Isolophillia

✶Î Ł♡VĚ Ų ҒϴᎡ ᬆ ᎬᏙᎬᎡ✶ بیشتر

Isolophillia
روزنوشت و شخصی
۴,۷۷۵ پست
۱۳۵ مشترک
۹۹ پسند
عمومی

رتبه گروه

مبنای تعداد کاربر رتبه ۵
مبنای تعداد هوادار رتبه ۲
مبنای تعداد ارسال رتبه ۱۱

تبلیغات

بازنشر کرده است.

آن روز اگر خود بال خود را می شکستم
اکنون نمی گفتم بمانم یا نمانم؟!

قفل قفس باز و قناری ها هراسان
دل کندن آسان نیست ! آیا می توانم ؟!

دیدگاه غیرفعال شده است.
نمیدونم این چ مرضیه ک تازگیا گرفتم
هروقت با کسی دعوام میشه و مورد قضاوت قرار میگیرم لذت میبرم ازون دعوایی ک هیچ نقشی توش نداشتم!!
نمیتونم فراموش کنم همه اون رفیقایی ک اومدن و بودن و رفتن و دلم براشون تنگ میشه...!
دیدگاه غیرفعال شده است.
عدالت چیست؟
جواب:
  • ƚαԋα

    عدالت این نیست ک بین همه اقشار تقسیم بندی رخ بده
    عدالت ینی تقسیم با توجه ب اولویت اقشار

طاقتشو نداری نگا نکن
دعوای ناموسی سگ و لاک پشت
گاهی آرامش انسان، در همین ندیدن‌ها و نشنیدن‌هاست.
اصلا به این فکر نکن که دیگران درباره تو چه فکری می‌کنند. حتی برایت مهم نباشد، که چطور و چگونه قضاوت می‌شوی.
کاری که دوست داری و می‌دانی درست است را بکن، و مسیر خودت را برو. بگذار دیگران هم یاد بگیرند به جای اینکه زمان‌شان را به پای حسادت و قضاوت تلف کنند، دنبال اهداف و آرزوهای خودشان باشند.
گاهی آرامش ما انسان‌ها، در همین ندیدن‌ها و نشنیدن‌هاست…
دیدگاه غیرفعال شده است.
منو درک کن. من از اون دسته از آدمام که هیچ‌وقت چیزی که توی دلم هست رو به هیچکس نمیگم. ولی چندتا آدم می‌خوام که بدون گفتن یه کلمه درکم کنن.

پادشاهی در خواب دید تمام دندانهایش افتادند !
دنبال تعبیر کنندگان خواب فرستاد؛
اولی گفت: تعبیرش این است که مرگ تمام خویشاوندانت را به چشم خواهی دید،
پادشاه ناراحت شد و دستور داد او را بکشند ...
دومی گفت: تعبیرش این است که عمر پادشاه از تمام خویشاوندانش طولانی تر خواهد بود ...
پادشاه خوشحال شد و به او جایزه داد!
«هر دو یک مطلب یکسان را بیان کردند؛ اما با دو جمله بندی متفاوت!»
نوع بیان یک مطلب، می تواند نظر طرف مقابل را تغییر دهد.

بدترینِ بی‌سواد ها ، بی‌سوادِ سیاسی‌ است !

او نه می‌شنود ، نه می‌بیند و نه در رخدادهای سیاسی مشارکت می‌جوید
او نمی‌داند که هزینه ‌های زندگی ، قیمت لوبیا ، ماهی ، آرد ، کرایه ‌خانه ، کفش و دارو، همگی به تصمیمات سیاسی گره خورده‌اند. او چنان ابله است که سینه ‌اش را پیش‌ کشیده ، با افتخار اعلام می‌کند : "از سیاست متنفرم".

چنین سبک ‌مغزی به این امر واقف نیست که تن‌ فروشان ، کودکانِ خیابانی ، دزدان و حتی تبهکارترینِ تبهکاران که همان سیاست‌مداران فریب‌کارند - این غلامانِ فاسدِ شرکت‌ های چند‌ ملیتی ،
همه از خلال همین "جهالتِ سیاسی‌"ست که زاده می‌ شوند...

معروف است ک در دادگاه از اميرعباس هويدا سوال شد که در این ١٣ سال که نخست وزیر بودی چه غلطی کردی؟
او یک خودکار بیک از جیب کتش در آورد و گفت:
در ابتدای دوران نخست وزیری من، قیمت این خودکار ۵ ریال بود و تا پایان آن که ۱۳ سال طول کشید ۵ ریال باقی ماند !
اما همه به حرفش خنديدند...


درکانادا پیرمردی را به خاطر دزدیدن نان به دادگاه احضار کردند!

