amirali
۳,۳۳۱ پست
۱۴۶ دنبال‌کننده
۱,۳۵۳ امتیاز

تبلیغات

تصاویر اخیر

بازنشر کرده است.
دیدگاه غیرفعال شده است.
بازنشر کرده است.
دیدگاه غیرفعال شده است.
بازنشر کرده است.
آنقدر از مقابل چشم تو رد شدم
تا عاقبت ستاره شناسی بلد شدم

منظومه ای برابر چشمم گشوده شد
آن شب که از کنار تو آرام رد شدم

گم بودم از نگاه تمام ستارگان
تا این که با دو چشم سیاهت رصد شدم

شاید به حکم جاذبه ، شاید به جرم عشق
در عمق چشم های تو حبس ابد شدم

دیدم تو را در آینه و مثل آینه
من هم دچار - از تو چه پنهان؟! - حسد شدم

شاعر شدم همان که تو را خوب می سرود
مثل کسی که مثل خودش می شود شدم

در حیرتم که چگونه ، چرا در نگاه تو
دیروز خوب بودم و امروز بد شدم
دیدگاه غیرفعال شده است.
بازنشر کرده است.
کلبه ام پنجره ای باز به دریا دارد
خوب من! منظره ی خوب ، تماشا دارد

ساختم آینه ای را به بلندای خیال
تا خودت را به تماشای خودت وا دارد

راز گیسوی تو دنیای شگفت انگیزی است
که به اندازه ی صد فلسفه معنا دارد

گوش کن خواسته ام خواهش بی جایی نیست
اگر آیینه ی دستت بشوم ، جا دارد

چشم یک دهکده افتاده به زیبایی تو
یعنی این دهکده یک دهکده رسوا دارد

کوزه بر دوش سر چشمه بیا تا گویند
عجب این دهکده سرچشمه ی زیبا دارد

در تو یک وسوسه ی مبهم و سرگردان است
از همان وسوسه هایی که یهودا دارد

عشق را با همه شیرینی و شورانگیزی
لحظه هایی است که افسوس و دریغا دارد

بی قرار آمدن ، آشفتن و آرام شدن
حس گنگی است که من دارم و دریا دارد

یخ نزن رود معمایی من ! جاری باش
دل دریایی ام آغوش پذیرا دارد
دیدگاه غیرفعال شده است.
بازنشر کرده است.
نوشتن افکارت رو شروع کن
بعد خوندنش رو
و تلاش کن از بدی هاش کم کنی و هر روز خوبی هاش رو بیشتر کنی
اطراف خودت رو نگاه کن و به خوبی هاش فک کن و پیداشون کن
تو هر چیز که بد بنظر میاد کلی خوبی هست

باید پیداشون کنیم
بازنشر کرده است.
مار از پونه من از مار بدم می آید
یعنی از عامل آزار بدم می آید

هم از این هرزه علف های چمن بیزارم
هم ز همسایگی خار بدم می آید

کاش می شد بنویسم... بزنم بر در باغ
که من از این همه دیوار بدم می آید

دوست دارم به ملاقات سپیدار روم
ولی از مرد تبردار بدم می آید

ای صبا بگذر و از من به تبردار بگو
که از این کار تو بسیار بدم می آید

عمق تنهایی احساس مرا دریابید
دارد از آینه انگار بدم می آید

آه ای گرمی دستان زمستانی من
بی تو از کوچه و بازار بدم می آید

لحظه ها مثل ردیف غزلم تکراری است
آری از این همه تکرار بدم می آید...
دیدگاه غیرفعال شده است.
معنای زندگی
خوب دیدن
مهربانیست
خوب بودن شاد بودن و نگرش به زیبایی هاست
بازنشر کرده است.
آیا تو نیز دردسری چند می خری؟
یعنی دلی ز دست هنرمند می خری؟

قلبی پر از غرور ز مردی بهانه‏ گیر
او را كه بی‏ بهانه شكستند می خری؟

بنشین و عاقلانه بیندیش خوب من
دیوانه ‏ای رها شده از بند می خری؟

یك لحظه آفتابی و یك لحظه ابر محض
آمیزه‏ ای ز اخم و شكرخند می خری؟

باری به حجم عاطفه بر دوش می‏كشی؟
دردی به وزن كوه دماوند می خری؟

بگذار شاعرانه بكوشم به وصف خویش
ابلیس در لباس خداوند می خری؟

وقتی كه لحظه ‏های من آبستن غم ‏اند
اخم مرا به قیمت لبخند می خری
دیدگاه غیرفعال شده است.
سکوت زیباست جون جز زیبایی تو دیگه هیچ چیز از تو ذهنم رد نمیشه برای همین دوست دارم سکوت کردن رو...
واژه ها معنای خودشون رو از تفکر و معنی کردن ما بدست آوردن واژه ها رو هر جور معنی و تصور کنی همون شکلی خواهند شد
موسیقیه زندگیه خودت رو بنواز و گوش کن
حتما پر از آرامش هست
موسیقیه دیگران و وقتی کوش بدی اووقت دیگه از خودت غافل میشی
باران بهانه است
برای شاعر شدن
برای عاشق شدن
برای سرودنت
برای هم پیمانه شدن
برای سکوت
برای لمس زندگی
برای تازه شدن
با عطری از طبیعت
برای طراوت
برای شاد شدن
برای اندیشیدن و تفکر
زیباییت بی مثال است
یه پدیده نو که همه این ها از تو آغاز می شود
صدایت نم نم باران است که به شیشه میخورد

همانقدر گوشنواز دل نواز و زیبا