کوچه باغ کلیکی ها

نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم بی تو، اما، به چه حالی من از آن کوچه گ.. بیشتر

کوچه باغ کلیکی ها
۱۵,۸۲۶ پست
۱۴۲ مشترک
۶۱ پسند
عمومی

رتبه گروه

مبنای تعداد کاربر رتبه ۲۴
مبنای تعداد هوادار رتبه ۲۲
مبنای تعداد ارسال رتبه ۱۴
بازنشر کرده است.
((کوچه))
نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم،
نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم
بی تو، اما، به چه حالی من از آن کوچه گذشتم!.....
  • *๑Khatereh๑*

    ((کوچه))
    بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن کوچه گذشتم،
    همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم،
    شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم،
    شدم آن عاشق دیوانه که بودم.
    در نهانخانه جانم، گل یاد تو، درخشید
    باغ صد خاطره خندید،
    عطر صد خاطره پیچید:
    یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
    پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم
    ساعتی بر لب آن جوی نشستیم.
    تو، همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت.
    من همه، محو تماشای نگاهت.
    آسمان صاف و شب آرام
    بخت خندان و زمان رام
    خوشه ی ماه فرو ریخته در آب
    شاخه‌ها دست برآورده به مهتاب
    شب و صحرا و گل و سنگ
    همه دل داده به آواز شباهنگ
     یادم آید، تو به من گفتی:
    از این عشق حذر کن!
    لحظه‌ای چند بر این آب نظر کن،
    آب، آیینi عشق گذران است،
    تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است،
    باش فردا، که دلت با دگران است!
    تا فراموش کنی، چندی از این شهر سفر کن!
    با تو گفتم:‌ حذر از عشق!؟ ندانم!
    سفر از پیش تو؟ هرگز نتوانم،
    نتوانم!
    روز اول، که دل من به تمنای تو پر زد،
    چون کبوتر، لب بام تو نشستم
    تو به من سنگ زدی، من نه رمیدم، نه گسستم،
    باز گفتم که : تو صیادی و من آهوی دشتم
    تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم
    حذر از عشق ندانم، نتوانم!
    اشکی از شاخه فرو ریخت
    مرغ شب، ناله ی تلخی زد و بگریخت
    اشک در چشم تو لرزید،
    ماه بر عشق تو خندید!
    یادم آید که : دگر از تو جوابی نشنیدم
    پای در دامن اندوه کشیدم.
    نگسستم، نرمیدم.
    رفت در ظلمت غم، آن شب و شب‌های دگر هم،
    نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم،
    نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم
    بی تو، اما، به چه حالی من از آن کوچه گذشتم!

  • *๑Khatereh๑*

    بماند ب یادگار...

دیدگاه غیرفعال شده است.
⚡️⚡️

دگر از یوسفِ گمگشته، سخن نتوان گفت

تپـشِ خونِ زلیخا نـه تـو داری و نـه من!
گریه نتواند دل مارا ز غم خالی کند
کی شود از خرج باران کیسه ی دریا تهی!؟
اگه زخمت رو درمان نکنی ،
ممکنه به کسانی زخم بزنی که
نقشی در زخمی کردنت نداشتند.

لطفا دوباره بخونش....
یادت مرا محاصره کرده..
دیدگاه غیرفعال شده است.
/گاهى حرف دلت
  فقط يك توست!

  يک تويى كه دواى
  همهٔ دردهاست
⚡️⚡️

یک قفـل زدم بـر دل و پیمانـه شکستم

ساقی نظر انداخت، بـه میخانه نشستم

بـر چشم زدم طعنـه، کـه این بـار نبازی

زان مستیِ چشمش دلِ دیوانه شکستم
شیخ از مسجدم انداخت و از میکده، پیر
چه کنم با دلِ وحشی که نشد رامِ کسی...
درد خاکستر نشینی داغ روی دست ماست...

گاه باید گفت و گو با آتش سیگار کرد...

💙💙💙
🎼🎵..سوگند
  • *๑Khatereh๑*

    گاهی خسته‌تر از آنی که بتوانی یک لحظه دیگر بیدار بمانی. من این احساس را به زندگی دارم. حتی اگر هزار ماجرا پیش رویم باشد، تنها می‌خواهم آرام بگیرم..

    |

دیدگاه غیرفعال شده است.
درست است که زندِگی بسیار غَم انگیز و بیهوده ست،
اما تنها چیزی است که ما داریم ...

🖤
ما حریفان کهنسال جهان اَزلیم
طفل شش روزه عالم ندهد بازی ما...
‌ ‌ ‌‌
چند روزی که نباشی
نبودنت عادت میشود
حتی برای خاصترین آدم‌های زندگیت .

.C᭄‌
⚡️⚡️

حلقه کردی دست‌ هایت را بـه دورِ گردنم

تا که عقل آمد به خود دیدم طنابِ دار بود
از‌ جایگاه بالای بی‌عقلان ناراحت نشید،
به قول عالیجناب که میگه:

"گر ببینی ناکسان بالا نِشینند، صبر کن
روی دریا کف نِشیند، قعر دریا گوهر است"
مـے برد از هوش...
پیش از آمدنِ بویش، مرا...!"

─┅═༅????‎‌‌‌‌????༅═┅─