عالــــم مـاه قبیــله عشق

ای مـاه نجــیب آســمان وجــودم... بیشتر

عالــــم مـاه قبیــله عشق
شعر و ادبیات
۱,۰۴۵ پست
۷۰ مشترک
۳۱ پسند
عمومی

رتبه گروه

مبنای تعداد کاربر رتبه ۲۹
مبنای تعداد هوادار رتبه ۳۰
مبنای تعداد ارسال رتبه ۳۸

تبلیغات

همزمان که
به قهوۀ سرد شدۀ
روی میز خیره مانده بود،
با خود زمزمه کرد؛
:
امــــروز هم گذشت !
دیگر
هیچ آرزویی نمی کنم
مبادا
حسرت دوباره ای سبز شود ...
/



... !/
بازنشر کرده است.
محو چشٖمان تو بودم
که به دام افتادم
صـیـد را زنـده گرفتی
و به کشتن دادی

بازنشر کرده است.

هـرگز تـو هـم مــانـنــد مـــن آزار دیــدی؟
یــار خــودت را از خــودت بــیــزار دیــدی؟

نـام کـسی را در قـنـوتت گـــریـه کـردی؟
از «آتـنـا» گـفـتن «عــذابَ النـّار» دیدی؟

در پـشـت دیـوارِ حیاطی شعـر خوانـدی؟
دل کـنـدن از یــک خــانه را دشـوار دیدی؟
/
( کاظم بهمنی )
/



... !/

آیا تو هم با چشم ِ بـاز و خیس ِ از اشک
خواب کسی را روز و شب بـیـدار دیدی؟
بازنشر کرده است.
یک شوخی می‌کردیم با‌‌‌ * الهی غم آخرت باشد * که یعنی نفر بعدی که می میرد من باشم و دیگر غم نبینم ؟
جمله را عوض کردیم و گفتیم : * الهی داغ نبینی *.
این یکی درست‌تر بود . آدمیزاد شاید در طول زندگی‌اش خیلی‌ها را از دست بدهد ، غمگین شود و رنج بکشد ، اما داغ نبیند ! شاید هم مرگ هیچ عزیزی را تجربه نکند ، اما رفتن کسی داغ شود و بر دلش بنشیند ...
داغ که می دانی چیست ؟ علامت را می‌گرفتند توی آتش سرخ و آتشین که می‌شد ، می‌نشاندند روی بازو ، یا هرجا .
ــ درد داشت ؟ بله داشت . اما یک ساعت ، یک شب ، یک هفته بعدش خلاص ...
جایش ولی همیشه می‌ماند .

این همیشه چه آدم را می‌ترساند !
همیشه ... این است که گفتیم الهی داغ نبینی . که تمام عمر ، جلو چشمت نباشد علامت ِ نبودن یکی ...
همان که حافظ می‌گوید :
دارم‌ من‌ از فراقش‌ در دیده‌ صد علامت‌ شاید
***********************************************
پ.ن : و این هم آخرین پست پنجشنبه هایم بی تو ...
  • MANI

    محبوب من !
    شما که می خواستید بروید
    پس چرا این همه خاطره در کوچه ی ما جا گذاشتید ؟!

    محمد_صالح علا

دیدگاه غیرفعال شده است.
بازنشر کرده است.
بعضی خاطرات شبیهِ چاله‌های آبی هستند
که هیچ وقت بخار نمی‌شوند...

بازنشر کرده است.
مُکعب گونه می چرخید و چندین احتمال اما

فقط یک بار تٰـاسِ عِشـقْ را شِش آمدن کافی ست!.❤️🤞

باور کن هیچ کجای دنیا

بوسه

برای اتفاق افتادن نیست

همان طور که تو

برای رفتن نبودی

به خدا راست می گویم

وقتی دست هایت مال من نیست

خط عمر کف دستم

روز به روز کوتاه تر می شود
دیدگاه غیرفعال شده است.
ﺧﺴﺘﻪ،

ﺧﻮﺩﺧﻮﺍﻩ،

ﺑﯽ ﺷﮑﯿﺐ…

ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺟﻬﺎﻥ

ﻓﻘﻂ ﻫﻤﯿﻦ‌ﻫﺎ ﺭﺍ

ﺑﺮﺍﯾﻢ ﺑﺎﻗﯽ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ‌ﺍﻧﺪ

ﺑﺎ ﻣﻦ ﻣﺪﺍﺭﺍ ﮐﻦ

ﺑﻌﺪﻫﺎ…

ﺩﻟﺖ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﺗﻨﮓ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ

ﺳﯿﺪ ﻋﻠﯽ ﺻﺎﻟﺤﯽ
دیدگاه غیرفعال شده است.
پیکر تو

نقشه‌ی جغرافیای من است؛

دیگر مرا با نقشه‌ی جهان کاری نیست...

بازنشر کرده است.
کُشتنِ شیرین و خوش، خاصیت دست توست....

بازنشر کرده است.
سقف

سقف

سقف

سقف

سقف

سقف

سقف

سقف

سقف

سقف

سقف

گاهی یک بوسه

یک عمر نگاهی را

به سقف می کوبد

مثل بوسه ی ترکش بر نخاع .

بو می کنم
زیباترین گلِ زردِ جهان را
و لبخند می زنم
انسان، غاری ست
که ارواح هزار موجود را
بر شیاره های کهنه‌ روح خود
آویزان کرده است!

“حسین پناهی”
بازنشر کرده است.
که گندم، تو که حوا، تو که شیطان منی
دیدگاه غیرفعال شده است.
بازنشر کرده است.
جای خالی اَتـــ
همیشه بارانی ستــــــ ...

************************************

پ.ن : پنجشنبه هایم بدون تو آبستنِ ابرهاے تیره ے دلتنگی است ...
دیدگاه غیرفعال شده است.
بازنشر کرده است.
مِی آور که از روزمان بس نماند...