"وفا"

معرفت به ذاتِ آدماست! نه پیشینه نه جایگاه و نه نسبت! معرفت، یه.. بیشتر

"وفا"
۱۰۵ پست
۲۶ دنبال‌کننده
۱,۲۴۴ امتیاز
زن
۱۳۶۴/۰۶/۱۰
مهربون
عطر گلِ یاس / سکوت / مطالعه / موسیقی / فروغ جانم

تبلیغات

تصاویر اخیر

بازنشر کرده است.
"وفا"
سلام
تولدتون مبارک
۱۲۰ساله بشین و تندرست و شادمان زندگی کنین
مشاهده ۷ دیدگاه ارسالی ...
بازنشر کرده است.
"وفا"
تولدت مبارك خانمي همراه با بهترين آرزوها
  • "وفا"

    سلام ودرودها بانویِ عزیز و نازنین " نفس"!
    از مهر شما بینهایت سپاسگزارم
    خانا ی دلتان آباد / قلبِ پرمهرتان شااااد

  • nafas

    ممنونم عزيزم بابت دعاي قشنگت
    اميدوارم زندگيت لريز از عشق باشه و محبت

براى رفتن
‏نه خداحافظى می‌خواستم
‏نه راه و نه چمدان؛
‏در سرم، درى باز بود
‏كه بستم و رفتم...

‏جمال _ ثريا
دیدگاه غیرفعال شده است.
کاش کسی بیاید
خیلی بچه‌گانه
آدم را ۱۰ تا دوست داشته باشد.
کم، ولی واقعی ...
دیدگاه غیرفعال شده است.
یک) به آغوشم بیا!...حتی به شکل گلوله ای...

دو) " بغلم کن! بغلم کن که حرف زدن کافی نیست..."... کافکا
سه) بعدها برات میگم چقدر بودنت مهمه. اما حالا بغلم کن! می‌خوام دوباره زنده بودن رو احساس کنم...

چهار) به سمت آغوشت اومدم،از تموم تبعیدگاه‌های زندگی

پنج) ‏«خوبم» رو فقط به «غریبه‌ها» میگیم. اونایی که دوس داریم رو در «آغوش» می‌گیریم و گریه می‌کنیم...

سه ژوئن روز جهانی بغله ! پنج تا جمله ی قشنگ رو براتون انتخاب کردم که میتونین بفرستین برای پنج رفیقی که دوس دارین بغلش کنین از دور ....
دیدگاه غیرفعال شده است.
بازنشر کرده است.
نای گریزم نیست
از نای خاکِ مشامِ اتاقِ بیداری
گزیرم نیست
دیدارِ تمام قد حسرت هایم را
میانِ کابوسِ هر شبه ام

کجای این مرگ°آلودگی
دریغِ این همه قدغن
دامنِ لب های مرا گرفت
که طعمِ خاک می دهد آرزوهای کالِ من؟

...

+ دست به نوشتن نمی رود گلو به فریاد ... وگرنه حرف ها هست ...
دیدگاه غیرفعال شده است.
استوخونهام تورو میخوان.استخون" شونه " ام ؛ بیشترتر !

یه افسانه هست که میگه:استخونهای شونه،باقی مونده از بال هایی هستن که یه شخص داشته!

همینقدر لطیف و رویایی !
دیدگاه غیرفعال شده است.
زمانِ عشق زمانِ کوتاهی‌ست.
طلوع و غروبِ خورشید فقط زیبا نیستند،
بلکه تو را در نورِ امنی می‌برند،
ولی ظلّ آفتاب توانِ تو را می‌گیرد
و عشق ظلّ آفتاب است.
وقتی طلوعِ آفتاب را ستایش می‌کنی
باید یادِ ظلّ آفتاب هم باشی.
عشق ثابت نیست؛ در یک وضعیت نمی‌ماند.
مدام در حالِ تغییر است.
واقعیت این است که عشق را نمی‌شود مدیریت کرد...
عشق نوعی ناکامیِ جبری همراهِ خودش دارد.
اگر این‌را پذیرفتی، به‌‌عنوانِ یک نشئه
و خلسه‌ی بسیار لذّت‌بخش می‌توانی از آن لذّت ببری.
همه‌ی هنرت باید این باشد که بتوانی
زمانِ این نشئگی را طولانی‌تر کنی. همین.
دیدگاه غیرفعال شده است.
بازنشر کرده است.
صبح_تابستانی_بخیر

روز دوم تابستان
چهارشنبه اتان جادویی

در مسیر زندگی با آدمهای زیادی برخورد می کنیم، کسانی که با ما، شبیه یا بسیار متفاوتند .. افرادی گاه در یک ملاقات کوتاه یا در ارتباطی ماندگار، رفاقتی ناب ، یا آشنایتی گذرا...
انسان و امر اجتماعی و ذاتا نیازمند به حضور در میان دیگران است .. هر چقدر هم بخواهد در تنهایی و انزوای خودش باشد باز هم از ارتباط با دیگران ناگزیر است.. و اینگونه است که دیگران برای او حکم هر آنچیزی را پیدا می کنند که برای رشد و توانامندی لازم ست
برخی بارانند و آبیاری می کنند ریشه ها را، برخی نورند و گرما می بخشند، برخی آفت هایی که سببِ مبارزه و تقلا به قدرتی بیشتر بیدار می کنند، و برخی دیگر پرندگانی که لذت خوشِ همصحبتی دارند..
هر عبوری و آشنایی از آدمها، برای رشد و توانمندی مان موثر است چه ردی از رخدادی خوش برجا بگذارد، پربار و ماندگار باشد و چه تلخ و عبرت و گذرا
اما آنچه مهم است این ست که آگاهی و شعور برخورد، تبادل و مراوده با دیگران را بیاموزد و از آنچه در مسیر زندگی اش با آن روبرو می شود به شناخت و درک بیشتر خودش و دیگران و جهان هستی بیانجامد..

زندگی _آدمها _حکمت
دیدگاه غیرفعال شده است.
ﺑﺎﯾﺪ ﯾﺎﺩ ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ ﻧﻤﯽﺗﻮﺍﻧﯿﺪ ﻣﺤﺒﻮﺏ ﻫﻤﮕﺎﻥ ﺑﺎﺷﯿﺪ. ﺷﻤﺎ ﻣﯽ‌ﺗﻮﺍﻧﯿﺪ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺁﻟﻮﯼ ﺩﻧﯿﺎ ﺑﺎﺷﯿﺪ، ﺭﺳﯿﺪﻩ، ﺁﺑﺪﺍﺭ، ﺷﯿﺮﯾﻦ ﻭ ﺧﻮﺷﻤﺰﻩ ﺍﻣﺎ ﯾﺎﺩﺗﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ، ﻫﺴﺘﻨﺪ ﺁﺩﻣ‌ﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺁﻟﻮ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ.

ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻔﻬﻤﯿﺪ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﻣﺮﻏﻮﺑﺘﺮﯾﻦ ﺁﻟﻮ ﻫﺴﺘﯿﺪ، ﺍﻣﺎ ﺩﻭﺳﺖ ﺷﻤﺎ ﺁﻟﻮ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺭﺩ، ﺣﺎﻻ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﯿﺪ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﮐﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﻣﻮﺯ ﺑﺸﻮﯾﺪ، ﺍﻣﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ ﻣﻮﺯ ﺑﺸﻮﯾﺪ، ﻫﻤﯿﺸﻪ ﯾﮏ ﻣﻮﺯ ﺩﺭﺟﻪ ﺩﻭﻡ ﺧﻮﺍﻫﯿﺪ ﺑﻮﺩ، ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯿﮑﻪ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﺴﺘﯿﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺁﻟﻮﯼ ﺩﻧﯿﺎ ﺑﺎﻗﯽ ﺑﻤﺎﻧﯿﺪ ...

زندﮔﯽ، ﻋﺸﻖ ﻭ ﺩﯾﮕﺮ ﻫﯿﭻ
لئو ﺑﻮﺳﮑﺎﻟﯿﺎ
دیدگاه غیرفعال شده است.
طلوع_روشنی_ روز _ بخیر_باد

آخرین روز بهارتان سرشار
روز93م بهار
وداع_با_بهار!

بهار 1400 هم دارد تمام می شود.. بهاری که در کوران بیماری و اندوه و احتیاط، هر چه کرد نتوانست تمام و کمال عطرش را به جان‌مان ببارد و احوال‌مان را از دل، خوش کند..
بهاری که رخدادهایش نیمه تمام ماند و لبخندها از پشت ماسک ها، دیده نشد
بهاری که نه دل سیر بارید، و نه بارانش را پیشکش‌مان کرد..
تا توانستیم روزهایش را تنهایی سپری کردیم مبادا به عزیزانمان گزندی وارد شود.. و اشک و لبخندهایی تجربه کردیم که نه مثل همیشه بودند ..
سالی که کوله بارش را از بهار و زیبایی هایش، سرشار می کند تا تمام سال عطر و بوی سبزی و روشنی داشته باشد، دستش از چیدن شکوفه و گل و عشق، به کفایت پر نشد و عاشقانه های بی واسطه نسرود.

حالا این آخرین روز بهار و خاطراتش و بدرودی با آرزوهایِ نیک، که شاید گاهی به یادش بیاوریم و بدانیم که قدردان هر آن‌چیزهایی باشیم که حتی در ساده ترین احوال هم می تواند مهم و باارزش باشد ..
دیدگاه غیرفعال شده است.
خدا_جان

آرامِ جـان و
مونسِ قلـبِ رمیده‌ای

حافظ _ جان
دیدگاه غیرفعال شده است.
دلم برای تو تنگ است
و این را نمی‌توانم بگویم...
نمی‌توانم بگویم،
مثل باد که نمی‌تواند حرف بزند...
یا درخت‌ها که خاموشند...
یا شکوفه‌های سیب...
با این همه
گل‌ها می‌شکفند
و درخت‌ها سبز می‌شوند
و من هم به زندگی ادامه می‌دهم .

.
.
.

پیوند نوشت؛
دلم برای تو تنگ است و خوب میدانی
چقدر دوری و من بی تو، ابرِ بارانی

آرامِ دلِ من ،،،
من بی تووو غمگین ترین آدم رویِ زمینم ....
دیدگاه غیرفعال شده است.
کسی که دوستت داره، هیچ‌وقت طعم تلخ بی‌توجهی رو بهت نمی‌چشونه.
دیدگاه غیرفعال شده است.
دامن بی‌یاس کجا چین دارد؟
به گل نشسته دامنم، خودم، حیاط خانه‌ام...
آه!
یاس‌های باغچه‌...
دیدگاه غیرفعال شده است.