arsham(برو بچس تک)
۹۷۵ پست
۸ دنبال‌کننده
۲,۷۷۰ امتیاز
مرد، مجرد

تصاویر اخیر

بازنشر کرده است.
دل مردگان معنای اِحیا را نمی فهمند
فرق غروب و صبح فردا را نمی فهمند
آنها که سیرابند رنج تشنگی ، حتّی
طعم خوش آب گوارا را نمی فهمند
شب خفتگان هم در سکوتِ مبهم شبها
حال دل غمگین و تنها را نمی فهمند
صحرا نشینان بیابان های لَمْ یَزرع
بی شک شمیم عطرِ گلها را نمی فهمند
ناگفته ها گم می شود در بغض هر واژه
کوران که مفهوم الفبا را نمی فهمند
باور نمی کردم ولی افسوس آدمها
احساسِ در هر شعر زیبا را نمی فهمند
آرام تر دنیا نَکوبان قلب عاش…
بازنشر کرده است.
پر از دلشوره‌ی عشقی که سیرابم نخواهد کرد
به دریا می‌زند خود را دل من تا تو را دارد

هوا دَم کرده در چشمم، دو پلکم را کمی وا کن
که می‌خواهد ببارد او، توان در خویش تا دارد

در این دنیای دردآگین نمی‌بینی دل من را
غم عشق تو را یک سو، غم خود را جدا دارد...
بازنشر کرده است.

این "ذهنیت" ما آدمهاست
که تعیین میکنه روزمون
خوب بگذره یا بد...!
"امروز" به خودی خود
روز خوبیه, مگه اینکه بخوای
با فکر به "رنجشهای دیروز"
و ترسهای فردا خرابش کنی...
بازنشر کرده است.
زندگی
مملو از بالا و پایین است،
رمز خوشبختی اینه که در بالاها
لذت ببریم. و درپایین ها
شجاع باشیم و استوار...
دست خدا رو محکمتر بگیر
بازنشر کرده است.
گرانقیمت‌ترین رایگانِ دنیا وقت است
وقت طلا نیست
وقت زندگی است...
و هیچ چیز باارزش‌تر از
زندگی نیست
قدر لحظه‌ها را بدانیم
که عمر و زندگی، المثنی ندارد..
بازنشر کرده است.
جانانِ دل
جانان دل
از کوچه‌ی ما
آهسته گذر کن.
سنگفرش کوچه
تکه‌های شیشه‌ی قلب من است.
بازنشر کرده است.
سلامتی اونی که ...
حرمتِ نون و نمک حالیشه ...
سلامتی رفیقی که ...
حکمِ رفاقتشو با جوهر معرفت امضا میکنه
نه با جوهر خیانت ...
سلامتی رفیقی که ...
شریکه روزای تنگته
نه رفیقی که ...
فقط تو روزای قشنگته .../.

خدایا شکرت امشبم گذشت تا ببینم فردا زنده ام یا مرده شب شیک رفقا یاعلی...
مشاهده ۶ دیدگاه ارسالی ...
بازنشر کرده است.

خوشحالی میتونست:
من وقتی پیشِ توام باشه
ولی خب شد منِ پیش از تو!
بازنشر کرده است.
شاید ما مرور اشتباهات یک آدم اشتباهی در یک دنیای اشتباهی هستیم.
بازنشر کرده است.
یا رب مباد آن که گدا معتبر شود.
بازنشر کرده است.
حَدُّ و مَرزِتْ رو بشناسی
همیشه سلطانی.
بازنشر کرده است.
‌درخت از ریشه آب میخوره
آدمی از ریشه و نیتش!
بازنشر کرده است.
آدم کتاب نیست که صفحه ۱۵۳ را
نشانه بگذاری و بروی و بعدها که برگردی
روی صفحه ۱۵۳ روی قفسه منتظرت باشد
آدم میرود،آدم تغییر میکند.
بازنشر کرده است.
وقتی که رفتم ، بودنم آغاز می گردد
هر بی مرامی با دلت دمساز می گردد

عشقی که هر ثانیه آن را پوچ می خواندی
در گمرک چشمان تو ، سرباز می گردد

بی شک به زودی بومرنگ هر خطای تو
چون تیر ، سوی قلبِ سنگت باز می گردد

بابک حادثه

بازنشر کرده است.
قبل اینکه برگ نور رو تجربه کنه
ریشه تاریکی رو از سر گذرونده.