Nikta NamAvar
۷۴۰ پست
۶۸ دنبال‌کننده
زن، مجرد
ليسانس
سیستمهای کنترل و اتوماسیون صنایع
دین اسلام
ايران، فارس
سیگار نميکشم
باران ، کتاب ، موسیقی ، سفر

تصاویر اخیر

بازنشر کرده است.
لطفا با تامل ببینید .
مشاهده ۱۰ دیدگاه ارسالی ...
  • اسماء

    عادی شدن به ترس و رنج توی بحران های اجتماعی یک مورد فورسش میرسه به خود فرد و خانواده ای که توش بزرگ شده این خیلی مهمه که اون فرد در خانواده چطور بزرگ شده آیا پدر و مادر توانایی تاب آوری رو اصلا بلدن که به بچشون یاد بدن آیا والد میتونه بعد قرار گرفتن توی بحران های شخصی و خانوادگی اون رو مدیریت کنه چه جمعی چه شخصی
    چرا خیلی ها فوت شدن تو کرونا!!!
    آیا بیماری ترسناکی بود.. بله اون زمان آره اما خیلی از مرگ ها در اثر استرس زیاد اتفاق افتاد + اینکه پزشکان طب مدرن هیچ میلی به گوش دادن و استفاده ی طب سنتی در کنترل و بهبود این بیماری نداشتن( من خودم خانوادم رو با ویتامین و طب سنتی درمان کردم)
    و چرا برخی با وجود گرفتاری به این بیماری بهبود پیدا کردن ( کنترل استرس مهمترینش بود).
    یا از دیدگاه اقتصادی چرا خیلی ها کارشون رو از دست دادن و چرا خیلی ها نه تنها ورشکسته نشدن بلکه خیلی ثروتمند شدن ( بخاطر استفاده از پارادیم شیفت یعنی استفاده از بحران ها)
    واقعا هر چی که میبینیم از همون بچگی رخ میده
    بچگی آماده کردن فرد برای جامعه هس حتی برای بحران هاش

  • اسماء

    اگر تو بچگی یاد نگرفته خب بره توی بزرگسالی آگاهی پیدا کنه و برسه به تاب آوری، مدیریت استرس و اضطراب و حتی استفاده از بحران ها برای زندگیش
    اینکه عادی سازی شده برمیگرده به ترس ( مثال عرض میکنم ترس از دست دادن جونش اگر اعتراضی کنه) این ترسه برمیگرده به خانواده که محیط پر از ترسی رو براش هی ایجاد کرده میبینید همش برمیگرده به مواردی کوچیکی که هی ماها از بچگی تجربه کردیم

بازنشر کرده است.
روزی آلبرت اینشتین وارد کلاس درسی شد.
بدون گفتن کلمه ای ، قطعه ای گچ برداشت و خط بلندی روی تخته رسم کرد.
سپس رو به دانشجویان کرد و پرسید چه کسی میتواند این خط را کوتاه کند بدون اینکه به آن دست بزند ؟
همه کلاس خندیدند ... آیا این مرد پیر دیوانه شده ؟ چطور چنین چیزی میتونه ممکن باشه ؟
دانشجوی دیگری گفت اگه میخوای کوتاهتر بشه حتما باید پاکش کنی
اینشتین چیزی نگفت . او به سادگی به سمت تخته بر گشت و خط دیگری ، بلنـد تـر دقیقا زیر خط قبلی ، کشید ،
به عقب قدم بر داشت. با خونسردی گفت : حالا چی می بینید ؟
دانشجویان به جلو کشیدند و ناگهان متوجه شـدند !
خط اول تغییری نکرده بود ، حتی ذره ای ، اما حالا کوتاهتر بنظر می رسید.
چون بزرگی واقعی با کوچکتر کردن دیگران نیست
اون با بزرگتر ساختن خودت بدست میاد
و وقتی این کارو انجام بدی دنیا تفاوت رو میبینه بدون اینکه کلمه ای بگی
بازنشر کرده است.
یه امروز بزن زیر همه غما و ترست
یه امروز از فکر و خیال یک ذره بگذر
یه امروز این بارو بذار زمین یه لحظه
یه جوری بخند زمین بلرزه
که دنیا همش شوخی محضه
یه لحظه دستامو ببین گل میده دستت !
بذار ثانیه ها عاشقانه تر شه ...
بازنشر کرده است.
پشت سر مـن راه نـرو ، مـن راهنما نیستم ؛
جلوی مـن راه نـرو ، مـن دنباله رو نیستم ؛
فقط کنار مـن راه برو و دوست مـن باش !
بازنشر کرده است.
بازنشر کرده است.
مبـادا امروز را بی خنـده سـر کنی !

بامدادتان نیکو
مشاهده ۱۰ دیدگاه ارسالی ...
بازنشر کرده است.
بازنشر کرده است.
مشاهده ۱۰ دیدگاه ارسالی ...
بازنشر کرده است.
بازنشر کرده است.
مشاهده ۵ دیدگاه ارسالی ...
  • پارسا

    کارل گوستاو یونگ درمانگر ، کتاب " مقالات یونگ در باره نیچه زردتشت " اش رو دارم می خونم .. یونگ اندیشمنده، روانشناس و روانکاو، روان درمان هم هست ... از کتابهاش بخونین حتما

  • Nikta NamAvar

    ممنون از نظر مفید شما . معلومه شما هم سرتون تو کتابه ، من هم . از آشنایی با شما خوشوقتم.

بازنشر کرده است.
مشاهده ۱۶ دیدگاه ارسالی ...
دیدگاه غیرفعال شده است.
بازنشر کرده است.
بازنشر کرده است.
لبخنـد بـزن ... حتی در میان ترس ها و غم هایت ... چون بزرگ بودن اینطوریه !

صبـح همگی به شـادی
بازنشر کرده است.
بازنشر کرده است.