قصدِ ورود دارید ؟!

  جستجو بین پست‌ها و کاربران
من اسیر سایه های شب شدم ... شب اسیر تور سر آسمون.
پا به پای سایه ها باید برم ... همه شب به شهر تاریک جنون !
دلم از تاریکی ها خسته شده ... همه درها به روم بسته شده!
چراغ ستاره من رو به خاموشی میره.. بین مرگو زندگی اسیر شدم باز دوباره
تاریکی با پنجه های سردش از راه میرسه.. توی خاک سرد قلبم بذر کینه میکاره
دلم از تاریکی ها خسته شده، ... همه درها به به روم بسته شده!
مرغ شومی پشت دیوار دلم ... خودشو اینور و اونور میزنه،
تو رگهای خسته سرد تنم ... ترس مردن داره پر پر میزنه!
دلم از تاریکی ها خسته شده، ... همه درها به به روم بسته شده!
22 + 1398/05/08 - 17:40 در رقص واژه ها
· · · · · · · ·
1564471351457470_large.jpg
1564471351457470_large.jpg · 375x500px, 66KB

امتياز مثبت

(22 کاربر)

پيگيري‌کنندگان ديدگاه

(مشاهده)

باز نشر


کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلیکی ها هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد