کوچه باغ کلیکی ها

نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم بی تو، اما، به چه حالی من از آن کوچه گ.. بیشتر

کوچه باغ کلیکی ها
۱۶,۹۰۰ پست
۱۴۵ مشترک
۶۲ پسند
عمومی

رتبه گروه

مبنای تعداد کاربر رتبه ۲۸
مبنای تعداد هوادار رتبه ۲۴
مبنای تعداد ارسال رتبه ۱۶
و ۱ کاربر دیگر بازنشر کرده‌اند.
((کوچه))
نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم،
نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم
بی تو، اما، به چه حالی من از آن کوچه گذشتم!.....
  • ๑۩۩๑Khatereh๑۩۩๑

    ((کوچه))
    بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن کوچه گذشتم،
    همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم،
    شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم،
    شدم آن عاشق دیوانه که بودم.
    در نهانخانه جانم، گل یاد تو، درخشید
    باغ صد خاطره خندید،
    عطر صد خاطره پیچید:
    یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
    پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم
    ساعتی بر لب آن جوی نشستیم.
    تو، همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت.
    من همه، محو تماشای نگاهت.
    آسمان صاف و شب آرام
    بخت خندان و زمان رام
    خوشه ی ماه فرو ریخته در آب
    شاخه‌ها دست برآورده به مهتاب
    شب و صحرا و گل و سنگ
    همه دل داده به آواز شباهنگ
     یادم آید، تو به من گفتی:
    از این عشق حذر کن!
    لحظه‌ای چند بر این آب نظر کن،
    آب، آیینi عشق گذران است،
    تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است،
    باش فردا، که دلت با دگران است!
    تا فراموش کنی، چندی از این شهر سفر کن!
    با تو گفتم:‌ حذر از عشق!؟ ندانم!
    سفر از پیش تو؟ هرگز نتوانم،
    نتوانم!
    روز اول، که دل من به تمنای تو پر زد،
    چون کبوتر، لب بام تو نشستم
    تو به من سنگ زدی، من نه رمیدم، نه گسستم،
    باز گفتم که : تو صیادی و من آهوی دشتم
    تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم
    حذر از عشق ندانم، نتوانم!
    اشکی از شاخه فرو ریخت
    مرغ شب، ناله ی تلخی زد و بگریخت
    اشک در چشم تو لرزید،
    ماه بر عشق تو خندید!
    یادم آید که : دگر از تو جوابی نشنیدم
    پای در دامن اندوه کشیدم.
    نگسستم، نرمیدم.
    رفت در ظلمت غم، آن شب و شب‌های دگر هم،
    نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم،
    نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم
    بی تو، اما، به چه حالی من از آن کوچه گذشتم!

دیدگاه غیرفعال شده است.
بازنشر کرده است.
گاهی فقط یک لحظه ، یک رفتار کافیست تا
نگاهت برای همیشه به یک نفر تغیر کند.
دیدگاه غیرفعال شده است.
من دنبالِ تغییر دادن کسی نیستم. اتفاقا می‌پذیرم که سبک شخصیتیِ این آدم همینه. ولی خب به همون اندازه در قبال خودم موظفم که ازشون فاصله بگیرم.
دیدگاه غیرفعال شده است.
بازنشر کرده است.
بعد از اتفاقات خاصی، دیگر نمی‌توانی مثل گذشته
به بعضی آدم‌ها نگاه کنی؛ فرق نمی‌کند چه کسی باشند.
بعضی رفتارها چیزی را در نگاهت نسبت به آدم‌ها
تغییر می‌دهند که دیگر به حالت اول برنمی‌گردد.
دیدگاه غیرفعال شده است.
حال خوبت را به هیچکس گره نزن
یاد بگیر، بدون نیاز به دیگران شاد باشی، بخندی و امیدوار باشی.
باور کن این مردم حوصله‌ی خودشان‌ را هم ندارند.
تو باید خودت دلیل شادی خودت باشی.
دیدگاه غیرفعال شده است.
بازنشر کرده است.
دلتنگی..

یادگار زیبایی ست...!

ازدوست داشتن عزیزی،،،

زمانی که یادش هست و

خودش نیست....!!
‏بَچه که بودیم
وقتی یهویی برقامون میرفت
بابامون هرجای خونه که بود داد میزد
نترسیدا من اینجام
الان تویِ جایی از زندگیم
دلم یکی و میخواد که وسطِ این تاریکی های زندگی
اونجایی که هیچ نورِ امیدی وجود نداره
یهو داد بزنهُ بگه
نترسیا من اینجام...
دیدگاه غیرفعال شده است.
بعضی روزها وقتی می‌گذرن، هیچ‌چیز خاصی به نظر نمی‌رسن…
یه صبح معمولی، یه خونه، یه آدم، یه حس ساده.
اما سال‌ها بعد، همون روزهای معمولی می‌شن چیزی که دلمون بیشتر از همه براش تنگ می‌شه. 🤍
شاید قشنگ‌ترین لحظه‌های زندگی، همون‌هایی باشن که هنوز نمی‌دونیم قراره یه روز «خاطره» بشن...
دیدگاه غیرفعال شده است.
هر چیزی که متقابل باشه تا ابد ادامه داره.

درک، ادب، احترام، عشق....
دیدگاه غیرفعال شده است.
بازنشر کرده است.
‏آدمای خوب زندگیتون رو از دست ندین،
دنیا زیاد از این آدما نداره.

دیدگاه غیرفعال شده است.
ما را چه شد
که دیگر شبیه دیروزها نیستیم‌!؟
نه آن خنده‌ها مانده،
نه آن دلخوشی‌ها...
فقط ما مانده‌ایم
و دلی که هر روز سنگین‌تر میشود...!
دیدگاه غیرفعال شده است.
بازنشر کرده است.

ما برای با تو بودن عمر خود را باختیم
بد نبود ای دوست گاهی هم تو دل می باختی

دیدگاه غیرفعال شده است.
به ذوق جستجو می باید از خود تا ابد رفتن....
دیدگاه غیرفعال شده است.
گاهی باید از یاد برد ، و رفت از یاد ...
دیدگاه غیرفعال شده است.
- حرفم نمی‌آید ولی تا دلت بخواهد سکوت دارم.
دیدگاه غیرفعال شده است.
مهربونی معامله نیست که منتظر سودش بمونی؛ بکارش، یه روز توی سخت‌ترین لحظه‌های زندگیت، همون بذر به دادت می‌رسه. گاهی یه مهربونی ساده، سال‌ها بعد به شکل یه دستِ یاری برمی‌گرده. برای همین، تا می‌تونی بی‌دریغ مهربون باش.
دیدگاه غیرفعال شده است.