لب شیرین شکرت شیره انگور و گل تریاک است
گردنت شیشه و این شیشه پر از کنیاک است...
گونههایت گل نارنج و درآغوشت دونه های انار
زیر لب سیب کال و بوسه هات جلب ناک است...
چشمانت پیاله شراب و گلبوسه های ناب لبانت
چون هزار باده کهنه می نخورده در رگ تاک است...
اندامت کشیده ست وهیکل زیبایت خوش تراش
که دیوانه ای چومن بهر وصل تو سینه چاک است...√!
توچگونه میتوانی سوزتنت را نهان کنی از من
که آتش جانسوزش ازچاک پیراهنت پیداست...
و من چگونه منع کنم لب هایم را از بوسیدنت
که شهد شیرین شکر از کنج لبانت پیداست...
آندمی که منوتو مامیشویم به اعجاز عشق
تب تندبین ما ازسرخیِ گونه هایت پیداست...!
❤️••┈┈┈❥ ♥️ ❥┈┈┈••
دلت گر خسته شود ناز کشیدن بلدم
روی لبخند قشنگت، ساز کشیدن بلدم...
دفتر عشق ما آغشته به خاطره هاست
بوسه برلب معشوقه طناز کشیدن بلدم...
دل من غرق تمنای وصال تو یگانه ست
بیا که منتِ خوشگل ناناز کشیدن بلدم...
هرشب به حریمت بنهم پا که تا شادشوی
پرده مابین بدریم که ناز کشیدن بلدم...√!
دلخوشی هر شب من دیدن تو در خوابست😴😋
لب مشتاقم بهر بوسیدن لبهای تو بی تابست...💋
تن ب تن با تو و لب برلب تو شب تابه سحر
وه که بوسیدن لبهای تو در بغلم جذّاب است🥹...
گرچه نیستی و همه اینها خیالیست قشنگ
اماحال من خوب و دلم شاد در خوابست...√!😅
عزیزم ؛ واحد شمارش صبح،
آفتاب نیست ، بلکه دل ما
و چشمان زیبای توست...
واحد شمارش شب هم
ماه نیست ، بلکه بوسه های ما
و شیرینی لب های توست...!
لحظه هاتون پر از بوسه های ناب
و لبخندهای شیرین و دلنشین...√♥️
آندم که لبت آیه و چشمان تو محراب حزین شد
کفر آمد و در مذهبِ دل،عینِ یقین شد...
زاهد در تمنای رُخَت دست به دعا بُرد،
تسبیح فرو ریخت و با خاک قرین شد...
جایی که نگاهت به فسون قبلهنما بود،
ایمان به سجود آمد و آیینِ زمین شد...!
نه دل مفتون دلبندی، نه جان مدهوش دلخواهی
نه بر مژگان من اشکی، نه بر لبهای من آهی...
نه جان بینصیبم را خوش پیامی از دلارامی
نه شام بیفروغم را نشانی از نور سحرگاهی...
نه آغوش سردم را لطف و گرمای تن دلداری
فقط امید دارم نهم لب بر نرمیِ بوسه گاهی...√!
امیرطاها...
جانت سلامت جانم
زنده باشی نازنین...√
Silence
جانت سلامت جانم

زنده باشی نازنین...√
بِ دُ دیدِ عزیزی کِ مهربونم ...