کوچه باغ کلیکی ها

نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم بی تو، اما، به چه حالی من از آن کوچه گ.. بیشتر

کوچه باغ کلیکی ها
۱۴,۸۳۲ پست
۱۳۲ مشترک
۵۴ پسند
عمومی

رتبه گروه

مبنای تعداد کاربر رتبه ۱۶
مبنای تعداد هوادار رتبه ۱۸
مبنای تعداد ارسال رتبه ۱۰

تبلیغات

بازنشر کرده است.
((کوچه))
نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم،
نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم
بی تو، اما، به چه حالی من از آن کوچه گذشتم!.....
  • ๑Khatereh๑۩۩ ๑۩۩

    ((کوچه))
    بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن کوچه گذشتم،
    همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم،
    شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم،
    شدم آن عاشق دیوانه که بودم.
    در نهانخانه جانم، گل یاد تو، درخشید
    باغ صد خاطره خندید،
    عطر صد خاطره پیچید:
    یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
    پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم
    ساعتی بر لب آن جوی نشستیم.
    تو، همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت.
    من همه، محو تماشای نگاهت.
    آسمان صاف و شب آرام
    بخت خندان و زمان رام
    خوشه ی ماه فرو ریخته در آب
    شاخه‌ها دست برآورده به مهتاب
    شب و صحرا و گل و سنگ
    همه دل داده به آواز شباهنگ
     یادم آید، تو به من گفتی:
    از این عشق حذر کن!
    لحظه‌ای چند بر این آب نظر کن،
    آب، آیینi عشق گذران است،
    تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است،
    باش فردا، که دلت با دگران است!
    تا فراموش کنی، چندی از این شهر سفر کن!
    با تو گفتم:‌ حذر از عشق!؟ ندانم!
    سفر از پیش تو؟ هرگز نتوانم،
    نتوانم!
    روز اول، که دل من به تمنای تو پر زد،
    چون کبوتر، لب بام تو نشستم
    تو به من سنگ زدی، من نه رمیدم، نه گسستم،
    باز گفتم که : تو صیادی و من آهوی دشتم
    تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم
    حذر از عشق ندانم، نتوانم!
    اشکی از شاخه فرو ریخت
    مرغ شب، ناله ی تلخی زد و بگریخت
    اشک در چشم تو لرزید،
    ماه بر عشق تو خندید!
    یادم آید که : دگر از تو جوابی نشنیدم
    پای در دامن اندوه کشیدم.
    نگسستم، نرمیدم.
    رفت در ظلمت غم، آن شب و شب‌های دگر هم،
    نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم،
    نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم
    بی تو، اما، به چه حالی من از آن کوچه گذشتم!

دیدگاه غیرفعال شده است.

دیده ام از تو بلایی که ندیدست کسی
بلکه زین گونه جفا هم نشنیدست کسی

هر کسی محنت عشق تو کشیدست ولی
آنچه من از تو کشیدم نکشیدست کسی

لذت چاشنی وصل تو من دانم و بس
که چو من زهر فراقت نچشیدست کسی

در ره عشق ز منزلگه مقصود مپرس
کاین مقامیست که آنجا نرسیدست کسی
/
( هلالی جغتایی )
/



... !/


پیش من شرح مکن عاشقی مجنون را
که چو من عاشق دیوانه ندیدست کسی
بازنشر کرده است.
بهمون مداد مشکی دادنو میگن دنیاتُ رنگی کن
بازنشر کرده است.

چای ِطَعم‌دار ِخُدا کجایی ؟
.
دستهایت
سینی نقره نور
اَشکهایم
استکان‌های بلور
.
خورشید
.
ما شآءَ اللَّهُ لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ الّا بِاللَّهِ
.
‌.
اَهورا

خدایا!
کدام نقطه از زمین از تو خالی‌است
که خلق تو را در آسمان ها میجوید...

هر جا خورشید_ُ گم کردی
خودت یه خورشید بکش به امیدِ نور
.
خورشید
.
ما شآءَ اللَّهُ لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ الّا بِاللَّهِ
.
‌.
اَهورا

ای ناز تو بهترین سرآغاز
چشمی به نیاز ما بیانداز
بازنشر کرده است.
تو کسی هستی که اولش به عنوان یه غریبه شناختمش، ولی الان یه قسمتی از قلبمی، تو خوشبختی منی، هر موقع که به یکی احتیاج دارم که احساساتتمو باهاش درمیون بذارم میام سراغ تو.
می‌دونم که عصبیت می‌کنم، اذیتت می‌کنم، از دستت عصبی میشم ولی رفاقتمون هيچ‌وقت به‌خاطر این چیزا از هم نمی‌پاشه، تو تنها کسی هستی که وقتی کنارمه باهاش راحتم، من دوستای زیادی نمی‌خوام، من فقط تو رو به عنوان بهترین رفیقم تا ابد می‌خوام چون من خیلی خوش‌شانسم که تو رو دارم ♥️

دیدگاه غیرفعال شده است.
بازنشر کرده است.
نسبت عشق به من نسبت جان است به تن
تو بگو من به تو مشتاق‌ ترم یا تو به من؟
زنده‌ ام بی تو همین قدر که دارم نفسی
از جدایی نتوان گفت به جز آه سخن
بس
بگفتم
کو
وصال
و
کو
نجاح

برد
این
کوکو
مرا
در
کوی
تو
در این دنیا
همہ مسافر بودیم
اما!
بجاے نمازهایمان ،
دل هایمان شکسته بود...!
بیزاری‌ات مجالِ خداحافظی نداد

آهسته گفتمت: «به‌سلامت...»، گریستم
‌ ‌ ‌‌
‏هر آدمی شكل خودشه.
‏برچسب بد و خوب نزن رو آدما.
‏اگه ميتونی به همون شكل دوستش داشته باش، اگه نميتونی بی دلخوری ، بی قضاوت بذارش كنار .
بازنشر کرده است.

روزی که
ذره ذره شود
استخوان من

باشد هنوز
در دلِ تنگم
هوای تو ...
/
( امیرخسرو دهلوی )
/



... !/
بازنشر کرده است.
ﺩﺭ ﺧﺎﻃﺮﺍﺗﻢ ﺩﺳﺖ میبرم ﮐﺎﺭﯼ میکنم ﮐﻪ ﺍﺯ ﺍﻭﻝ ﺑﺎﺷﯽ،
ﺍﺯ ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﻋﺸﻖ ﺭﺍ ﺷﻨﺎﺧﺘﻢ ...!

🎼🎧🌹❤....
دیدگاه غیرفعال شده است.
می دانی

خدا برای خنده های تو

چند ردیف

درخت سیب کاشته؟