Isolophillia

✶Î Ł♡VĚ Ų ҒϴᎡ ᬆ ᎬᏙᎬᎡ✶ بیشتر

Isolophillia
روزنوشت و شخصی
۳,۰۱۹ پست
۱۷۵ مشترک
۱۰۵ پسند
عمومی

رتبه گروه

مبنای تعداد کاربر رتبه ۱۳
مبنای تعداد هوادار رتبه ۶
مبنای تعداد ارسال رتبه ۲۵

تبلیغات

تا زمانی که
از عمق دوست داشتن طرف مقابل‌ات
مطمئن نشدی
عمیقانه دوست نداشته باش

چرا که
عمق عشقِ امروز
همان عمقِ زخمِ
فردای توست ...
/
( نزار قبانی )
/



... !/
مقداری موزیک

مقداری آهنگ

دیدگاه غیرفعال شده است.

درد میکشم
و
قلبم شکسته
با اینکه قلبی ندارم البته...!

دیدگاه غیرفعال شده است.

ما هم از عشق بسی خاطره داریم هنوز
بر سر خاطره ها ابر بهاریم هنوز

مثل شیرینی خوابیست به هنگام سحر
ما به شیرینی این تلخ دچاریم هنوز

آری آغاز،گره خوردن چشم است به چشم
ما هم آشفته ی چشمان خماریم هنوز

باغ سرسبز نشان داد به ما عشق ولی
روزو شب همنفس بوتۀ خاریم هنوز
/



... !/

گِله از عشق نداریم،چو آن ساعت شن
ثانیه ثانیه در خویش بباریم هنوز ...
مثل سینا باشید...
دیدگاه غیرفعال شده است.
سر بیگناه بالای دار رفت…
بار کج به مقصد رسید…
دل به دل راه نداشت…
اتفاقا پول هم خوشبختی آورد….
این است دنیای ما:‌)
دیدگاه غیرفعال شده است.

دوچیــز خِیلے دَردناکـه
دُختَــرے کہ گریہ آرومِش نِمیکنه
و سیــــگار میکِشه
پِسرے کہ سیــــــگار آرومِش نِمیکنه
و گـِـــــریہ میکُنه

دیدگاه غیرفعال شده است.
بازنشر کرده است.

شاید تو قلبم بمونی
اما تو زندگیم جایی نداری :‌)

دیدگاه غیرفعال شده است.
بازنشر کرده است.

‏طرف اومده میگه تو این روزایی که حالتون بده چیکار می‌کنید؟ هیچی،من هرکاری بکنم حالم بده...
غذا می‌خورم حالم بده...
راه میرم حالم بده...
می‌شینم حالم بد...
آهنگ گوش میدم حالم بده...
می‌خوابم حالم بده...
بیدار می‌شم حالم بده...
من نمی‌تونم خوب باشم من هرکاری کنم نمی‌تونم منِ دیروزی باشم.هر روز بد تر از دیروز.

دیدگاه غیرفعال شده است.

ممکنه ی روزی خودمم فراموش کنم

دیدگاه غیرفعال شده است.
بازنشر کرده است.

عجیب است دریا
:
همین که
غرقش می‌شوی
پس می‌زند ترا
/
( یاور مهدی پور )
/



... !/
بازنشر کرده است.

محیط سنگین،انرژیا منفی،اصن ندارم با زندگی هیچ حرفی
هوا دلگیر،آسمونم ابری،لبم خندون اما تنم زخمی
ی دسم سیگاره،ی سمتم دیواره،تکیه میدم بش الانه ک بارون بباره
کسی نیس واسم چتری بگیره،مهم نیس این تنم جایی بمیره
از هر خاطره ایی موند ،بعد مرگ هر عزیز موند

دیدگاه غیرفعال شده است.
بازنشر کرده است.

امشب ز شراب شوق او مستم باز
ساقی ندهی پیاله در دستم باز

دیگر ز چه رو به خواب بینم رویش
کز دوری او نمردم و هستم باز
/
( شهریار )
/



... !/
بازنشر کرده است.


کاش می‌توانستم
دردِتان را دوا کنم
:
همین دردِ دور بودن‌ها،
دیر دیدن‌ها،
دیگر ندیدن‌ها،

همین که جسم‌ِمان
بهاران است و
جان‌ِمان پاییز...
/
( محمدصالح علاء )
/



... !/