Mandana
۶۶۰ پست
۳۹۳ دنبال‌کننده
۱۳,۷۲۰ امتیاز
زن، متاهل
۱۳۶۸/۰۷/۲۱
آروم و عادی
instagraph.ir/harfeto/84..

تصاویر اخیر

بازنشر کرده است.

ای كاش نريزد

به هم آرامشِ روحت

من بند دلم

بر رگِ اعصاب تو بند است

 

مشاهده ۲۸ دیدگاه ارسالی ...
همیشه

در ناگهانی ترین لحظه، عزیزترین دارایی مان از دست می رود!

و ما درست همان موقع یادمان می افتد، چقدر "دوستت دارم" هایمان را نگفته ایم، " از اینکه دارَمت شادترینم" را نگفته ایم..

همیشه دیر یادمان می افتد برای آنچه که داریم با خوشحالی شکر گوییم .

همیشه دیر می شود

و ما بعدَش، تمامِ اندوهمان از حرف هایی ست که نزده ایم.

| سپیده امیدی |
نفس میکشم
ها میکنم
تعفن پر کرد ریه ام را
چه مرداب دلگیری !!!
هرچقدر ساده تر بهتر ،

اینکه بخواهی شبیهِ تمامِ آن زنانی شوی که حتی لبخند هایشان ساختگی‌ست و سعی می‌کنند طوری با دقت لبخند بزنند که مبادا زیبایی‌شان زیرِ سوال برود را دوست ندارم، همین لبخندهایِ ساده و از سرِ شوقِ تو قلبِ من را می‌لرزاند. باور کن می‌لرزاند...

اینکه ذوقَت را از دیدنِ گُل‌هایِ وحشی پنهان نمی‌کنی، با دیدنِ پروانه‌هایِ کوچکِ بنفش چشمانت برق می‌زنند، و وقتی باران می‌بارد می‌توانی ریز ریز برای خودَت آواز بخوانی، و عاشقِ چای لیوانی هستی، اینکه می‌توان با تو ساعت‌ها به آسمانِ شب خیره شد و از داستانِ عاشقانه‌ی ستاره‌ها گفت و مطمئن بود تو انسان را دیوانه نمی‌خوانی

و آنقدر حس و حالِ بودنَت خوب است که خانه با وجودِ تو چیزی از بهشت کم ندارد...

همه‌ی این‌ها آرامش بخش ترین اتفاقاتِ دنیا هستند، باور کن اینکه بتوانی کنارِ کسی که دوستش داری بی هیچ تردید "خودَت باشی" بی‌مانند ترین حسِ دنیاست،

می‌دانی که چه می‌گویم ؟!

| مهسا رضایی |
💕💕

من زخم های بینظیری به تن دارم‌ اما،
تو مهربان‌ ترینشان بودی ؛
عمیق ترینشان؛
عزیزترینشان…❤️
من دلم همون عصر ماه اخر پاییزو میخواد
که زنگ بزنم بهت
و تو بهم
دروغ بگی ...
مشاهده ۹ دیدگاه ارسالی ...
پرسیدم: «تو دلت تنگ نمی‌شه؟
بعدِ اون همه خاطره هیچ صدایی، هیچ کلمه‌ای، هیچ تصویری تورو یادِ من ننداخت؟
عجیبه! خیلی عجیبه…»
مشاهده ۳ دیدگاه ارسالی ...
به اندازه ی یک فنجانِ قهوه

به اندازه ی چند دقیقه، با من نشسته بود

از خودش گفت، از قصدِ آمدنش، از چرایِ رفتنش

ساده بود و صمیمی‌

لحنی داشت، به گوشِ احساسِ من، بی‌ انتها غریب

قهوه‌اش را خورد، دستم را فشرد و رفت

ماجرایِ عجیبی ‌ست بودنِ ما آدم ها

یک نفر برایت چند دقیقه وقت می‌‌گذارد و به اندازه ی خوردنِ یک قهوه، چشمانت را به دنیائی تازه باز می‌‌کند

برای یک نفر، عمری وقت می‌‌گذاری. همان کسی‌ که قادر است به اندازه ی خوردنِ یک قهوه، دنیایی را خراب کند

