Nevertheless
روزنوشت و شخصی
۱,۹۳۳ پست
۳۷ مشترک
۲۰ پسند
عمومی

رتبه گروه

مبنای تعداد کاربر رتبه ۱۰۷
مبنای تعداد هوادار رتبه ۹۳
مبنای تعداد ارسال رتبه ۴۵

گروه امروز فاقد فعالیت بوده است.

لینک
وقتی برگشتی واسم از دریا بگو
از سختیای راه بگو
چی آخر این جاده بود
تو از تلاش‌های بی وقفه‌ی من برای پیدا کردن نخ‌های اتصال به زندگی خبر نداری.
۳ روز باهاش حرف نزدم و کل روز مثل ی معتاد دنبال بهونه بودم بهش پیام بدم حقیقتا باید اعتراف کنم سلام بر دلیل تراپی جدیدم کاملا از دست رفتم 😭
مشاهده ۴ دیدگاه ارسالی ...
لینک
Old but gold 🔒
از سلامت روانم فقط یه “سلام” مونده که اونم تقدیم نگاه پر مهرتون
نمیدونم دقیقا مرز شجاعت و حماقت کاری که کردم چی بود
فقط میدونم امروز صبح خوشحال تر از بقیه روزا توی ی سال گذشته بیدار شدم با این که از صبح از ۱۰ جای مختلف بهم زنگ زدن و انواع و اقسام تهدید ها رو شنیدم ولی ته دلم روشن😌
مشاهده ۱۰ دیدگاه ارسالی ...
  • Artemis

    مسئولین و اینترنای دانشگاه علوم پزشکی
    پدر ما رو درمیارن کلی منت هم سرمون میذارن ک ما داریم بهتون لطف میکنیم مام این حرکتو زدیم ک دیگه بهمون لطف نکنن از بیمارستانشون ما رو بندازن بیرون

  • Yaser

    دمتون گرم

‏ناراحتیم تبدیل به عصبانیت میشه، عصبانیتم تبدیل به استرس میشه، استرسم تبدیل تپش قلب میشه، تپش قلبم تبدیل به معده درد میشه، معده دردم تبدیل بدبختی هورمونی میشه، هورمونم تبدیل به ریزش مو میشه، ریزش موم تبدیل به کوفت میشه، کوفتم تبدیل به مرض میشه...
اه، خستم بابا.
‏خدایا لطفا بخشهایی از وجودم رو که نمیتونم با کسی درموردشون صحبت کنم شفا بده.
نه عزیزم نمیشه آشنا شیم…
من همون آشناهای قبلی‌ رو هم آن‌آشنا کردم…
ولم کن…😐
تنها چیزی که تو زندگیم راحت بدست میارم
وزنه،
برا بقیه چیزا خیلی باید تلاش کنم…
خیلی باید تلاش کنم…
‏دلم خیلی برای اون حسی که یه انسان درکت کنه و بهت حق بده حتی اگه حق با تو نباشه، تنگ شده.
تا یادم میاد اونی که داشته درک میکرده من بودم.
این قضیه که «چرا ازدواج نمیکنی؟ من همسن تو بودم بچم ۶ سالش بود» هم به نوبه ی خودش جالبه.
تو الگو نیستی عزیزم، درس عبرتی.😐
در آینده نه‌چندان دور یه آسایشگاه روانی تأسیس میکنم و توش فقط بچه‌های اول خانواده رو راه میدم.
ما بچه اولا خیلی طفلی ایم 🥺
مشاهده ۱۰ دیدگاه ارسالی ...
  • Artemis

    ما بچه سوم نداشتیم نمیدونم چیه فقط میدونم دهن منو سر هر چیزی آسفالت کردن داداشم انگار بچه ی پدر مادر دیگه بود هر غلطی میخواست میکرد کسی هم نبود بگه بالا چشمت ابرو الانم شاید از بیرون من موفقتر باشم ولی اون خوشحال تره

  • Mohsen

    تا زمانی که تو جسم کسی زندگی نکنی نمی تونی تشخیص بدی ولی همین اتفاق ها برات احتمالا یک خیر هم داشته ، آپک همیشه اگر یک چیزی رو از دست بده در مقابل یک چیزی میگیره

آن شب و شب‌های بعدی بسیاری نخوابیدم. و فهمیدم اندوهی که آدم را نمی‌کشد، به شکل‌های دیگری در می‌آید که از مرگ بدتر است.
جدى متولد سال ٨٧ هستين؟
من سال ۸۷ از سياست هاى احمدى نژاد به ستوه آمده بودم!