من بیشتر عمرم رو صرف درس خوندن کردم
حالا دانشگاه میگه سنوات تحصیلیت تموم شده
هر چی سعی میکنم ثبت نام کنم نمیشه
خیلی ناامید و افسرده شدم
حس بازنشستگی زودرس دارم
دوست توهمی من
هر وقت خواستی در مورد من توهم بد بزنی
با نهارت یه لیوان شربت آبلیمو مصرف کن
به امید بهبود ان شاء الله
بدبین بودن زندگی رو برای آدم خیلی سخت میکنه
وقتی با دید سوءظن به اطرافیانتون نگاه کنید
اونوقت اونها رو به شکل خلافکار می بینید
حتی اگر پلیس باشید باید بدونید همه آدمها خلافکار نیستند و گاهی برعکسش هست
مثلا فرض کنید کسی به شما خوبی میکنه
اما شما چون بدبین هستید
جواب خوبیش رو با بدی میدید
چون بهش شک و سوءظن دارید
و دلیلی برای خوبی و مهربونی نمی بینید
و فکر می کنید حتما ریگی به کفشش هست!
راستی چرا هیچکی از من خوشش نمیاد ؟
شاید بخاطر ترک گوشه لبم باشه
باید برم یه کرم ضد ترک بگیرم از داروخانه
چرا زودتر به ذهنم نرسیده بود؟
انگار خودم رو فراموش کردم
و فقط به فکر بقیه هستم
بس که ایثارگر هستم میدونی
خدایا بعضی پست ها رو که میخونم
تنم میلرزه از تهمت ناروا
حرفهای بدون مخاطب
یادم باشه
دیوونه ها روز قیامت محشور نمیشن
یعنی اختیار کارهاشون رو ندارند
و شاید مسئولیتی هم نداشته باشن
احتمالا کارشون از حسادت به جنون کشیده
حسادت به چی اصلا نمیدونم
کمکم کن خدای مهربون
همین که تو وکیلم باشی برام کافیه
آمین یا رب العالمین
یه عمو دارم
اسمش عمو جلال بود
مهندسی کشاورزی بود
و شرکت دخانیات کار میکرد
میگفت سبزیهای میدون تره بار
دم بهشت زهرا رو
مصرف نکنید
چون با کود انسانی رشد میکنه گیاهاشون و سبزیهاشون
یعنی جسدهایی که به خاک تبدیل میشن
مدتهاست دچار تنهایی کشنده ای هستم
تنهایی رو تحمل میکنم
اما حاضر نیستم
هرکسی رو به خلوت تنهاییم راه بدم
صحبت کردن با غریبه ها رو دوست ندارم
غریبه هایی که پشت آیدی ناشناس شون قایم شدن
خرس خوابالو با چشمهای خمار
یاد روزایی میفتم
که 6.5 صبح که چشام پرخواب بود
باید بیدار میشدم
صبحونه میخوردم
میرفتم مدرسه
هی میگفتم 5 دقیقه دیگه بخوابم
اصلا دلم نمی خواست برم مدرسه
اما خوب چاره ای نبود
و باید بیدار میشدم میرفتم مدرسه
زنگ مدرسه ساعت 7.10 بود
بعضی وقتها دیر میرسیدم
صبح باید صف وایمیستادیم
نرمش صبحگاهی میکردیم
وای که چقدر سخت بود
خواب آلوده نرمش کردن
اگر دیر میرسیدیم
دم در اسممون رو می نوشتن
از نمره انضباطمون کم میشد
فکر کنم همش بخاطر این تخت لعنتی باشه
منم که تنبل دوس دارم همیشه بخوابم صبح تا شب
قدیما تشک پهن میکردم فقط شبها میخوابیدم
الان صبح تا شب خوابم و کسل
مثل یه رختخوابی که همیشه پهنه برای خوابیدن
شوق زندگی کردن و بیداری رو از آدم میگیره
کاش میشد از شر تختم خلاص بشم
و تشک پهن کنم فقط شبها بخوابم
یعنی ساعت خوابم تحت کنترل دربیاد
و منظم بشه همش تقصیر این تخت لعنتی هست
منم که خوش خواب همش خوابم
آرش ( گروه لاله های سرخ )
سلاااا💖ااام
☕️ عصرتون بخیر و شادی
🙏🏿 الهی حال دلتون خوب , خوب , خوب باشه
🍁 لینک