mohsen ghavami✔
۲۷۵ پست
۲۵۱ دنبال‌کننده
۳,۶۵۴ امتیاز
مرد، متاهل
۱۳۵۸/۰۵/۰۲
خواب آلود
فوق ليسانس
نویسنده شاعر، وبلاگ نویس
دین زرتشت
ايران، البرز، منزل گاه من گندمزاریست دور فتاده زه زهجوم وحشی انسان های عصر تمدن
زندگی با حيوانِ خانگي
سربازی فراري
سیگار ميکشم
گرایش سیاسی ميانه
ابی اسمان
iphone SE
2@6
قد ۱۶۷

تبلیغات

تصاویر اخیر

آرام شده‌ام

مثل درختی در پاییز

وقتی تمام برگ‌هایش را

باد برده باشد
بازنشر کرده است.

ما به میزان به
دیگران ازشون می‌شیم؛
نه اندازه .

بازنشر کرده است.
از در بالا رفتم

پله‌ها را باز کردم

لباسِ خوابم را خواندم

و دکمه‌هایِ دعایم را بستم

ملافه را خاموش کردم

و چراغِ خوابم را روی سرم کشیدم

آخ!...از دیشب که مرا بوسید

همه‌چیز را

قاطی کرده‌ام
بازنشر کرده است.

عاشق خودت باش
کتاب عاشق خودت باش
پلی است میان شگفتی‌ها و زیبایی‌های درونی و بیرونی انسان.
ما انسان‌ها در زندگی به هیچ‌وجه نمی‌خواهیم
هیچ‌کدام از این دو ودیعه‌ی خداوندی را بی‌قدر بشماریم.
زندگی سرشار از رنج، ترس و نگرانی می‌تواند به زندگی پر از لذت،
شادی، زیبایی و عشق تبدیل شود.
کتاب عاشق خودت باش!، شما را از جایگاه نداشتن امنیت
به مقصد اعتماد و اقتدار هدایت می‌کند
ذهن برای نبرد با ترس، شما را متقاعد می‌کند
که مشکل از جسمتان است و اگر لاغرتر بودید،
بهتر به‌نظر می‌رسیدید و اگر آن چربی‌های لعنتی را نداشتید،
همه‌چیز عالی بود یا دست‌کم شرایط بهتر از این بود.
این باور غلط باعث می‌شود شما بر بدنتان تمرکز و فکر کنید.
در آن حالت است که به آرامش و شادی بی‌کران می‌رسید.
متأسفانه، رابطه‌ی منفی شما با بدنتان،
مجبورتان می‌کند نسبت به دیگران مهربان و باگذشت نباشید،
تا آن‌جا که می‌ترسید به دیگران اجازه دهید به قلبتان راه یابند،
مبادا عیوبتان را ببینند.
زندگی با آغوشی بسته، روابط و توانایی‌هایتان را محدود می‌کند
و شما را از رشد احساسی باز می‌دارد.

  • ✿Banafshe✿

    پس بدانید این راه صحیح زندگی کردن نیست.
    در عوض تنها زندگی با آغوشی باز است که ارزش زیستن دارد.
    این یگانه راهی است که به‌واسطه‌ی آن می‌توانید
    شکوه، زیبایی و قدرت واقعی خود را تجربه کنید.

تابستان خود را چگونه گذراندید؟

+ منتظر پاییز ماندیم ...
مال عاشقآس
ما فقط میخوریم
بازنشر کرده است.
یه وقت به خودت میای می بینی ...حتی این زندگی هم نداشت ...
سراپا در باد ایستاده‌ام من فقط یک نفرم ... احمدرضا_احمدی
بازنشر کرده است.
به تو فکر می‌کنم؛
به همه‌‌ی‌ اين روزها که نتوانستم در آغوشت آرام بگيرم.
به همه‌ی‌سفرهايی‌ که سَبک‌ترم نكرد.
به همه‌ی آدم‌هايی كه به ناعادلانه‌ترين حکم‌ها زنجير شده‌اند.
به اين که غمگين‌ترين تَرانه‌ها را، تشنه‌ترين آدم‌ها به شادی، سروده‌اند.
عاشقانه‌ترين قصه‌ها را تنهاترين‌ها نوشته‌اند.
تلخ‌ترين اِسارت‌ها را، آزادی‌خواه‌ترين انسان‌ها کشيده‌اند.
عميق‌ترين دَخمه‌ها را برای بلندپروازترين مبارزان کنده‌اند
و زشت‌ترين دنيا را برای زيباترين چشم‌ها ساخته‌اند.
هزار جای کارِ اين دنيا می‌لنگد.
دوباره بايد ويرانش کرد و به آتشش کشيد.
دیدگاه غیرفعال شده است.
بازنشر کرده است.
فقط اين قسمته اهنگ از صبح فك كنم يك ميليون بار تو ذهنم مرور شده مَن تو فقط همين جاش
  • nafas

    تقصير اينستاس يه اهنگ و خز نكنن دست برنميدارنك رو هر پستي نگاه كردم پلي بود اه اه

"موسیقی عجیبی ست مرگ
بلند می شوی
و چنان آرام و نرم می رقصی
که دیگر هیچکس تو را نمی بیند"


.
و این قشنگترین توصیفیه که راجع به مرگ شنیدم ...
از پا افتادیم
و برگی به پاییز
اضافه کردیم ...
تنها همین‌قدر بودیم!

مکث کن، نفس بکش، اگر باید گریه کنی اینکارو بکن،
ولی هیچ وقت نا امید نشو و به راهت ادامه بده.
بازنشر کرده است.
هرشب دراز بکش، زل بزن به سقف و‌ از خودت تو سکوت عذرخواهی کن؛
‏واسه کارایی‌که برای دیگران کردی و کارایی‌که هیچوقت واسه خودت نکردی...
بازنشر کرده است.

تا با هر كسی قاطی نشديم
گفتن مغروره
زود جواب داديم
گفتن ذوق زده است
خودمونی شديم
گفتن سَبُكه
اذيت شديم دورتر ايستاديم
گفتن خودشو میگيره
با دلمون خنديديم
گفتن جلفه ,
ما رقصيدن بلد نيستيم كه به هر سازی برقصيم
سازِ ما ، چپِ سينه مون می كوبه

دیدگاه غیرفعال شده است.