ولی واقعا اهمیتی نداره چه اتفاقی می افته .
من قشنگ ترین روزای زمستون رو دیدم .
زشت ترین شبای تابستون جلو چشمام بود .
بدترین قهوه ها و بهترین چایی ها رو تو بهترین و بدترین کافه ها خوردم .
با مزخرف ترین آدما گشتم و دنبال بهترین آدما اینور و اونور رفتم .
با فیلمای کمدی گریه کردم و به عشق رومئو ژولیت خندیدم .
کارای بی اهمیت زیادی انجام دادم که از هیچکدوم هیچوقت پشیمون نشدم .
من گند زدم ولی خودم درستش کردم .
الان تو این لحظه که نه خوشحالم و نه ناراحت، می دونم هیچ چیز اهمیتی نداره.
به قول يكي از بچه ها
امان از اين اهنگت😍😎
رهایم نکن خدا
بدون تو دنیا عجیب جای ترسناکیست،
چقدر میترسم بدون تو از شب، از
تاریکی، از سکوت...
چقدر نگرانم، چقدر نفس کم میآورم...
چقدر دلم برای لمس حضور تو تنگ شده. اینروزها
ریشههایم از دل خاک بیرون زده و معلق
ماندهام میان زمین و هوای تو،
منی که خودم را، منی که عزیزانم را،
منی که همه چیز جهانم را به تو سپردهام!
دارم میترسم از دنیا، از زمین، از آدمها
ریشههای بیرون زدهام درد میکند...
حواست به من باشد خدا✨❤️
برای مادر عزیز و گرامیتان از صمیم قلب دعا میکنم؛ از همان دعاهایی که از عمق دل برمیآیند و هیچ واژهای توان وصفشان را ندارد. از خداوندی که پناه دلهای خسته و امید روزهای سخت است، میخواهم دست شفا بر سر مادر مهربانتان بکشد و هر درد و رنجی را از وجودشان دور کند.
مادر، فقط یک واژه نیست؛ بخشی از تمام آرامش، خاطرات و ریشههای زندگی ماست. وقتی مادر بیمار میشود، انگار گوشهای از دل آدم هم درد میگیرد و هیچ آرامشی کامل نمیشود تا دوباره لبخند او را ببینی.
وفا عزیز . آرزو میکنم خداوند به دل نگران شما صبر، به خانهتان آرامش و به مادر گرامیتان سلامتی کامل عطا کند. امیدوارم خیلی زود این روزهای نگرانی به خاطرهای دور تبدیل شود و دوباره صدای خنده و سلامتی مادرتان، دل همه شما را روشن کند.
خدایا، مادرشان را به خودت میسپاریم؛ تو که از دردهای نگفته دلها باخبری، خودت شفا بده. نه فقط شفای تن، که آرامش دل و قوت جان نیز نصیبشان کن.
الهی هیچ مادری بیمار نباشد و هیچ فرزندی نگران مادرش نشود.
امیرطاها...
Thanks for agreeing
ᥫ᭡ :) ᥫ᭡
😂🌸