مهرناز
۲۹۹ پست
۴ دنبال‌کننده
۸,۴۳۴ امتیاز
زن، متاهل
۱۳۶۲/۰۸/۲۰

تصاویر اخیر

تو این مملکت هر کسی بخواد یه کار خوب و باکیفیت انجام بده، درست زندگی کنه و رو راست باشه محکوم به نابودیه ...
آخه چرا ...
اینهمه کثافت، اینهمه وقاحت، اینهمه ...
واقعا واژه کم میاد از وصف رذالت و ناچیزی اینا ....
کاش تموم بشین و شرتون برای همیشه از سر این مردم و این مملکت کم بشه
بزرگترین اشتباه زندگیم
۱۸ و ۱۹ دی بود که نرفتم
و امکان جبران نداره ...
سردرگم، کلافه، گیج
خسته و نا امید
حال این روزایی که میگذره و تموم نمیشه
۰۲:۲۰
بازنشر کرده است.
دو سال پیش که مجبور شدم به خاطر شرایط، کارم رو ترک کنم و از خونوادم دور بشم میدونستم روزای سختی پیش رو دارم ، پیدا کردن کار جدید و شروع زندگی مستقل
روزای سختی بود خیلی سخت، پیدا کردن کار جدید، پیدا کردن خونه و تهیه کردن وسایل اولیه برای زندگی و شروع دوباره از صفر.
دل رو به دریا زدم و پا گذاشتم تو مسیر تازه و جنگیدین با تموم ترس ها و نداشتن ها...
صبح که میخواستم از خونه بیام بیرون به هر گوشه‌ی خونه نگاه میکردم و وسایل رو که میدیدم یادم میومد که برای خریدن همین حداقل وسایل چقدر بهم سخت گذشت قسط، وام ، چک ،استرس و نگرانی و هنوزم تموم نشده
کم خوردن و کم پوشیدن، زدن از تفریح و استراحت برای رسیدن به حداقل ها
تونستم از یک مرحله بحران عبور کنم و حالا برای رسیدن به بقیه خواسته هام و جلو رفتن شل شدم آخه تا کجا باید فقط تلاش کنم و بدوم و ذره ذره بدست بیارم اونم تنهایی ..
آدم یه جاهایی دلش میخواد یکی رو واقعی کنارش داشته باشه واسه همراهی، واسه دلگرمی، واسه حمایت کردنش
و شاید این قشنگ ترین بخش زندگی یک آدم باشه؛ داشتن آدم امن، حامی و همراه
مشاهده ۶ دیدگاه ارسالی ...
بازنشر کرده است.
از دختر بودن هم شانس نیاوردم
ای بخت سیاه ....
دیدگاه غیرفعال شده است.
بازنشر کرده است.
و من خسته ....

مونده تا برسم خونه ...
دیدگاه غیرفعال شده است.
بازنشر کرده است.
حالا هی نباش، هی دور باش، هی نیا
یه روزی میایی که دیگه رمقی ندارم و زیر خوارها خاک محبوسم
اونجا دیگه افسوس فایده نداره جاانم ، افسوس اینکه
کاش یکبار بغلت میکردم تا حسرت به دل نباشی
کاش زودتر می اومدم پیشت، کاش پیش تر میدیدمت و کنارت بودم و کاش ....
اون وقت دیگه دیره خیلی دیر، اون روز فاصله مون اینقدر زیاده که دیگه کاری از من ساخته نیست جان دلم
دیدگاه غیرفعال شده است.
بازنشر کرده است.
به عنوان یه دختر
هیچوقت یاد نگرفتم آرایش کنم، آماده شدنم نهایتا ده دقیقه طول میکشه
همیشه مورد نقد بقیه قرار گرفتم که چرا ارایش نمیکنی، خط چشمی ، ریملی ، اینقدر ساده بودن دیگه درست نیست
خیلی دوست داشتم یاد داشته باشم و بتونم انجام بدم ولی نشد و نمیشه
چون دغدغه های زندگی جای برای اینا نذاشتن برام
اما میبینم دخترایی رو که توسط بقیه حمایت میشن و براشون به به و چه چه میکنن و با هزار تا ادا و افاده دارن زندگی میکنن و بزرگترین دغدغه های زندگیشون رنگ ناخن شون هست
زندگی به کام اوناست تا خواستن براشون مهیا شد
نه امثال منی که برای کوچکترین خواسته باید بدویم شاید زمانی رسیدیم و شاید هم باید فراموشش کنیم
کاش اینطوری نبود
دیدگاه غیرفعال شده است.
بازنشر کرده است.
واسه فرار از خواب
فرار از فکر و خیال
فرار از درد
تنها کاری که میتونم انجام بدم
بازنشر کرده است.
واقعا دلم میخواد یکی بیاد دستمو بگیره و ببره خونه بگه، ببین تا الان خیلی تلاش کردی، از این به بعد همه چی با من
تو نگران نباش و فقط زندگی کن
همین...
دیدگاه غیرفعال شده است.
بازنشر کرده است.
واقعا خستم از زندگی ، از این روزای سخت
کاش میشد برای همیشه خوابید
دیدگاه غیرفعال شده است.
بازنشر کرده است.
بعد یه مدت طولانی دست گرفتم که ادامشو بخونم
اما نه حسش هست، نه انرژی واسه خوندن نه حواس جمع واسه فهمیدن
کی این روزا تموم میشن
کی حالمون خوب میشه
خدااایا صدامو میشنویی....
خستم ، کم آوردم
تمومش کن لطفا
دیدگاه غیرفعال شده است.
بازنشر کرده است.
پیش بسوی خونه 🚙🚙
مشاهده ۸ دیدگاه ارسالی ...
بازنشر کرده است.
نمانده در دلم دگر توان دوری
چه سود از این سکوت و آه از این صبوری...