با تاسف نمی‌نویسم

برای بیدار شدن، برای شروع‌های تازه، هرگز دیر نیست

قهوه‌های تلخ، آدم‌های تلخ، روز‌های تلخ، الزاماً به معنی‌ پایانی تلخ نیست

هنوز هم معتقدم ... برای وارد شدن به دنیای دیگران، باید به اندازه یک فنجان قهوه برایشان وقت گذاشت.

| نیکی فیروزکوهی |
دیدی یهویی به یه سمتی کشیده میشی؟!
یاداور خیلی چیزا میشه برات
یه نگاه
یه شخص
یه متن
حتی یه عکس
و چقدر بین بد و خوب بودن حسش با خودت کلنجار میری
به پروانه ها بگویید:

دست از "خود سوزی" بردارند !!!
این روزها "شمع ها" نیز "اشک تمساح" میریزند !!!

" غریبه "
درونم جنگ است،
نه بین خیر و شر،
بلکه بین من و من،
بین کودکی‌ام که هنوز عشق می‌خواهد،
و بالغی که یاد گرفته فقط دوام بیاورد.
و در این میان،
نه پناهی هست،
نه آغوشی امن،
فقط سکوتی که همه چیز را در خودش می‌بلعد..
بازنشر کرده است.
آدمهای مغرور دو دسته اند:

مغرورِ خوب و مغرورِ بد

مغرورِ خوب هیچ وقت تو هیچ چیز جلو نمیره،

اما اگه جلو بری و ازت محبت ببینه

چند برابر بهت محبت میکنه...

اما مغرورِ بد هر چه بیشتر بهش محبت کنی

و علاقتُ بهش ثابت کنی غرورش پررنگ تر میشه ودست تو دستِ غرور میزاره

و باهاش میره و ازت دورمیشه

و جواب محبت هاتو با سردی میده!

گاهی باید قبول کنیم

برای داشتنِ حالِ خوب باید از دوست داشتن دسته ی دوم دست برداریم،

دوست داشتن آدم هایی که غرورشان اولویتشان است آزار دهندست...

و هرچه بیشتر دوستش داشته باشی بیشتر اذیت میشوی و ضربه میخوری!

عشق و خوشبختی غرورِ فراموش شده میخواهد!

| المیرا دهنوی |
بازنشر کرده است.
مراقب باشید که کیو از دست میدید بعضی از آدما هیچوقت تکرار نمیشن:
"همه‌ی زنان با حضور زنی دیگر فراموش نمی‌شوند!
زنی وجود دارد که اگر گم شد، تمام زندگی‌ات را برای جمع کردن چهره‌اش از صدها زنِ دیگر،
می‌گذرانی و پیدایش نمیکنی.."
بازنشر کرده است.
نفس میکشم
ها میکنم
تعفن پر کرد ریه ام را
چه مرداب دلگیری !...

بازنشر کرده است.
من اونو ترک کردم یا اون منو ترک کرد؟

+ معلومه، تو اونو ترک کردی.

- ولی وقتی ترکش کردم هیچوقت دنبالم نیومد...

من اونو ترک کردم یا اون منو ترک کرد؟!

| آنا جمشیدی |
بازنشر کرده است.
می‌گفت:

ببین من آدم دروغ و دغل بافتن نیستم...

نمیگم تو اولیمی، بودن!

قبلِ تو خیلیا بودن، همه شونم وقتی اومدن گمون می‌کردم عشقن، کنارشونم بدک نبود حالم، می گفتم، می‌شنیدم، روزگار می‌گذروندم خلاصه...

نبودناشونم یه چند صباحی حالمو بد می‌کرد اما هرچی بود می‌گذشت!

اما تو نبودنات نمی‌گذره...

تو نبودنات حالمو بد نمی‌کنه، می‌کُشه فقط!

من با خیلیا خندیدم، اما فقط برا توئه که چشمام تر می‌شه، فقط رفتن توئه که به گریه م میندازه حتی فکر و خیالش!

ببین من دروغ نیست توو کارم،

تو اولیم نبودی...

اما به جون مادرم قسم، آخریمی!

| طاهره اباذاری هریس |
مشاهده ۲۱ دیدگاه ارسالی ...