Your browser does not support the video element.
🍁کاش🍁
شبی که اسمت در خاطرم جان می داد
نگاه مضطربت مرده اش را تکان می داد
به روی دامن سبزت کلاغی افتاد.
چون تنت بوی خبر در آسمان می داد
کاش میشد به پرستو و درخت غمگین هم
خبر از آمدن فصل بهاران میداد
به کجا سر بزنم تا که ببینم در شهر
دختری را که به من خنده ی پنهان می داد
کاش بر عکس تمام قصه های تاریخ
یوسف خبری از خود به کنعان می داد
کاش میشد که تو برگردی تا شعرهم
به غزل مویه ی خود نقطه پایان می داد
محمد خوش بین
Your browser does not support the video element.
عاشقم به جرم عشق مرا به دارم بزنید
بعد مرگم متهم به عشق هوارم بزنید
هر چه کردم دیدم که بازهم این دل من
دل نکند از دل تو بیایید و کنارم بزنید
مجنون مثل بادیست غریب و بی مکان
بنشینید دور هم دیوانه جارم بزنید
من که از عشق آه کشیدم شب و روز
سیرم از آیین عشق طعنه به یارم بزنید
گفته بودم که من از سهم خودم میگذرم
حال که رفتم هر چه دارید به بارم بزنید
# محمد_خوش_بین
Your browser does not support the video element.
سر به سنگ نه باید به کلنگ بزنم
آهو که شدم باید یک پلنگ بزنم
این برکه کوچک مرا خواهد خورد
ماهی که شدم باید به دل نهنگ بزنم
من یوسفی هستم در را خودم بستم
بر چشمان زولیخا قفلی زدم و مستم
من سخت می دویدم مانند یک سرباز
چون یوسفی در رفتم اما نشد در باز
# محمد_خوش_بین
Your browser does not support the video element.
عشق پاک
تا صدایت میکنم جان را نثارم میکنی
با نگاهت حس خوبی را فراهم میکنی
گفته بودم یک دقیقه با تو تنها میشوم
در به رویم بستی و یوسف صدایم میکنی
گرچه از زیبایی ات احساس لذت میکنم
از خدایت شرم دارم استقامت میکنم
بار الها عشق ما را پاک حفظش میکنی ؟
گفته بودی تو بخوان من استجابت میکنم
# محمد_خوش_لین
Your browser does not support the video element.
یک نفر هست که لب وا بکند میمیرم
Your browser does not support the video element.
همسفر عشق
در سفر عشق نباشد پایان
هم سفر عشق ندارد سامان
گفتم ای عشق بیا همسفرم
بی تو عمریست که من در به درم
زیر باران دل شد پریشان
کرد پیرم غم ها از هجران
منم لیلا تر از لیلای مجنون
مرا پیدا کن از دریای پر خون
به ساحل می روم دریا ندارد
نباشی روز و شب معنا ندارد
منم تابو شکن در شهر آشوب
من آن موجم که ساحل را ندارد
اجرا استاد هوشنگ کاشیلو
شاعر محمد خوش بین
Your browser does not support the video element.
دلا آخر تو را دیوانه کردند
کردند
تو را آواره ی میخانه کردند
شکستن آن دل بی کینه ات را
تو را در بند هر بیگانه کردند
تمام جاده ها از برف پر شد
تمام گوش ها از حرف پر شد
بیا ای تو دلیل بودن من
که صبرم سر رسید و ظرف پر شد
به غیر از تو کسی یارم نباشد
کسی غیر از تو دلدارم نباشد
اگر صد سال بشینی روبرویم
تماشایت به ....تکرارم نباشد
که من عاشق به خویت گشته بودم
به رویت بوی خوبت گشته بودم
نبودم قبل تو شهره در این شهر
که من شاعر به رویت گشته بودم
محمد خوش بین
Your browser does not support the video element.
مرا بغل بگیر و باز به نام خود خطاب کن
Your browser does not support the video element.
ای بازی زیبای لبت بسته زبان را
وعده حق
عاقبت یک روز طوفان می رسد
وعده حق سهل و آسان می رسد
هر درختی تا گلو در خوابِ برگ
ناگهان وقتِ زمستان میرسد
هر که امروز از حقیقت رو گرفت
آن سر آخر به گریبان میرسد
دانه با صبر از سیاهی می گذشت
چون به آغوشِ بهاران میرسد
هیچ اشکی گم نخواهد شد، بدان
وقتِ روییدن فراوان میرسد
شاخه گر زیرِ تبر خم میشود
ریشه روزی خود به باران می رسد
سنگ اگر بر سینهی دریا نشست
موج، با صبرش خروشان می رسد
هیچ اشکی بیثمر بر خاک نیست
بذرِ درد آخر به ایمان می رسد
محمد خوش بین
Your browser does not support the video element.
یک روز می آید که تو گشتی پشیمان مثل سگ
در سراغم می دوی هر سو هراسان مثل سگ
محمد خوش بین
Your browser does not support the video element.
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الشیطان
Your browser does not support the video element.
دامن چین کتان ات وطن من شده است
تن تو جامعه ی زیستن من شده است
آن قدر ربط ندارد به محبت ؛ آغوش
که دو دست ات یقه پیرهن من شده است
چه بگویم چه بگویم که خودات میبینی
لب ات است این که زبان در دهن من شده است
راز آلوده ترین فلسفه یعنی چشم ات
از عزل سوژه و سبک سخن من شده است
مردم اما نسرودم غزلی معذورم
درد و سانسور دو عضو بدن من شده است
خاک گشتم که بباری و مرا زنده کنی
رفتن ام مثل غبار آمدن من شده است
بعد از این آینه استم که تماشا کنم ات
سنگ بد نیست رفیق کهن من شده است
محمد خوش بین
Your browser does not support the video element.
در هر طرفم صورت زیبای تو باشد
چشمم هدف تیر تماشای تو باشد
تو باغ شوی تا که روم دیدن گلها
گلها همه نقش رخ زیبای تو باشد
باران که شود نم بکشد موی سیاهت
بوی تنم از نرگس موهای تو باشد
تو باغ شوی تا که روم دیدن گلها
گل ها همه نقش رخ زیبای تو باشد
ساحل بروی صید کنی کاش تو یکبار
ماهی شوم و دام به دریای تو باشد
گر مست شوم پاره کنم پیرهنم را
سر مستی ام از ساغر مینای تو باشد
محمد خوش بین
Your browser does not support the video element.
عشق دیروز
شب و بیداری شانه مردانه عشق دیروزم تو نمیخواهی
من و جام می مست و دیوانه و تو شعرم را که نمیخوانی
محمد خوش بین