پیرمرد به اشتباهش اعتراف کرد ولی کار خودش را اینگونه توجیه کرد: خیلی گرسنه بودم و نزدیک بود بمیرم، قاضی گفت: تو خودت می دانی که دزد هستی و من ده دلار تو را جریمه می کنم و میدانم که توانایی پرداخت آنرا نداری به همین خاطر من جای تو جریمه را پرداخت میکنم، درآن لحظه همه سکوت کرده بودند و دیدند که قاضی ده دلار از جیب خود درآورد و درخواست کرد به خزانه بابت حکم پیرمرد پرداخت شود سپس ایستاد و به حاضرین در جلسه گفت:
همه شما محکوم هستید و باید هرکدام ده دلار: جریمه پرداخت کنید چون شما در شهری زندگی میکنید که فقیری مجبور می شود تکه ای نان دزدی کند؛ درآن جلسه دادگاه ۴٨٠ دلار جمع شد و قاضی آن را به پیرمرد بخشید.

شیخ شعراوی میگوید:
اگر در شهر، فقیری دیدی، بدان که ثروتمندان آن شهر مال او را می دزدند...!

روزی عده ای به اصرار از چرچیل خواستند که سیاست را تعریف کند. چرچیل به ناچار دایره ای کشید
و خروسی در آن انداخت...

گفت خروس را بدون آنکه از دایره خارج شود بگیرید. این عده هر چه تلاش کردند نتوانستند و خروس از دایره بیرون می رفت آخر از چرچیل خواستند که این
کار را خود انجام دهد...

چرچیل خروسی دیگر کنار خروس اول گذاشت و این دو شروع به جنگیدن کردند ! آنگاه چرچیل دو خروس را از گردن گرفت و بلند کرد و در پاسخ گفت؛

این سیاست است !!

قرن ۱۳ طاعون شایع شد ، کلیسا آن را نشانه گناهان یهودیان دانست ، ۱۲هزار یهودی در باواریا و استراسبورگ سوزانده شدند . بقیه مردم را طاعون کشت...

پایان قرن ۱۶ برای مدتی جراحی ممنوع شد پاپ معتقد بود که در روز رستاخیز قطعات بدن نمی توانند یکدیگر را پیدا کنند ! هزاران نفر با این تصمیم پاپ مردند بلکه اجزای بدنشان در روز رستاخیز گم نشود ! قرن ۱۷ ادعا شد لمس استخوان‌های یک قدیس در فلورانس باعث شفا می‌شود ، زیست‌شناسی تصادفی کشف کرد که استخوان یک بز است ، اما استخوانها همچنان شفا می‌داد !

انسان ها نادان به دنيا مى آيند نه احمق ؛ آنها توسط آموزش اشتباه، احمق میشوند ! بزرگترين دشمن سعادت و آزادى انسان ها دفاع کورکورانه از عقايد و باورهاى غلط است !

رها کردیم خالق را ، گرفتاران ادیانیم !
تعصب چیست در مذهب ؟!
مگر نه این که انسانیم !
اگر روح خدا در ماست...
خدا گر مفرد و تنهاست ....
ستیزه پس برای چیست ؟!
برای خود پرستی هاست ..
من از عقرب نمی ترسم ولی از نیش می ترسم
از آن گرگی که می پوشد لباس میش می ترسم
هراسم جنگ بین شعله و کبریت و هیزم نیست
من از سوزاندن اندیشه در آتش می ترسم ...

"^^سیمین بهبهانی^^"
🛸🦥

بازنشر کرده است.


سرخ پوست ها داستان عقابی را میگویند که وقتی عمرش به آخر نزدیک شد، چنگال هایش بلند شده و انعطافِ گرفتن طعمه را دیگر ندارد ! نوک تیزش کند و بلند و خمیده میشود و شهبال های کهنسال بر اثر کلفتی پَر به سینه میچسبد و دیگر پرواز برایش دشوار است...

آنگاه عقاب است و دوراهی : بمـیرد یا دوباره متولد شود ولی چگونه ؟؟ عقاب به قله ای بلند میرود نوک خود را آنقدر بر صخره ها میکوبد تا کنده شود و منتظر میماند تا نوکی جدید بروید . با نوک جدید تک تک چنگال هایش را از جای میکَند تا چنگال نو درآید !

و بعد شروع به کندن پَرهای کهنه میکند . این روند دردناک 150 روز طول میکشد ولی پس از 5 ماه عقاب تازه ای متولد میشود که میتواند 30 سال دیگر زندگی کند...

  • ƚαԋα

    برای زیستن باید تغییر کرد ، درد کشید...
    از آنچه دوست داشت گذشت. عادات و خاطرات بد را از یاد برد و دوباره متولد شد . یــا بايد مُرد...
    انتخاب با خودِ توست...

دیدگاه غیرفعال شده است.