یارو توی مراسم پسرش میزد به سر و صورتش
که بعد تو این مال و اموال به چه کارم میاد
میزد تو سر و کله خودش
یکی ازون وسط داد زد مرد حسابی :
اگه یک واحد آپارتمان بهش میدادی
زنش جدا نمیشد که اینم از غصه و دوری بچه اش خودش و آتیش بزنه
زندگی کردن با بعضی آدمها لذتبخش اما سخته
نه میشه بهش دروغ گفت
نه پنهان کرد
نه فیلم بازی کرد
نه ادای کسی دیگه رو در آورد
ولی آخه
چرا باید کسی
این
کارهارو بکنه؟
یک قسمت از باب اسفنجی
کاراکتر باب خرابکار و دست و پا چلفتی بود
کاری کرد دوستاش باهاش قهر کنن و بندازنش بیرون
وقتی از همه ناامید شد گفت:
هنوز جایی هست که دارم و همیشه میتونم برم
رستوران آقای خرچنگ..
تو برای من حکم آخرین جایی بودی که داشتم
آخرین سنگر
Jack Sparrow
چشمهای تو
پنجرههای بهشت،
پرده ي
پلك هايت را
كه كنار میزنی
نور
بهدنیا
ميآيد