امین غلامی

سعـے بر آن است، ڪه بـے نام و نشان ترڪ دنیا نـڪنیم... کپی بدون ذکر.. بیشتر

امین غلامی
۵۳۱ پست
۲۲۶ دنبال‌کننده
مرد، مجرد
۱۳۶۸/۰۵/۰۹
ديپلم
سپرساز...
دین اسلام
ايران، لرستان، بروجرد شهر فرزانگان شهر ایت الله بروجردی و معروف به پاریس کوچولو
زندگی با خانواده
سیگار نميکشم
شعر و موسیقی...
سامسونگ a06
پژو پارس سال

تصاویر اخیر

و ۳ کاربر دیگر بازنشر کرده‌اند.


در سرم فکر تو بود.
که مرا خوابم برد.
و تو پیدایت شد.
مثل آن لحظه اول که نگاهت کردم.
همان قدر قشنگ.
به همان شیرینی.
با همان لبخندت.
که دگر باره ربودی قلبم.
طرح لبخند تو بدجور دلم را لرزاند.
و چقدر زود به لبخند تو محتاج شدم.
هوس بوسه ز لبهای تو بدجور مرا مستم کرد.
خواستم بوسه بگیرم ز لبت،
که پریدم از خواب...


لینک سایت زیبا متن👇👇👇
لینک
میتونید عکس نوشته ی شعرامو اینجا ببینید و بخونید 👆👆👆
مشاهده ۲۲ دیدگاه ارسالی ...
بازنشر کرده است.
اومدم نصیحتتون کنم. 😉😉😁😁
البته اگه نصیحت پذیر باشین 😁😁😉😉

مرنجان تا رنجیده نشوی...

بازنشر کرده است.
وصله ی تن نیستی، باشد درست.
اما با نامحرمان هم همنشینی ها مکن...

بازنشر کرده است.
کرده مجنون،
کرده حیران،
کرده بی‌تاب و خراب.
آن نگاهِ مست و گیرایت،
دلِ دیوانه را...

بازنشر کرده است.
عاشقی قصه ی تلخ ایست میان من و تو.
که فقط من به تو دل بستم و تو بی خبری...

بازنشر کرده است.
ما دهه شصتی ها انقدر مجرد موندیم که اگر یه روزی متاهل بشیم و نصف شب از خواب بیدار بشیم و ببینم یکی کنارمون خوابیده. با نزدیک شی چنان به سرش میکوبیم تا جونش دربره 😉😉😉😁😁😁
والا بوخودا. تو رختخواب من چکار میکنی نصف شبی اخه.؟ 😉😉😉😁😁😁

بازنشر کرده است.
رفت و ترجیع اش این بود،
زندگی بی ما خوش است بی معرفت...

بازنشر کرده است.
چشم تو خوب بلد بود نمک گیر بکند،
قلب ویران مرا...

بازنشر کرده است.
که به همنشینی چشم تو محتاج منم شب همه شب...

بازنشر کرده است.
دوریت ما را که نه تنهای تنها.
بلکه بی معنا کند...

بازنشر کرده است.
وقتی نیستی.،
پاییز آغاز یک دلتنگی بی پایان است...

بازنشر کرده است.
روزگارم را سیه کرد،
آنکه چشمانی سیه داشت...

بازنشر کرده است.
چه رنجی میبرد.
آنکس که در دام نگاه تو.
گرفتار است و از آغوش تو دور...

بازنشر کرده است.
پـــر شده کاسه ی عمرم، ز دلتنگی تــــو...

بازنشر کرده است.
دلتنگی نبودنت کم بود،
حال غروب های پاییز هم بهش اضافی شد...

بازنشر کرده است.
نمیدانم تو نیستی،
یا که پاییز اینقدر بی رحم و دلگیر است...