باران عشق
شعر و ادبیات
۳,۷۷۳ پست
۴۷ مشترک
۲۱ پسند
عمومی

رتبه گروه

مبنای تعداد کاربر رتبه ۴۴
مبنای تعداد هوادار رتبه ۴۴
مبنای تعداد ارسال رتبه ۲۲

تبلیغات

بازنشر کرده است.
بوی شور انگیز باراڹ می دهی
با نگاهت بر دلم جان می دهی
بسکه خوب و مھربان و صادقی
بر دلم عشقی فراوان می دهی
خواهشا با قلب تنھایم بمان
چون فقط تو بوی انسان می دهی
بازنشر کرده است.
به چشمانم
لبخندی ببخش
سهم من از آن همه باران
آیا
رنگین‌کمانی نیست؟!

بازنشر کرده است.
بازنشر کرده است.
با درودی
به خانه می آئی و
با بدرودی
خانه را ترک می گوئی.
ای سازنده!
لحظه یِ عمرِ من
به جز فاصله یِ
میانِ این درود و بدرود
نیست...

✍🏻

❥‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌♥️❥‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌
بازنشر کرده است.
چنانی به نگاهی
که از یاد تو دارم...!
که نگاهم به نگاه دگری
هیچ نیاید ...
بازنشر کرده است.
بے تو هر مے ڪہ ز جامم بہ گلو می‌ریزد

بہ گلو ناشدہ از دیدہ فرو می‌ریزد

ے_تڪلو
بازنشر کرده است.
بزرگترین خِرد آن است که از گذشته بیرون بخزی، بدون چسبیدن به آن!

درست مانند مار
که از پوست قدیم خود بیرون میخزد
و هرگز به عقب نگاه نمیکند.

حرکت او همیشه از کهنه به تازه است...
بازنشر کرده است.
گوش دل می‌شنود
آنچه که در دل باشد

عشق را زمزمه کافی‌ست
به آواز مگو
بازنشر کرده است.
هیچ وقت
اونقدر نگرانِ رسیدن نباش
که حرکت کردن رو فراموش کنی🕊
بازنشر کرده است.
ارزشِ هر انسان 
به چیزی که به آن دست می‌یابد نیست،
بلکه به هدفی است که
میلِ رسیدن به آن دارد🌻
جبران_خلیل_جبران
مے دهد رخنہ ے دیوار ز گلزار خبر

لطف اندامِ تو از چاڪِ گریبان پیداست

ے
بازنشر کرده است.
تو در آینه نگه کن که چه دل‌ بری ولیکن

تو که خویشتن ببینی نظرت به ما نباشد

بازنشر کرده است.
ای خوش آن روز که با یار سر و کارم بود

بی سخن با نگهش فرصت گفتارم بود

دانه ی خالِ لب و دام و سرِ زلفِ تو دید

شد پشیمان که در این دام چرا دیر افتاد

ای دردمند مفتون بر خد و خال موزون

قدر وصالش اکنون دانی که در فراقی