کاش تا دل میگرفت و می شکست
دوست می آمد کنارش می نشست
کاش میشد روی هر رنگین کمان
می نوشتم مهربان با من بمان
کاش می شد قلب ها آباد بود
کینه و غم ها به دست باد بود
کاش می شد دل فراموشی نداشت
نم نم باران هم آغوشی نداشت
کاش می شد کاش های زندگی
تا شود در پشت قاب بندگی
کاش می شد کاش ها مهمان شوند
در میان غصه ها پنهان شوند
کاش می شد آسمان غمگین نبود
رد پای کینه ها رنگین نبود ...
کاش میشد زندگی تکرار داشت ....
لا اقل تکرار را یک بار داشت ...
ساعتم برعکس میچرخید و من ....
بر تنم میشید گشاد این پیرهن ....
آن دبستان ،کودکی ،سر مشق آب ....
پای مادر هم برایم جای خواب ...
خود برون میکردم از دلواپسی ....
دل نمیدادم به دست هر کسی ...
عمر هستی ، خوب و بد بسیار نیست ...
حیف هرگز قابل تکرار نیست !!!
زنان خدایانی زیبا و زیرک اند
در بهشتِ هر زَنی
جهنمی هست
که روحت را به آتش میکشد
با این حال اگر قرار است
عمرت دو روز باشد
بگذار در دستان هوس آلود زنی باشد
که زندگی را
همان طور که هست عرضه میکند
عشق و ناکامی با هم
آری، من دیوانهام؛
از دوست داشتن...
دیوانهی نگاهی که آرامشِ جهانم بود،
دیوانهی صدایی که در سکوتِ شبهایم ترانه میشد،
دیوانهی قلبی که اگرچه زخمیام کرد، هنوز برایش میتپد.
من از آن دیوانگیها دارم که عقل از فهمش عاجز است؛
دیوانگیِ دل سپردن بیحساب،
دوست داشتن بیدریغ،
و ماندن در کوچهای که شاید دیگر رهگذری از آن نگذرد.
آری، من دیوانهام؛
چون عشق را با میزانِ سود و زیان نسنجیدم،
با حساب و کتاب نیاموختم،
بلکه با جان نوشیدم.
و چه باک اگر جهان مرا دیوانه بخواند؛
که عاقلانی بسیار دیدم که زیستند بیعشق،
اما دیوانهای چون من،
با یک خاطره، یک لبخند، یک نام...
تمام هستیاش را روشن میکند.
آری، من دیوانه ام...
هر فصل از زندگی
همان #کتابی ست که حین خواندن
نگاهی زیرچشمی به صفحهی آخرش انداختهای
و دیدهای که خوب تمام میشود.
پس غصههای قصه را طاقت بیاور
و با خیال راحت بخوان.
هر جا درد اوج گرفت یادت بماند
که بنا را بر صفحهی آخر بگذاری #امید اینگونه عمل میکند...
☆꧁༒SARA༒꧂☆
اتفاقا تنها کسی که از این کلیپ برام آشنا بود همون ساراست

ای جااانمممم
☆Mįŋã☆