یاران کلوب

خوش اومدید بیشتر

یاران کلوب
گوناگون
۳۱۱ پست
۱۱۰ مشترک
۲۰ پسند
عمومی

رتبه گروه

مبنای تعداد کاربر رتبه ۳۶
مبنای تعداد هوادار رتبه ۹۲
مبنای تعداد ارسال رتبه ۸۷
و ۳ کاربر دیگر بازنشر کرده‌اند.

به یاد رفقای کلوب

مشاهده ۵۴۰ دیدگاه ارسالی ...
قدرت عشق بنازم کـه به یک تیر نگاه
جانِ شیرین بسپارند دو بیگانه به هم...
بازنشر کرده است.
من مفاتیح الجنان را زیر و رویش کرده ام
نیست یک حرز و دعا اَندر دوامِ وصلِ تو...
بازنشر کرده است.
کافه دارای ایرانی از کل دیزاین کافه فقط خاموش کردن چراغا رو بلدن
کاش تا دل میگرفت و می شکست
دوست می آمد کنارش می نشست
کاش میشد روی هر رنگین کمان
می نوشتم مهربان با من بمان
کاش می شد قلب ها آباد بود
کینه و غم ها به دست باد بود
کاش می شد دل فراموشی نداشت
نم نم باران هم آغوشی نداشت
کاش می شد کاش های زندگی
تا شود در پشت قاب بندگی
کاش می شد کاش ها مهمان شوند
در میان غصه ها پنهان شوند
کاش می شد آسمان غمگین نبود
رد پای کینه ها رنگین نبود ...
کاش میشد زندگی تکرار داشت ‌‌.‌‌‌...
لا اقل تکرار را یک بار داشت ...
ساعتم برعکس میچرخید و من ....
بر تنم میشید گشاد این پیرهن ....
آن دبستان ،کودکی ،سر مشق آب ....
پای مادر هم برایم جای خواب ...
خود برون میکردم از دلواپسی ....
دل نمیدادم به دست هر کسی ...
عمر هستی ، خوب و بد بسیار نیست ...
حیف هرگز قابل تکرار نیست !!!
بازنشر کرده است.
هرکس به اندازه ضربه‌هایی که خورده تنهایی‌اش را محکم‌تر بغل کرده است
بازنشر کرده است.
ای کاش کسی می آمد
و غم ها را
ار قلب اهالی زمین
بر می داشت...🥀
گنجی در سینه دارم؛ در امانِ سکوت،

دور از دستِ طمع، پنهان از چشمِ زمان.

نه هر دیده را یارای دیدنش،

نه هر دلی را شایستگیِ داشتنش.
زنان خدایانی زیبا و زیرک اند
در بهشتِ هر زَنی‌
جهنمی هست
که روحت را به آتش میکشد
با این حال اگر قرار است
عمرت دو روز باشد
بگذار در دستان هوس آلود زنی‌ باشد
که زندگی‌ را
همان طور که هست عرضه می‌کند
عشق و ناکامی با هم
مشاهده ۴ دیدگاه ارسالی ...
بازنشر کرده است.
آری، من دیوانه‌ام؛
از دوست داشتن...
دیوانه‌ی نگاهی که آرامشِ جهانم بود،
دیوانه‌ی صدایی که در سکوتِ شب‌هایم ترانه می‌شد،
دیوانه‌ی قلبی که اگرچه زخمی‌ام کرد، هنوز برایش می‌تپد.
من از آن دیوانگی‌ها دارم که عقل از فهمش عاجز است؛
دیوانگیِ دل سپردن بی‌حساب،
دوست داشتن بی‌دریغ،
و ماندن در کوچه‌ای که شاید دیگر رهگذری از آن نگذرد.
آری، من دیوانه‌ام؛
چون عشق را با میزانِ سود و زیان نسنجیدم،
با حساب و کتاب نیاموختم،
بلکه با جان نوشیدم.
و چه باک اگر جهان مرا دیوانه بخواند؛
که عاقلانی بسیار دیدم که زیستند بی‌عشق،
اما دیوانه‌ای چون من،
با یک خاطره، یک لبخند، یک نام...
تمام هستی‌اش را روشن می‌کند.
آری، من دیوانه ام...
بازنشر کرده است.
بازنشر کرده است.
هر فصل از زندگی
همان ‌ ست که حین خواندن
نگاهی زیرچشمی به صفحه‌ی آخرش انداخته‌ای
و دیده‌ای که خوب تمام می‌شود.
پس غصه‌های قصه را طاقت بیاور
و با خیال راحت بخوان.
هر جا درد اوج گرفت یادت بماند
که بنا را بر صفحه‌ی آخر بگذاری
اینگونه عمل می‌کند...
بازنشر کرده است.
گاهی آن‌قدر روی چیزهایی که نداریم تمرکز می‌کنیم،
که نعمت‌هایی را که هر روز با ما هستند نمی‌بینیم.

سلامتی،
توانایی راه رفتن،
نفس کشیدن،
یک فنجان چای،
و آدم‌هایی که دوستشان داریم...

همه ی این‌ها چیزهایی هستند
که شاید عادی به نظر برسند،
اما برای خیلی‌ها هستند.
قدردان نعمت های زندگیتون باشید.
به بی زبان ها پناه ببرید‌..
بازنشر کرده است.
دلم میلِ بسی پرواز دارد
هوایِ آسمانِ باز دارد

ولی این خاکِ تنگِ روزگارم
ز هر سو زنجری دمساز دارد

یکی بر سفره‌اش نانِ شبانه
یکی در سینه صد پرواز دارد

یکی در کوچه‌های بی‌پناهی
غمی سنگین‌تر از اعجاز دارد

یکی بر تختِ زر، آسوده بنشسته
ولی دل، حسرتِ آغاز دارد

جهان آیینهٔ رنج است و امید
که در هر سینه صد آواز دارد
اصالت و ذات خریدنی نیست👌❤️