شعر مرا خواند تو را لعنت کرد...
«چه چشمایی داری ...
تو یه صورت دوتا دونه ماه جمع شدن !»